موقعیت یا محیط گیج کننده، عجیب و غیرمنطقی
آشفته بازار
سوراخ خرگوش.
توضیح: استعاره ای برای مسیرهای پیچیده و عمیقی که فرد در آن فرو می رود و کنترل آن را از دست می دهد، اغلب با اشاره به عادت های مضر یا جست وجوی وسواسی در موضوعی خاص.
توضیح: استعاره ای برای مسیرهای پیچیده و عمیقی که فرد در آن فرو می رود و کنترل آن را از دست می دهد، اغلب با اشاره به عادت های مضر یا جست وجوی وسواسی در موضوعی خاص.
وضعیت گیج کننده و سردرگم
... [مشاهده متن کامل]
اصطلاح "حفره خرگوش" از رمان "ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب" نوشته لوئیس کارول در سال 1865 سرچشمه می گیرد. در داستان، آلیس یک خرگوش سفید را در سوراخی دنبال می کند و او را به دنیایی سورئال و گیج کننده به نام سرزمین عجایب�� هدایت می کند.
با گذشت زمان، این عبارت برای توصیف موقعیت هایی تکامل یافته است که در آن شخصی عمیقاً در چیزی غرق می شود، اغلب تا حدی که حواسش پرت می شود یا سردرگم می شود. این می تواند به گم شدن در موضوعات پیچیده، جستجوهای اینترنتی یا هر فعالیتی که زمان و توجه زیادی را می گیرد�� اشاره داشته باشد.
🔸 معادل فارسی:
• مسیر پیچیده و بی پایان تحقیق یا کنجکاوی
• ورود به موضوعی که آدم را بیشتر و بیشتر درگیر می کند
• افتادن در یک دنیای پیچیده و گاه بی حاصل
• در بعضی زمینه ها: پیگیری وسواس گونه یک موضوع
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
I went down a rabbit hole researching the history of the Roman Empire.
آن قدر در مورد تاریخ امپراتوری روم تحقیق کردم که کاملا درگیر این موضوع شدم.
Don't go down the rabbit hole of conspiracy theories.
وارد مسیر بی پایان و پیچیده نظریه های توطئه نشو.
I started watching one video and ended up going down a YouTube rabbit hole for three hours.
تماشای یک ویدئو را شروع کردم و در نهایت سه ساعت در دنیای ویدئوهای یوتیوب غرق شدم.
• مسیر پیچیده و بی پایان تحقیق یا کنجکاوی
• ورود به موضوعی که آدم را بیشتر و بیشتر درگیر می کند
• افتادن در یک دنیای پیچیده و گاه بی حاصل
• در بعضی زمینه ها: پیگیری وسواس گونه یک موضوع
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
آن قدر در مورد تاریخ امپراتوری روم تحقیق کردم که کاملا درگیر این موضوع شدم.
وارد مسیر بی پایان و پیچیده نظریه های توطئه نشو.
تماشای یک ویدئو را شروع کردم و در نهایت سه ساعت در دنیای ویدئوهای یوتیوب غرق شدم.
برای اشاره به یک موقعیت یا محیط عجیب، گیج کننده یا مزخرف استفاده می شود، معمولاً شرایطی که رهایی از آن دشوار است.
هزار تو
هچل
you can just go down a rabbit hole.
فقط خودتو تو هچل میندازی
فقط خودتو تو هچل میندازی
- وضعیت پیچیده و بغرنج
Overhauling the current tax legislation is a rabbit hole I don't think this administration should go down at this point