نام بانویی که این شعر را در زمان جنگ جهانی اول سروده کیست؟
نام بانویی که این شعر را در زمان جنگ جهانی اول سروده کیست؟
این سروده که پرمغز و کمی نیش دار است، با کنایه هایی مادرانه، در حالی سروده شده که ایران در آشوب و قحطی از هرج و مرج رنج میبرد و امپراتوری عثمانی در افول است، و ایران عزیز و همیشه سربلند در حال گذراندن دوران سختی است:
ایرانیان که فرّ کیان آرزو کنند
باید نخست، کاوۀ خود جستجو کنند
مرد بزرگ بايد و عزم بزرگتر
تا حل مشکلات به نیروی او کنند
در اندلس نماز جماعت شود به پا
روزی که قادسیه به خونها وضو کنند
ایوان پی شکسته مرمت نمیشود
صد بار اگر به ظاهر وى رنگ و رو كنند
شد پاره پردۀ عجم از غیرت شما
اينك بیاورید که زنها رفو کنند
نسوان رشت، موی پریشان، کشیده صف
تشریح عیب های شما مو به مو کنند
دوشیزه گان شهر ارومی گشاده روی
در یوزگی به برزن و بازار و کو کنند
بس خواهران به خطّه سلماس خون جگر
خون برادران همه سرخاب رو کنند
نوح دگر به باید و طوفان وی ز نو
تا لکههای ننگ شما شستشو كنند
آنانکه احتجاب زنان کرده اند ورد
بهتر بود ز مردی خود گفتگو کنند
آزادگی به دستۀ شمشیر بسته اند
مردان همیشه تکیۀ خود را بدو کنند
قانون خلقت است که باید شود ذلیل
هر ملتی که به راحتی و عیش خو کنند
٧ پاسخ
درود بر شما
بانو نيمتاج سلماسي (نیمتاج خاکپور - نیمتاج لکستانی)
درود بر شما که در قالب سوال، اطلاعات ارزشمندی در مورد ادبیات و تاریخ کشور ارائه می فرمایید. سپاس
سه کتیبه کوچک از کوروش به زبان های فارسی باستان، ایلامی و اکدی به دست آمده است که بخش هایی از آن آسیب دیده بود. دو گونه کتیبه های سه زبانه کوروش روی سه بنای جایگاه اصلی پاسارگاد (یا در نسخه های متعدد نوشته شده) به دست آمده است. نخستین بنا رواقی است مشرف به جایگاه که درب آر نام گرفت. این رواق نقش برجسته ای دارد که فرشته ای بالدار را نشان میدهد. این اثر تا اواخر قرن گذشته به عنوان نمونه ای از کتیبه ها برپا بوده است. اگر در نظر بگیریم که سازندگان پاسارگاد بر ایجاد تقارن در کارهای تزئینی و به ویژه کتیبه ها، ارجحیت قائل بوده اند، احتمال دارد که سابق بر این حداقل هشت نسخه از این کتیبه روی بنا وجود داشته. در قصر اس که اغلب آن را تالار بار مینامند و قصر پی که احتمالاً به عنوان محل سکونت کوروش استفاده میشد نیز نزدیک به بیست نسخه موجود بوده که تنها دو تای آنها تا روزگار ما، در هر قصری یک نسخه، حفظ شده است، دو تا نیز در قصر تالار بار تا قرن نوزدهم موجود بوده است.
در زمان فردوسی ایرانیان در پی احیای دوبارۀ رسوم و آیینهای کهن و احیای فرهنگ و تمدن باستانی خود بودند و خود را متعهد به تدوین میدانستند، یکی از این کارها، جمع آوری و تدوین داستانهای ملی ای بود که تحت عنوان (خدای نامک) گردآوری میشدند. فردوسی در حدود سال ۳۷۰ هجری بعد از کشته شدن دقیقی که، نظم شاهنامه را آغاز کرده بود و آن را ناتمام گذاشته بود، راه دقیقی را ادامه داد و در سن ۴۰ سالگی به نظم شاهنامه همت گماشت. فردوسی در طی سالهایی که مشغول نوشتن شاهنامه بود تمام سعی و فکر و زمان خود را در این راه گذاشت بطوری که از رسیدگی به زمینها و املاک موروثی خود بازماند و ثروت اجدادی خود را بر سر این کار گذاشت. فردوسی در ۷۶ سالگی (بعضی منابع ۶۶ سالگی) که از فقر و تهیدستی به ستوه آمده بود، بعد از ۳۵ سال شاهنامه را در سال ۴۰۵ هجری به امید محافظت و نگهبانی از فرهنگ ملی به سلطان محمود غزنوی تقدیم کرد. با آنکه فردوسی سرودن و نگارش شاهنامه را در زمان سامانیان شروع کرده بود، ولی در ابتدای حکومت غزنویان نگارش آن به اتمام رسید.
همانطور که دوستان گفتند
از بانو نیمتاج است.
بی تو از تن توان و از دل تاب
رفته ای بی وفا مرا در یاب
بهر تفریح جان ز مهرم ده
ساقيا جرعه ای ز بادۀ ناب
زانکه داروی درد ناسورم
نیست جز از کف تو جام شراب
به سر کشته ات ز روی وفا
ای بت سنگدل دمی بشتاب
آه و افسوس کز غم جانان
سوی شیب آمدم به عهد شباب
بر رخم بسته شد در امید
افتح يا مفتح الابواب
هست مستوره چون زر قارون
شهره و نیست در جهان خراب
بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی
هرگز ترحمی به من مبتلات نیست
معلوم شد که طفلی و خوف از خدات نیست
گر بینم از وفات به بالین پس از وفات
مقصودم از خدای به غیر از وفات نیست
مقصود من سجود به دان طاق ابرو است
ورنه به كيش عشق صيام و صلات نیست
ما نقد جان به وصل توخوش داده ايم ليک
دانم که این متاع محقر بهات نیست
ای آفتاب حسن به هر سو فروغ تست
ما ذره و تو شاه نظر سوی مات نیست
مستوره چون به کوی وفا پا نهاده ای
جز سوختن دگر چو سمندر سزات نیست
از بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی
بانو شاعره نیم تاج سلماسی
از زنان شاعری است که در هنگامه جنگ جهانی اول آثاری از او انتشار یافته که اثر معروف او غزلی است که راجع به خصوصیات آثار و احوال این زن با جستجوی زیادی که شد متاسفانه اطلاعات قابل استفاده بدست نیامد. در جزوه ای که بنام زنان شاعر راجع به زنان شاعر معاصر در سال ۱۳۳۳ شمسی تألیف و به چاپ رسیده، نیم تاج را همسر پسر تاجر باشی خوئی و نوه حاج وزیر سلماسی معرفی میکند و پدر نیم تاج را مسعود دیوان سلماسی میدانند. این غزل اثر معروف اوست که به مناسبت حمله بلشويكها به ایران و حوادثی که مولود جنك اول جهانی بوده گفته است:
ایرانیان که فرّ کیان آرزو کنند
باید نخست کاوۀ خود جستجو کنند...
بله آفرین، درود بر شما حمیدرضای عزیزم🙏🌹