پرسش خود را بپرسید

قرآن کریم ترجمه و تفسیر

تاریخ
٣ هفته پیش
بازدید
٤١

در سوره انعام میفرماید : 

ذلکم الله  ربکم  لا اله الا هو  خالق کلّ شیءٍ..

در سوره غافر میفرماید: 

ذلکم الله ربکم خالق کل شیءٍ لا اله الا هو..

سرّی بسیار لطیفی  باید باشد ، اینکه عالم کبیر و عالم صغیر  ...‌‌.‌....‌بعضی اوقات زبان نمی‌خواهد چیزی بگوید ، 

١٢,٥٨٩
طلایی
٦
نقره‌ای
١٢٤
برنزی
٢٤٨

١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

در هر دو آیه، جمله تقریباً یکی است؛ امّا ترتیبِ واژه‌ها تفاوت کرده است، و در قرآن جابه‌جاییِ یک تقدیم و تأخیر، بی‌حکمت نیست.

در قران کریم سورهٔ  انعام آمده است:

> «ذٰلِكُمُ اللّٰهُ رَبُّكُمْ ۖ لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ»

و در سورهٔ سوره غافر:

> «ذٰلِكُمُ اللّٰهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ ۖ لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ»

ظاهرِ تفاوت، فقط تقدیم و تأخیر است؛ امّا باطنش، تفاوتِ مسیرِ سلوکِ فهم است.

در آیهٔ انعام، نخست «توحید» را در جان می‌نشاند:

> «لا اله الا هو»

یعنی:

وقتی دل از همهٔ اله‌های پنهان و آشکار خالی شد، آن‌گاه چشم می‌بیند:

> «خالق کل شیء»

یعنی «توحید» مقدّم بر «مشاهدهٔ فعل» آمده است.

ابتدا نفیِ غیر، سپس رؤیتِ خلق.

امّا در سورهٔ غافر، مسیر برعکس است:

> «خالق کل شیء»

ابتدا انسان در عالمِ آفاق، نظم و خلقت و تدبیر را می‌بیند؛

از مشاهدهٔ فعل، به وحدتِ فاعل می‌رسد:

> «لا اله الا هو»

اینجا «شناختِ فعل» مقدمهٔ «توحید» شده است.

گویی یکی راهِ اهلِ کشف است و دیگری راهِ اهلِ نظر.

یکی از باطن به ظاهر می‌آید؛

دیگری از ظاهر به باطن.

و شاید آن لطافتِ خاموشی که اشاره کردید، همین باشد که:

در «عالم صغیر» ــ یعنی انسان ــ گاهی دل ابتدا به توحید می‌رسد، بعد عالم را یکپارچه فعلِ او می‌بیند.

امّا در «عالم کبیر»، انسان ابتدا کثرتِ مخلوقات را می‌بیند، سپس از میانِ کثرت، وحدت را شهود می‌کند.

بعضی معناها را واقعاً زبان نمی‌تواند تمام کند.

خودِ سکوت، ادامهٔ تفسیر است.

٢٠,٩٨٧
طلایی
٦
نقره‌ای
٢,٣٣١
برنزی
١٢٨
تاریخ
٢ هفته پیش

پاسخ شما