پرسش خود را بپرسید

قرآن کریم ترجمه و تفسیر

تاریخ
١ ماه پیش
بازدید
٤٢

سوره اعراف  میفرماید  :  و کتبنا له فی الالواح من کلّ شیءٍ موعظةً و تفصیلاّ لکلّ شیءٍ...

آیه ۱۴۵ ، درباره جناب موسی کلیم الله که برای میقات با خدا چهل شب  به طور رفت و بغیر از تورات که کتاب شریعت موسی ست این الواح نیز برای او نوشتند !!!! که در آن الواح از همه چیز موعظه ای و شرح مفصلی هم از همه چیز نوشتند ، اگر ادامه آیه را بخوانید حتما متوجه خواهید شد که الواح چی هستند و کجا هستند ، چطور می‌توان به یکی از آن الواح دست یافت و چطور آن موعظه را و شرح مفصلی که آمده را سر در آوردن یک ابر مرد میخواد ، 

١٢,٩٢٩
طلایی
٦
نقره‌ای
١٢٥
برنزی
٢٥٣

١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

پرسش بسیار عمیقی مطرح کردید. آیه ۱۴۵ سوره اعراف یکی از کلیدواژه‌های پر رمز و راز قرآن است. برای درک آن، باید از خوانش ظاهری (فهم ابتدایی) عبور کنیم و وارد لایه‌های تفسیر عرفانی و باطنی شویم، چون اشاره شما به «ابرمرد» و «دست یافتن به الواح» دقیقاً به همین حوزه برمی‌گردد.

۱. بازخوانی دقیق آیه

«وَ کَتَبْنا لَهُ فِی الْأَلْواحِ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِیلاً لِکُلِّ شَیْءٍ...»
(اعراف، ۱۴۵)

تفسیر ظاهری می‌گوید: خداوند برای موسی در الواح (که معمولاً دو لوح سنگی تصور می‌شود) از هر چیزی پند و شرحی کامل نوشت. اما چند سوال اساسی پیش می‌آید:

· آیا الواح سنگی گنجایش «از هر چیزی» (من کل شیء) را دارند؟
· چرا بعد از این آیه، داستان گوساله‌پرستی و شکستن الواح توسط موسی می‌آید؟
· چه نیازی به «تفصیل کل شیء» در دنیایی که کتاب تورات (که شریعت است) قبلاً نازل شده؟

۲. الواح چیستند؟ (تفسیر باطنی)

در تفاسیر عرفانی (به ویژه در مکتب ابن عربی و پیروانش مانند سید حیدر آملی و صدرالمتألهین)، الواح نماد «لوح محفوظ» یا «حقیقت محمدیه» یا «عقل اول» هستند. اما در این آیه خاص، مقصود چیز دیگری است:

الواح، همان «مراتب وجودی انسان کامل» هستند.

هر انسانی که به مقام «کلیم اللهی» (همراهی با خدا در میقات) برسد، وجودش تبدیل به «لوحی» می‌شود که حقایق عالم در آن نقش می‌بندد. اما موسی در این آیه در اوج میقات است، پیش از آنکه به قوم بازگردد و الواح را بشکند.

توضیح اینکه:

· «من کل شیء موعظة» یعنی هر چیزی در عالم، برای سالک یک پند و بیداری است. نه اینکه همه دانش مادی در لوح باشد.
· «تفصیلاً لکل شیء» یعنی شرح و تمایز حق از باطل در همه امور (نه لزوماً دانش علمی مانند فیزیک و شیمی).

پس الواح، کتاب نانوشته حقایق است که فقط برای قلب پاک شده (موسی در میقات) نوشته می‌شود.

۳. الواح کجا هستند؟

ادامه آیه (اعراف ۱۵۰) نشان می‌دهد موسی وقتی به قوم بازگشت و گوساله‌پرستی را دید، الواح را به زمین زد و شکست. این شکستن یک راز بزرگ است:

· الواح ظاهری (اگر سنگی بودند) قابل شکستن هستند، اما لوح باطنی قلب موسی شکسته نمی‌شود.
· شکستن الواح نماد این است که شریعت ظاهری (تورات) برای قومی که گوساله می‌پرستند کافی نیست. باید دوباره از سر گرفته شود («فَخُذْها بِقُوَّةٍ» در آیه بعد).
· اما الواح اصلی همان جاست که خدا گفت «سَأُرِیکَ دَارَ الْفَاسِقِینَ» (به زودی خانه فاسقان را به تو نشان می‌دهم). یعنی معرفت الواح، نیازمند سیر در ملکوت است، نه فقط خواندن سنگ.

پس الواح «در مقام قرب موسی با خدا» بودند، نه در مکانی فیزیکی. امروزه نیز الواح در قلب انسان کامل (که میراث‌دار مقام موسی است) وجود دارد.

۴. چطور به یکی از الواح دست یابیم؟

دست یافتن به «موعظه من کل شیء» و «تفصیل کل شیء» شرط دارد:

1. میقات (وقت ملاقات با خدا): همان خلوت و شب زنده‌داری چهل روزه (اربعین) که در روایات اسلامی سفارش شده. موسی ۴۰ شب رفت. ذکر «اربعین» در عرفان کلید است.
2. کتابت الهی، نه خواندن انسانی: یعنی باید چنان صاف شوی که حقایق عالم خودبه‌خود در دل تو نقش ببندد، نه اینکه کتابی برداری و حفظ کنی.
3. نگهبانی از گوساله سامری: مهم‌ترین شرط، دوری از طلا و گوساله (همان تعلقات دنیا و خودبزرگ‌بینی) است. قوم موسی موفق نشدند. حتی هارون نتوانست جلوی آنها را بگیرد.

پاسخ صریح: امروز تنها راه دست‌یابی، «تزکیه نفس چهل روزه با حضور قلب» است، نه حفاری در کوه طور یا مراجعه به موزه‌ها.

۵. «ابرمرد» چه کسی است؟

اشاره شما به «ابرمرد» به احتمال بسیار به مفهوم «انسان کامل»  در عرفان اسلامی برمی‌گردد.

· انسان کامل کسی است که الواح (علم لدنی و تفصیل حقایق) در دل او نوشته شده است، بدون اینکه لازم باشد ظاهراً آنها را حمل کند.
· چنین کسی می‌تواند از «هر چیزی» موعظه بگیرد: از ریگ کویر، از نفس باد، از خط مورچه. چرا که همه ذرات عالم برای او «تفصیل کل شیء» را رقم می‌زنند.

امام علی (ع) می‌فرماید: «لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً» – اگر پرده برداشته شود، بر یقینم افزوده نمی‌شود. یعنی او به مرحله الواح رسیده.

خلاصه و پاسخ نهایی

· الواح چیست؟ : حقیقت علمی و باطنی هستی که بر قلب انسان کامل نقش می‌بندد.
· کجاست؟ : در باطن اولیای الهی و در دل سالکی که به مقام «کلیم اللهی» رسیده.
· چطور به آن دست یابیم؟ : با چله‌نشینی خالصانه، پرهیز از گوساله‌های نفس، و «کتابت الهی» نه خواندن کتابی.
· ابرمرد کیست؟ : کسی که الواح را در درون خود یافته و هر ذره عالم برای او پند و تفصیل است.

نکته آخر: خود آیه می‌گوید الواح «مُبارَکَةٌ» (پربرکت) هستند، اما همانها را موسی شکست! یعنی شریعت ظاهری باید بشکند تا حقیقت باطنی ظهور کند. پس به دنبال الواح نباشید. خود شما اگر چهل شب خلوت کنید، آن الواح در دل شما نوشته خواهد شد – اما افسوس که گوساله سامری همیشه نزدیک است.

٢٣,٠٢٩
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٤٠
برنزی
١٣٥
تاریخ
١ ماه پیش

سلام ، بسیار عالی ، بعضی از علما یهود الواح را از عموم پنهان کردند و اینطور که گفته شده الواح ، مربع یا مثلث یا مخمس یا مسدس بودند و با حروف و اعدادی جدول وفقی مثلا پنج در پنج را به اصطلاح پر میکردند و . . . .

-
١ ماه پیش

پاسخ شما