نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
set something on fire: اصطلاح Set something on fire و set ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scheduling conflict: تداخل زمانبندی، تداخل برنامه ای، تع ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
آکله همون بیماری جذام است و خب دیگ ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beater: به ماشین قدیمی، ارزان قیمت و خیلی ک ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take a bow: تعظیم کردن، خم شدن، ( معمولا برای پ ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chequebook: دسته چک
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
you wish: به همین خیال باش!
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on the high side: یک کمی بالا، یه خورده بالا ( مثال، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
greener pastures: اصطلاح ) معنی لغوی یعنی چراگاه سبزت ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put the pedal to the metal: اصطلاح ) 1 - پدال گاز ( اتومبیل ) ر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ears are burning: اصطلاح ) این اصطلاح و همچنین اصطلاح ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
loose cannon: آدم نا متعادل، غیر قابل پیش بینی، غ ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
even steven: برابر، مساوی، سه دانگ سه دانگ، سر ب ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't beat yourself up: خودت رو سرزنش نکن، به خودت سخت نگیر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
don't beat yourself up: خودت رو سرزنش نکن، به خودت سخت نگیر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fur flies: اصطلاح ) اینفرمال used to say that ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cowed: صفت ) ترسانده شده، مرعوب شده، تسلی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cowed: صفت ) ترسانده شده، مرعوب شده، تسلی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull yourself together: اصطلاح ) یه سر و سامانی به خودت بد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
agrope: قید ) حین نوازش، حین دستمالی کردن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get down: 1 - دمغ کردن، پکر کردن، افسرده کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a dig: Take a dig at someone اصطلاح ) به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a jab: اصطلاح ) مترادف با اصطلاح Take a ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take for a walk: گرداندن، راه بردن، پیاده روی بردن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ciconia: لک لک ، لک لک سفید Ciconia Ciconia ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come to one's feet: برپا شدن، از جا بلند شدن، برخاستن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get to one's feet: برپا شدن، برخاستن، از جا بلند شدن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
how so: چطور مگه - He doesn't want to go ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
size of fine: میزان غرامت، میزان جریمه، مقدار جری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would give one's right arm: اصطلاح ) معنای کلمه به کلمه ) دست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in high dudgeon: بسیار عصبی، برزخی، دلخور و عصبانی، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hover over someone: ( مثل اجل معلق ) بالای سر کسی ایستا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hover over someone: ( مثل اجل معلق ) بالای سر کسی ایستا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
relay: رساندن ( پیام، سلام، خبر و. . . ) ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cost dearly: گران تمام شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay an arm and a leg for: اصطلاح ) بابت چیزی هزینه زیادی پرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kazandibi: کازان دیبی ) در ترکی استانبولی از ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swindle someone out of money: اصطلاح ) مال کسی را خوردن، پول کسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ingratiate oneself with somebody: محبت و توجه کسی را بخود جلب کردن، خ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
plug away: بدون وقفه و سخت تلاش کردن، بطور مدا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kezban: اسم دخترانه ترکی قدیمی به معنای دخ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not on your nelly: عامیانه انگلیسی بریتانیایی ) - به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
child prodigy: کودک نابغه، بچه با استعداد
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the beginning of the end: شروع یک پایان، سرآغاز یک فرجام منظ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hunker down: 1 - چمباتمه زدن، رو پا نشستن 2 - پ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a close brush with death: تا دم مرگ رفتن،
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're a caution: اینفرمال ) اصطلاحی برای توصیف یک ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you rascal you: عامیانه ) ای شیطون بلا! عجب بدجنس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pour in: اصطلاح ) هجوم آوردن، ریختن ( به یک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sound out: به معنای، مزه دهان کسی را فهمیدن، ز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بادمجان بم افت نداره: سه تا معادل انگلیسی برای این ضرب ال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
same to you: قسمت شما هم بشود ( انشاالله ) ! نصی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk to the hand: اصطلاح ) مترادف با Tell it to the ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
talk to the hand: اصطلاح ) مترادف با Tell it to the ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clever boots: اصطلاح عامیانه بریتانیایی ) صفت یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bag of tricks: اینفرمال ) ترفند ها، فوت فن و مهارت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
piss artist: عامیانه بریتیش ) - همیشه مست، عیا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one's goose is cooked: اصطلاح ) تو دردسر افتادن، به فاک ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
سویه: گونه، نوع، ، strain, variant سویه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stand against someone: با کسی روبرو شدن، جلوی کسی سبز شدن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pelade: طاسی پلاکی، طاسی منطقه ای نام دیگر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on second thought: حالا که فکرشو میکنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stark mad: دیوانه محض، کاملا دیوانه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blow off: من رفتم پیاده روی تا کمی از عصبانیت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy: او این تصور که روزی یک ستاره خواهد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy: او یک علاقه شدیدی به شکلات دارد!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
at stake: در اینجا چیزهای بحث انگیزتر/ مسائل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give up: دست بر ندار/تسلیم نشو فقط به این خا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
settle: من هنوز برای تشکیل خانواده آماده نی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catch: اگه خواستی بیفتی تو رو میگیرم!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catch: من او را حین خواب در محل کار، گیر ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catch: اگر بدویم هنوز هم میتوانیم به اتوبو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get going: وقتی رفتن سخت میشود، سرسخت ها و انس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gotcha: گیرت آوردم کیتی! الان غلغلکت میدم!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
integrity: او با دروغ نگفتن بخاطر کارفرمایش، ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
resemble: برادران در ذائقه بهم شبیه هستند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slip out: عبارت یا عبارت فعلی ) یعنی ( یهو ) ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eve teasing: آزار و اذیت جنسی زنان در مکان های ع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
god's man: مترادف با God - man و برگرفته از هم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
baja: یک کلمه اسپانیایی است به معنای پایی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bicycle goal: فوتبال ) گل قیچی برگردون در فوتبال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
backflip: بصورت وارونه پشتک یا معلق زدن بخصوص ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am up to my neck in work: یه عالمه کار ریخته سرم، خیلی کار دا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm up to my elbow in work: خیلی سرم شلوغه، یه عالمه کار دارم، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm up to it: 1 - من آمادگی اش را دارم، من آمادگی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
had i had: اگر داشته بودم ( اگر داشتم ) had I ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discount cash flow: تنزیل جریان نقدی ، یک اصطلاح اقتصاد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you took a lot of trouble to come here: اصطلاح " قدم رنجه فرمودین" یا "خیلی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قدم رنجه فرمودین: با توجه به رایج بودن این اصطلاح در ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
somatosensation: حس لامسه، touch بطور کلی شامل حس گر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dead of night: نیمه شب، دل شب، تاریکی نیمه شب، ظلم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dead of winter: وسط زمستان، چله زمستان ( اینجا dead ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
may god be your guardian: خدا حافظت باشد، خدا نگهدارت باشد، خ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hackneyed: لوث، لوث شدن، چیزی که در اثر تکرار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a stab: تلاش کردن، تیری تو تاریکی انداختن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take a stab: تلاش کردن، تیری تو تاریکی انداختن، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
barfed: گذشته فعل barf یعنی قی کردن، استفرا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
food pairing: اصطلاح ) ترکیب غذا و مزه سازی، تکنی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fusion restaurant: رستوران تلفیقی یا ترکیبی، رستورانی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on fleek: شیرین، خوب، آرام، دلنواز، با مزه، ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outlive oneself usefulness: کارایی و اثربخشی خود را از دست دادن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hardest to score table: اصطلاح ) hardest - to - score table ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sign something over: سند ( مالکیت ) زدن به نام کسی ، انت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sign over: Sign something over to someone یعنی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sign over: Sign something over to someone یعنی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
max out on: Max out on something یعنی زیاده روی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put years on someone: اصطلاح ) اگر چیزی put years on some ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
taking a stand: موضع گیری
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
موضع گیری: Taking a stand، مثلا موضع گیری علیه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
nightmare: کابوس شبانه، مثال Did you get a nig ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beat a hasty retreat: با شتاب عقب نشینی کردن، با عجله جای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
full autority: اختیار تام، اختیار کامل، Do you hav ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scheduling conflict: تداخل زمانبندی، تداخل برنامه ای، تع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whip ass: عامیانه ) 1 - داغون کردن، شکست دادن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
clean up: علاوه بر معانی فوق عامیانه ) پول ه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trade materials: داد و ستد وسایل سرگرمی ( برای کودکا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
falsifiers: اهل باطل، منحرفان
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow it out your ear: بذار به حال خودم باشم،
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flop around: بدور خود چرخیدن، بدور خود غلتیدن، ت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull something off: از عهده چیزی ( معمولا دشوار و غیر م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pull something off: از عهده چیزی ( معمولا دشوار و غیر م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make it: از عهده چیزی برآمدن، to Pull someth ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rise to the challenge: از عهده چیزی به خوبی برآمدن، از پس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rise to the challenge: از عهده چیزی به خوبی برآمدن، از پس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the genie is out of bottle: ضرب المثل ) معادل فارسی آن میشود، م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we caught him red handed stealing the car: ما مچ او را حین ارتکاب دزدی ماشین گ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got distracted: حواسم نبود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was distracted: حواسم پرت شد، حواسم نبود، I was dis ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trade something in: تاخت زدن یک کالای کهنه با جدید با پ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
burn out: 1 - دود کردن و تمام کردن تایر اتومب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
soak up the sun: نور خورشید را جذب کردن، آفتاب گرفتن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
soak up the sun: نور خورشید را جذب کردن، آفتاب گرفتن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you've got another think coming: این اصطلاح یعنی have another think ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
you've got another think coming: این اصطلاح یعنی have another think ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
home in: 1 - مستقیم بطرف چیزی یا کسی رفتن، ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
home in: 1 - مستقیم بطرف چیزی یا کسی رفتن، ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am to tell you: موظفم بهتون بگم!
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
damper: - خفه کننده آتش، چیزی که از طریق نر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
booth: لژ ( در رستوران ها )
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cull: کشتن حیوانات ضعیف تر و بیمار از یک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
groundbreaking ceremony: مراسم کلنگ زنی ( برای پی ریزی ساختم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
groundbreaking: ( مراسم ) کلنگ زنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کلنگ زنی: ( مراسم ) کلنگ زنی: Ground - breaki ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
juxta articular: اصطلاح پزشکی ) مجاور مفصلی، نزدیک ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strike a pose: ژست گرفتن برای عکس برداری، ژست عکس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
strike a pose: ژست گرفتن برای عکس برداری، ژست عکس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a match for someone: هماورد کسی بودن، I was not a match ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be under the impression that: تصور کردن اینکه چیزی درسته درحالیکه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
germaphobe: روان شناسی ) وحشت از میکروب، کسی دچ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
germaphobe: روان شناسی ) وحشت از میکروب، کسی دچ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rapacious: حریص، زیاده خواه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
promise someone the earth and moon: اصطلاح ) وعده سر خرمن به کسی دادن،
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
promise someone the earth and moon: اصطلاح ) وعده سر خرمن به کسی دادن،
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outcomes of interest: نتایج موردنظر،
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not for nothing that: بی دلیل نیست که. . . ، مثال: It's n ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one jump ahead: یک قدم جلو بودن، یک گام جلو بودن ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as fuck: As fuck یا af برای تاکید بر یک صفت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
as fuck: As fuck یا af برای تاکید بر یک صفت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rot in hell: پوسیده در جهنم ،
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't halloo till you are out of the wood: ضرب المثل ) تا زمانی که تمام خطرات ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smack bang: درست، دقیقا، صاف، I punched Mike sm ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
girl crush: خاطرخواهی عاطفی و غیر جنسی یک دختر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
girl crush: خاطرخواهی عاطفی و غیر جنسی یک دختر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in awe of someone: Be in awe of someone یعنی برای کسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in awe of someone: Be in awe of someone یعنی برای کسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
little old me: یک اصطلاح برای شکسته نفسی و فروتنی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tar seal: جاده آسفالته، سنگفرش شده با آسفالت، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
see through: ماهیت واقعی چیزی را فهمیدن مثال : ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fender flare: فلاپ دور گلگیر ماشین، زه پلاستیکی ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whack job: غیررسمی ) شخص دیوانه یا کم عقل، خل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
whip: حرکت شلاقی یا شلاق وار!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clickbait: اصطلاح اینفرمال اینترنتی ) محتوا یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
striking a pose: ژست ( مصنوعی ) گرفتن، حالت خاصی بخو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on behalf: 1 - به نیابت، از سوی، از جانب 2 - ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on behalf of others: 1 - به نیابت از دیگران، از جانب دیگ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on behalf of others: 1 - به نیابت از دیگران، از جانب دیگ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
crotch: ناحیه تناسلی، ناحیه ژنیتال، He gro ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burst out crying: به یکباره زیر گریه زدن، He burst o ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burst one's bubble: اصطلاح ) تو ذوق کسی زدن، رویای کسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
burst one's bubble: اصطلاح ) تو ذوق کسی زدن، رویای کسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn the tables on someone: ورق را برگرداندن علیه کسی، ( بطوریک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
turn the tables on someone: ورق را برگرداندن علیه کسی، ( بطوریک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
traffik: همان Traffic هست که گاهی به این صور ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work someone's ass off: اصطلاح ) به سختی کار کردن، I want ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
work someone's ass off: اصطلاح ) به سختی کار کردن، I want ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
undisputed: صفت ) مسلم، بی چون و چرا! The undi ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blushing: از خجالت سرخ شدن، شرمنده و خجالت زد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
color someone impressed: اصطلاح ) خیلی تحت تاثیر قرار گرفتن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
jet lagged: صفت ) پرواز زده، جت زده! Jet lag یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up the momentum: افزایش شتاب، بالا بردن شتاب مثال: ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pounding: صفت ) به معنای تپنده The pounding ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
push the limits: اصطلاح ) محدودیت ها را کنار بزن، از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
push the limits: اصطلاح ) محدودیت ها را کنار بزن، از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an impression: اثر گذاشتن، تأثیر گذاری ( بر روی کس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
godfidence: اعتماد به خدا، توکل بر خدا، ایمان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
behind the wheel: اصطلاح ) پشت فرمون ( نشستن ) ، رانن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
behind the wheel: اصطلاح ) پشت فرمون ( نشستن ) ، رانن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
project car: اصطلاح مربوط به ماشین بازها ) به خو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
purrfect: همان perfect هست که در متن های مربو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
purrfect: همان perfect هست که در متن های مربو ...
٥ ماه پیش