نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
see out: بدرقه کردن یا همراهی کردن تا دم درب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sure thing: به معنی خواهش میکنم، قابلی نداشت، ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
sure thing: به معنی خواهش میکنم، قابلی نداشت، ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go up: ساختن - ظاهر شدن - آتش گرفتن یا منف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
barrel: موج های بزرگ استوانه ای شکل ( در ور ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
barrel: موج های بزرگ استوانه ای شکل ( در ور ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
constructoin: تفسیر ، ترجمه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
constructoin: تفسیر ، ترجمه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a constructoin on something: ( عبارت ) تفسیر کردن چیزی ( مثلا اظ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put a constructoin on something: ( عبارت ) تفسیر کردن چیزی ( مثلا اظ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
resident evil: شیطان مقیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
resident evil: شیطان مقیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's hit the road: بیا بزنیم به جاده!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's hang around: بیا بریم دور بزنیم، بیا بریم بگردیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
date back: ( عبارت فعلی ) قدمت داشتن، به تار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
here we go: شروع کنیم !
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here to stay: دیگر ( کاملا ) ماندگار و متداول شده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
here to stay: دیگر ( کاملا ) ماندگار و متداول شده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
strike back: تلافی کردن، پاتک زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
strike back: تلافی کردن، پاتک زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hit the road: مسافرت کردن،
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blistering cold: سرمای سوزان
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blistering: صفت: سوزان هم در مورد گرما هم سرما
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blistering: صفت: سوزان هم در مورد گرما هم سرما
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unbirdled: غیرقابل کنترل، مهارنشدنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unbirdled: غیرقابل کنترل، مهارنشدنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
date from: قدمت تاریخی داشتن از. . . ، ( مثال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
date from: قدمت تاریخی داشتن از. . . ، ( مثال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
wrap: پایان یک دوره فیلمبرداری یا ضبط ( م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
push through: از سد چیزی گذشتن، مانعی را ( بزور ) ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
push through: از سد چیزی گذشتن، مانعی را ( بزور ) ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
back home: یعنی در زادگاه یک شخص، یا جایی که آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
back home: یعنی در زادگاه یک شخص، یا جایی که آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get on with it: کاری که شروع کردی ادمه اش بده، کارت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get on with it: کاری که شروع کردی ادمه اش بده، کارت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
don't mention it: در پاسخ به کسیکه از شما تشکر کرده ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
don't mention it: در پاسخ به کسیکه از شما تشکر کرده ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get on with it: کارت رو شروع کن، کارت رو ادامه بده
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
goody two shoes: بچه مثبت
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
goody two shoes: بچه مثبت
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
goody goody: غیررسمی ) بچه مثبت
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
good egg: اصطلاح قدیمی و دوستانه برای بچه مثب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
good egg: اصطلاح قدیمی و دوستانه برای بچه مثب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the road: سفر را آغاز کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the road: سفر را آغاز کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mr right: اصطلاح ) شوهر ایده آل آینده
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mr right: اصطلاح ) شوهر ایده آل آینده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feed upon: تقویت شدن از، بهره مند شدن از، جان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feed upon: تقویت شدن از، بهره مند شدن از، جان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mean streak: خصلت بدجنسی، ( شخصی که دارای خصلت ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
mean streak: خصلت بدجنسی، ( شخصی که دارای خصلت ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
burst in: ناگهانی وارد شدن ( به اتاق یا یک سا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
burst in: ناگهانی وارد شدن ( به اتاق یا یک سا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
football pool: پول شرط بندی فوتبال
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
football pool: پول شرط بندی فوتبال
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pool: پول شرط بندی
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
crimbo: یک اصطلاح عامیانه ( عرفی ) جایگزین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
squarely: مستقیما - صادقانه، دقیقا
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
squarely: مستقیما - صادقانه، دقیقا
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
poised: صفت ) آرام، خونسرد، مطمئن، - آرام و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
poised: صفت ) آرام، خونسرد، مطمئن، - آرام و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stoked: صفت ) مشتاق، هیجان زده ، مشتعل، برا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stoked: صفت ) مشتاق، هیجان زده ، مشتعل، برا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chagrined: اندوهگین، آزرده خاطر، دلخور
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chagrined: اندوهگین، آزرده خاطر، دلخور
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the more the merrier: ضرب المثل برای موقعیتهایی مثل عروسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
the more the merrier: ضرب المثل برای موقعیتهایی مثل عروسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
caroller: خواننده سرود کریسمس ( با صدای بلند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
caroler: خواننده سرود کریسمس ( مخصوصا با صدا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
caroler: خواننده سرود کریسمس ( مخصوصا با صدا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
carol: رفتن خانه بخانه همراه با خواندن سرو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carol: رفتن خانه بخانه همراه با خواندن سرو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
giggidy: تکه کلام گلن کواگمایر ( شخصیت کارتو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
driveway: به راه ورودی ( کوتاه و اختصاصی ) گف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
driveway: به راه ورودی ( کوتاه و اختصاصی ) گف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
squeez in: جم و جور نشستن ( در ماشین یا. . . ) ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
squeez in: جم و جور نشستن ( در ماشین یا. . . ) ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shake it up: عجله کردن، سریعتر حرکت کردن - تغییر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shake it up: عجله کردن، سریعتر حرکت کردن - تغییر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mix it up: - درگیرشدن، جنگیدن ( با مشت ) ، رقا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mix it up: - درگیرشدن، جنگیدن ( با مشت ) ، رقا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the high side: یک کمی بالا، یه خورده بالا ( مثال، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the high side: یک کمی بالا، یه خورده بالا ( مثال، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the small side: یه کمی کوچک، یه خورده کوچک
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the small side: یه کمی کوچک، یه خورده کوچک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the heavy side: یه کمی سنگین، یه خورده سنگین
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the heavy side: یه کمی سنگین، یه خورده سنگین
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off kilter: نا متعادل، کج، نا مرسوم، غیر معمول، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off kilter: نا متعادل، کج، نا مرسوم، غیر معمول، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of kilter: غیر معمول، نا مرسوم، نا متعادل، کج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall to piece: داغون شدن، از هم پاشیدن، پیر شدن یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall to piece: داغون شدن، از هم پاشیدن، پیر شدن یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fall to pieces: داغون شدن، از کار افتادن، از هم پاش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall to pieces: داغون شدن، از کار افتادن، از هم پاش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive someone nuts: غیر رسمی ) کسی را عصبانی کردن، کسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
drive someone nuts: غیر رسمی ) کسی را عصبانی کردن، کسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nailed it: برنده شدن، درست به هدف زدن، موفق شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
nailed it: برنده شدن، درست به هدف زدن، موفق شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hit the nail on the head: عامیانه ) دقیق به هدف زدن ، دقیقا م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
hit the nail on the head: عامیانه ) دقیق به هدف زدن ، دقیقا م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over the counter drug: داروی بدون نسخه - به اختصار داروی O ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over the counter drug: داروی بدون نسخه - به اختصار داروی O ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
breakdown: Remove a barrier or obstacle برداشت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
breakaway: استعفا دادن، فرار کردن از ( موقعیتی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
breakaway: استعفا دادن، فرار کردن از ( موقعیتی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break for: دویدن سریع به یک طرفی به منظور فرار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
break for: دویدن سریع به یک طرفی به منظور فرار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
break in: بغیر از همه معانی فوق: اصطلاح آب بن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
break in: بغیر از همه معانی فوق: اصطلاح آب بن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
break into: علاوه بر معانی فوق: ( بر اساس دیکشن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nip in the bud: جلوی رشد و پیشرفت چیزی را از آغاز گ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
nip in the bud: جلوی رشد و پیشرفت چیزی را از آغاز گ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hit the spot: اصطلاح، خودمانی چسبیدن ( برای نوشید ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
hit the spot: اصطلاح، خودمانی چسبیدن ( برای نوشید ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fill someone in: کسی را بطور کامل مطلع کردن از یک مو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fill someone in: کسی را بطور کامل مطلع کردن از یک مو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the button: درست و دقیق، در زمان دقیق مشخص شده، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the button: درست و دقیق، در زمان دقیق مشخص شده، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hit the panic button: اصطلاح خودمانی ) Hit/press/push th ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit the panic button: اصطلاح خودمانی ) Hit/press/push th ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a lookout on it: چه دورنمایی دارد! چه چشم اندازی دار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone to do something: کسی را برای انجام کاری متقاعد کردن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get someone to do something: کسی را برای انجام کاری متقاعد کردن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have someone do something: کسی را برای انجام کاری سازماندهی کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
have someone do something: کسی را برای انجام کاری سازماندهی کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone do something: کسی را برای انجام کاری اجبار کردن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make someone do something: کسی را برای انجام کاری اجبار کردن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cum: مایع منی ( اصطلاح عامیانه پورنوگراف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
cum: مایع منی ( اصطلاح عامیانه پورنوگراف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strike with wonder: گیج شدن، بهم ریختن ذهن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strike with awe: گیج کردن، مبهوت کردن ، شگفت زده کرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be up the creek: تو درد سر افتادن ، تو مخمصه افتادن،
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's cross that bridge when we come to it: بیا فعلا خودمون را نگران آنچه که در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
let's cross that bridge when we come to it: بیا فعلا خودمون را نگران آنچه که در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drop dead: به دو معنا میباشد 1 - برای تاکید بر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
drop dead: به دو معنا میباشد 1 - برای تاکید بر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lost for good: گمشده برای همیشه، مفقود شده برای هم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lost for good: گمشده برای همیشه، مفقود شده برای هم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you guys rock: اصطلاح عامیانه ) یعنی شما فوق العاد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you guys rock: اصطلاح عامیانه ) یعنی شما فوق العاد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
sick: ( علیرغم اینکه همه میدانیم این کلمه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
browsing: نگاه کردن ( به ویترین مغازه ها ) مث ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crazy about: مشتاق بودن، علاقمند بودن I'm not cr ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
crazy about: مشتاق بودن، علاقمند بودن I'm not cr ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
badass: خفن، باحال، چشمگیر و عالی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
superdope: فوق العاده عالی، ( super - dope , s ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
superdope: فوق العاده عالی، ( super - dope , s ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
for crying out loud: اصطلاح عامیانه ) آخ، آخ! تورو خدا ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
for crying out loud: اصطلاح عامیانه ) آخ، آخ! تورو خدا ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn the stones: همه تلاشت را بکن، همه راه ها را برو
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn the stones: همه تلاشت را بکن، همه راه ها را برو
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
imp: Imp، مخفف Impression در پایین برگه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
imp: Imp، مخفف Impression در پایین برگه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a barking dog seldom bites: ضرب المثل ) سگی که پارس میکند به ند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a barking dog seldom bites: ضرب المثل ) سگی که پارس میکند به ند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a day late and a dollar short: ضرب المثل ) یعنی یک چیز خیلی دیر شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a day late and a dollar short: ضرب المثل ) یعنی یک چیز خیلی دیر شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fool at 40 is a fool forever: ضرب المثل ) یعنی کسیکه تا چهل سالگی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a fool at 40 is a fool forever: ضرب المثل ) یعنی کسیکه تا چهل سالگی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fresh pair of eyes: ضرب المثل ) کسی که آورده میشود تا ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a fresh pair of eyes: ضرب المثل ) کسی که آورده میشود تا ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
giddy up: 1 - از این واژه برای دستور دادن به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
giddy up: 1 - از این واژه برای دستور دادن به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sucks: مزخرف، بد، چرند، دست و پا چلفتی
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
sucks: مزخرف، بد، چرند، دست و پا چلفتی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it sucks: اون خیلی مزخرفه،
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
it sucks: اون خیلی مزخرفه،
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that sucks: عامیانه ) اون خیلی بی عرضه است، اون ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
that sucks: عامیانه ) اون خیلی بی عرضه است، اون ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
day in day out: عامیانه ) هر روز خدا!
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
single: تک آهنگ، آلبوم تک آهنگ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ride out the storm: اصطلاح عامیانه ) با شرایط سخت کنار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ride out the storm: اصطلاح عامیانه ) با شرایط سخت کنار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
headshot: 1 - عکس گرفته شده از صورت ( مثلا عک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
headshot: 1 - عکس گرفته شده از صورت ( مثلا عک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang in the air: نا تمام ماندن، نا معلوم ماندن، حل ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hang in the air: نا تمام ماندن، نا معلوم ماندن، حل ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a piece of work is man: چه شاهکاریه انسان!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neckbeard: ریش تا گردن رشد کرده ) کنایه از عدم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neckbeard: ریش تا گردن رشد کرده ) کنایه از عدم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
thinking outside the box: متفاوت فکر کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make heads or tails of something: اصطلاح ) فهمیدن یا سردرآوردن از چیز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make heads or tails of something: اصطلاح ) فهمیدن یا سردرآوردن از چیز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can not make heads or tails of something: قادر نبودن به فهمیدن چیزی! I could ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
can not make heads or tails of something: قادر نبودن به فهمیدن چیزی! I could ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can't make heads or tails of something: قادر نبودن به فهمیدن چیزی! They ca ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
can't make heads or tails of something: قادر نبودن به فهمیدن چیزی! They ca ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
collision damage waiver: چشم پوشی از خسارت ناشی از برخورد، چ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
collision damage waiver: چشم پوشی از خسارت ناشی از برخورد، چ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got stung: گذشته Get stung ( گزیده شدن )
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
got stung: گذشته Get stung ( گزیده شدن )
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fly into a rage: بسیار خشمگین شدن بطور ناگهانی، مثال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fly into a rage: بسیار خشمگین شدن بطور ناگهانی، مثال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fit of a rage: فوران خشم، جنون آنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fit of a rage: فوران خشم، جنون آنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a fit of a rage: در یک جنون آنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in a fit of a rage: در یک جنون آنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fly into a fit of rage: بسیار خشمگین شدن بطور آنی ( ناگهانی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fly into a fit of rage: بسیار خشمگین شدن بطور آنی ( ناگهانی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run a special: حراج ویژه راه انداختن
٥ ماه پیش