نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rubbernecking: گردشگری فاجعه یا disaster tourism ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rubbernecking: گردشگری فاجعه یا disaster tourism ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rotten luck: بد شانسی، what rotten luck چه شانس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rotten luck: بد شانسی، what rotten luck چه شانس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not until: نه تا وقتی که، نه قبل از اینکه، نه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
not until: نه تا وقتی که، نه قبل از اینکه، نه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was not until many hours later: ساعات زیادی نگذشته بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up to speed: 1 - کار کردن در پتانسیل کامل یا حدا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
up to speed: 1 - کار کردن در پتانسیل کامل یا حدا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
badge buddy: کارت شناسایی مخصوص پرستاران، دکتر و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ends up being too noisy: به خیلی پر سر و صدا بودن منتهی می ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop the humor: شوخی را متوقف کردن، جک گفتن را تمام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here we go again: دوباره شروع شد! مثال Oh Jeez, Here ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
here we go again: دوباره شروع شد! مثال Oh Jeez, Here ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cause a stir: هیجان را تحریک کن، آشوب را زیاد کن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cause a stir: هیجان را تحریک کن، آشوب را زیاد کن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dripping with something: حاوی مقدار زیادی از چیزی بودن، پوشی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dripping with something: حاوی مقدار زیادی از چیزی بودن، پوشی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
safety deposit box: یا safe deposit box صندوق امانات با ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
safety deposit box: یا safe deposit box صندوق امانات با ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
safe deposit box: صندوق امانات بانک ( همچنین به safet ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
safe deposit box: صندوق امانات بانک ( همچنین به safet ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
call for: تقاضا کردن، احضار کردن چیزی یا کسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
run over: طول کشیدن ( چیزی بیش از آنچه که برن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a heads up: کسی را در جریان گذاشتن، چیزی را به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone a heads up: کسی را در جریان گذاشتن، چیزی را به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
running short of something: در حال کم شدن چیزی، در حال تمام شدن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
running short of something: در حال کم شدن چیزی، در حال تمام شدن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm running late: 1 - دارد دیرم می شود 2 - دیر می رسم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
i'm running late: 1 - دارد دیرم می شود 2 - دیر می رسم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
it's a deal: اصطلاحی است که برای مواقعی که شما ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
it's a deal: اصطلاحی است که برای مواقعی که شما ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hogging the ball: بازیکن یک تیم که بیش از اندازه تکرو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hogging the ball: بازیکن یک تیم که بیش از اندازه تکرو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get even with someone: با کسی تسویه کردن، از کسی انتقام گر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get even with someone: با کسی تسویه کردن، از کسی انتقام گر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bear with: با کسی راه آمدن، تحمل کردن، صبوری ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bear with: با کسی راه آمدن، تحمل کردن، صبوری ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play dumb: خود را به ندانستن زدن، خود را به نف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
play dumb: خود را به ندانستن زدن، خود را به نف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone in the sack: کسی را به رختخواب بردن ( برای س. ک. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get someone in the sack: کسی را به رختخواب بردن ( برای س. ک. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone the sack: از کار بیکار کردن کسی، اخراج شدن y ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get someone the sack: از کار بیکار کردن کسی، اخراج شدن y ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sweet talk: شیرین زبونی کردن، مخ زدن، دلربایی ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweet talk: شیرین زبونی کردن، مخ زدن، دلربایی ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take someone for a ride: کسی را فریب دادن، کسی را اغفال کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take someone for a ride: کسی را فریب دادن، کسی را اغفال کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a ride: کسی را با ماشین به جایی بردن، البته ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone a ride: کسی را با ماشین به جایی بردن، البته ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a lift: 1 - کسی را با ماشین به جایی بردن ال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
give someone a lift: 1 - کسی را با ماشین به جایی بردن ال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dig someone: کسی را فهمیدن، کسی را تأیید کردن،
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dig someone: کسی را فهمیدن، کسی را تأیید کردن،
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
concrete jungle: جنگل بتنی، که ساختمان های یک شهر یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
concrete jungle: جنگل بتنی، که ساختمان های یک شهر یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشکاندن: افشاندن، پاشیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پشکاندن: افشاندن، پاشیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this much is certain: واضح است، مسلم است
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
this much is certain: واضح است، مسلم است
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
recite poetry: دکلمه کردن شعر، شعر را دکلمه کردن I ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recite poetry: دکلمه کردن شعر، شعر را دکلمه کردن I ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outrun the everyday: از هرروز سریعتر بدو ، سریعتر از هرر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
outrun the everyday: از هرروز سریعتر بدو ، سریعتر از هرر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
even steven: برابر، مساوی، سه دانگ سه دانگ، سر ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
even steven: برابر، مساوی، سه دانگ سه دانگ، سر ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
even stephen: عامیانه ) همان even steven است که گ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
even stephen: عامیانه ) همان even steven است که گ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
may i ride from you: ممکنه من هم سوار کنید? البته این اص ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a ride: به معنای have a sex هم کاربرد دارد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skim: بخشی از پول را کف رفتن یا برای خود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
skim: بخشی از پول را کف رفتن یا برای خود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
banger: مهمونی فوق العاده، جشن بزرگ That pa ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't think it's love so much as lust: فکر نمیکنم که این عشق باشه، بیشتر ه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i don't think it's love so much as lust: فکر نمیکنم که این عشق باشه، بیشتر ه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
freedom lies in being bold: آزادی در جسارت نهفته است، آزادی در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
freedom lies in being bold: آزادی در جسارت نهفته است، آزادی در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
timeout: زمان استراحت کوتاه، زمان خارج شدن ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let me put it this way: یک اصطلاح ) وقتی که میخواهید حقیقتی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
let me put it this way: یک اصطلاح ) وقتی که میخواهید حقیقتی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put your two cents worth in: نظر و ایده خود را در مورد مساله ای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put your two cents worth in: نظر و ایده خود را در مورد مساله ای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my two cents: عقیده من اینه که، اظهار نظر من اینس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
my two cents: عقیده من اینه که، اظهار نظر من اینس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get mixed up: قاطی کردن، گیج شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get mixed up: قاطی کردن، گیج شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
get the upper hand: دست بالا را گرفتن، تفوق یافتن، پیشی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get the upper hand: دست بالا را گرفتن، تفوق یافتن، پیشی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gain over: برتری یافتن، پیروز شدن ، غلبه کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gain over: برتری یافتن، پیروز شدن ، غلبه کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
get ahead: پیشرفت کردن،
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get ahead: پیشرفت کردن،
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get your own way: حرف خود را به کرسی نشاندن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
get your own way: حرف خود را به کرسی نشاندن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the hang of something: لم کاری یا چیزی را فراگرفتن، قلق چی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
get the hang of something: لم کاری یا چیزی را فراگرفتن، قلق چی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be getting on for: تقریبا، حدودا he must be getting on ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be getting on for: تقریبا، حدودا he must be getting on ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be getting on: 1 - دیروقت بودن it's getting on, we ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be getting on: 1 - دیروقت بودن it's getting on, we ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get together with someone: با کسی رابطه رومانتیک یا عاشقانه شر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get together with someone: با کسی رابطه رومانتیک یا عاشقانه شر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get together: شروع یک رابطه عاشقانه she got toget ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get out of something: 1 - از زیر کاری در رفتن، با بهانه و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get out of something: 1 - از زیر کاری در رفتن، با بهانه و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fancy meeting you here: چه عجب از این طرفا ! مشتاق دیدار!
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy meeting you here: چه عجب از این طرفا ! مشتاق دیدار!
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bummer: Buzzkill , ضد حال
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are a wet blanket: تو یک آدم ضد حالی a wet blanket guy
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you are a wet blanket: تو یک آدم ضد حالی a wet blanket guy
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a wet blanket: ضد حال، حالگیر، you are a wet blank ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a wet blanket: ضد حال، حالگیر، you are a wet blank ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perish the thought: God forbid، خدای ناکرده، خدا نکند!
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
god forbid: خدای ناکرده!، خدا نکند!
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
god forbid: خدای ناکرده!، خدا نکند!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
listen to yourself: بفهم که چی میگی، حالیت باشه که چی د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
listen to yourself: بفهم که چی میگی، حالیت باشه که چی د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
digital instrument cluster: صفحه کیلومتر شمار دیجیتالی در اتومو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
digital instrument panel: صفحه کیلومتر شمار دیجیتال اتوموبیل
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
electronic instrument panel: صفحه کیلومتر شمار دیجیتال یا الکترو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
digital dash: صفحه کیلومتر شمار دیجیتال اتوموبیل!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
squad goals: اصطلاح عامیانه مجازی ) - اهداف تی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
squad goals: اصطلاح عامیانه مجازی ) - اهداف تی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to develop an understanding: برای درک بهتر ، برای درک عمیق تر /ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mounting: تدارک دیدن، به روی صحنه آوردن یا بر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mounting: تدارک دیدن، به روی صحنه آوردن یا بر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's one way to put it: یک اصطلاح است ) یعنی، اینجوری هم می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that's one way to put it: یک اصطلاح است ) یعنی، اینجوری هم می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's one way of putting it: یک اصطلاح است ) که مترادف That's on ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that's one way of putting it: یک اصطلاح است ) که مترادف That's on ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
build your word power: دایره لغات خودتان را افزایش دهید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
word power: دایره لغات، دایره واژگان
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
word power: دایره لغات، دایره واژگان
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
self fulfilling prophecy: پیش گویی خود انجام، یا پیش گویی محق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
self fulfilling prophecy: پیش گویی خود انجام، یا پیش گویی محق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pack up: چمدان را بستن! جمع و جور کردن همه و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pack up: چمدان را بستن! جمع و جور کردن همه و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pack something up: 1 - چمدان را بستن! تمام وسایلت را ج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pack something up: 1 - چمدان را بستن! تمام وسایلت را ج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pack something in: 1 - چپاندن چیزی یا کسی در یک جای مح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pack something in: 1 - چپاندن چیزی یا کسی در یک جای مح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
starving: گرسنه ( صفت )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the pedal to the metal: اصطلاح ) 1 - پدال گاز ( اتومبیل ) ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put the pedal to the metal: اصطلاح ) 1 - پدال گاز ( اتومبیل ) ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had my bike stolen: دوچرخه ام به سرقت رفته، دزدیده شده! ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had my hair cut: دادم موهامو کوتاه کردند. منظور این ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i had my hair cut: دادم موهامو کوتاه کردند. منظور این ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where does obama fall in the sequence of us presidents: اوباما چندمین رئیس جمهور آمریکا ست? ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
where does obama fall in the sequence of us presidents: اوباما چندمین رئیس جمهور آمریکا ست? ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wind back: Turn back، به عقب برگرداندن، دور زد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wind back: Turn back، به عقب برگرداندن، دور زد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pick up line: روش مخ زدن جنس مخالف، شیرین زبونی ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
pick up line: روش مخ زدن جنس مخالف، شیرین زبونی ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hookup: با کسی رابطه جنسی شروع کردن، با کسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
hookup: با کسی رابطه جنسی شروع کردن، با کسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hook up with: 1 - شروع کردن یک رابطه جنسی با کسی، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
hook up with: 1 - شروع کردن یک رابطه جنسی با کسی، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
extra virgin: فرا بکر، فوق بکر، خالص، مثلا The ex ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
extra virgin: فرا بکر، فوق بکر، خالص، مثلا The ex ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep up with someone: اصطلاح ) 1 - پا به پای کسی رفتن یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keep up with someone: اصطلاح ) 1 - پا به پای کسی رفتن یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
retake: دوباره گرفتن ، retaking test , دوبا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retake: دوباره گرفتن ، retaking test , دوبا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
grumbly: صفت ) غرغرو، غرغر کننده، grumbling ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cheer up: خوشحال باش!، غصه نخور!، شاد باش!، ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
cheer up: شاد باش، غصه نخور، خوشحال باش! chee ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got your just desert: حقت بود، هرچی به سرت اومده حقت بود، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got your just deserts: عامیانه خودمانی ) چشمت کور، دندت نر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold someone over: کسی را معطل کردن، رفتن کسی را به تا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deal with it: باهاش کنار بیا، بهش رسیدگی کن، حل و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
deal with it: باهاش کنار بیا، بهش رسیدگی کن، حل و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
facade: ظاهر مصنوعی، ظاهر کاذب، نقاب، صورتک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
facade: ظاهر مصنوعی، ظاهر کاذب، نقاب، صورتک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flip someone the bird: کسی را تحقیر کردن، به کسی توهین کرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
digitus impudicus: انگشت وسط دست، و اگر کسی این انگشت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
come across: به معنای تصور ایجاد کردن، به نظر رس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fold over clip: گیره های کوچکی که بعنوان گیره کاغذ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
binder clip: گیره کاغذ، کلیپس، یک گیره کوچک فلزی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
binder clip: گیره کاغذ، کلیپس، یک گیره کوچک فلزی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bankers clip: گیره کاغذ، کلیپس، همان binder clip ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stunt driver: راننده بدلکار،
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you rolling: اصطلاح تخصصی برای سینما ) آماده شرو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
goose bumps: حالتی از پوست که در اثر عواملی مثل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
goose pimples: انگلیسی بریتانیایی ) معادل goosebum ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
goose pimples: انگلیسی بریتانیایی ) معادل goosebum ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
steal the show: در نمایش یا نمایشگاه، خود را کانون ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
steal the show: در نمایش یا نمایشگاه، خود را کانون ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn it up a notch: درجه ( چیزی ) را یک درجه بالاتر برد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn it up a notch: درجه ( چیزی ) را یک درجه بالاتر برد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
name fellow: هم اسم، همنام،
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fellowship: دوره تخصصی تکمیلی ( فلوشیپ )
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
fellowship: دوره تخصصی تکمیلی ( فلوشیپ )
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come one's way: سر راه کسی قرار گرفتن، قابل دسترس ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come one's way: سر راه کسی قرار گرفتن، قابل دسترس ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
grab a bite: خوراکی گرفتن ( برای موقعی که داری س ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make good time: سریع سفر کردن، زمان مسافرت را کوتاه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make good time: سریع سفر کردن، زمان مسافرت را کوتاه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
left to go: باقی مانده برای سپری کردن، باقیماند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a pit stop: دستشوئی رفتن ( بین راه مسافرت ) ، ت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make a pit stop: دستشوئی رفتن ( بین راه مسافرت ) ، ت ...
٥ ماه پیش