پرسش خود را بپرسید

این شعر از کیست؟

تاریخ
٣ ماه پیش
بازدید
٨٠

این شعر از کیست؟
من عهد تو سخت سست میدانستم 
بشکستن آن درست میدانستم 
این دشمنی ای دوست که با من زجفا 
آخر کردی نخست میدانستم
۱- بانو شاعره مهستی
۲- بانو شاعره رابعه
۳- بانو شاعره پروین اعتصامی
۴- بانو شاعره عفت نسابه شیرازی
۵- بانو شاعره مستوره کردستانی 
۶- بانو شاعره گوهر (ایران الدوله جنت)

٢١٨,٩١٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
عکس پرسش

درود بر شما
گزینه 1 پاسخ درست است.

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود گزینه اول باید درست باشد

٤٦,٠٥٨
طلایی
٢٤
نقره‌ای
٦١٢
برنزی
٤٣٣
تاریخ
٣ ماه پیش

درود بر شما
آفرین🙏

خمسه نظامی یا پنج گنج، معروف ترین اثر نظامی، شامل پنج مثنوی مستقل است که نظامی هر کدام از آنها را به درخواست یکی از پادشاهان و حاکمان عصر خود سروده است. پنج مثنویِ پنج گنج چنین است: 
اثری درباره معراج پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در نسخه ای از کتاب خمسه نظامی، مربوط به قرن هشتم/نهم قمری. مَخزنُ الْاَسرار، با مضامین فلسفی و عرفانی. خسرو و شیرین، داستانی عاشقانه با مضامین سیاسی، نظامی و اخلاقی. لیلی و مجنون، داستانی عاشقانه و تمثیلی با محتوای عرفانی. هفت پیکر (بهرام نامه یا هفت گنبد)، شامل هفت افسانه با موضوع انسان و جامعه. اسکندر نامه، شامل دو بخش شرف نامه و اقبال نامه با محتوای سیاسی، فلسفی و عرفانی.

٢١٨,٩١٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
١ ماه پیش

در محيطی كه به هر علتی نميتوان بصورت جدّی واقعيّت‌های تلخ را بيان كرد، طنز با ظرافت و لطافت مخصوص به خود وارد ميدان ميشود و نقش خويش را ايفا ميكند. در برخی اوقات، تا اخلاق و آداب و رسوم غلط، چهره زشت آنها نمايان نشود، انسان متوجه اشتباه خود نميشود. طنز همانند آينه ای صاف، كژی‌ها و كاستی‌ها را نشان ميدهد تا مخاطب خود را برای اصلاح به تأمل و تفكر وادارد. بعضی از معارف بلند و پرمحتوا فقط در قالب تمثيل‌های طنزگونه برای توده مردم قابل فهم است.

٢١٨,٩١٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
١ ماه پیش

رابعه قزداری بلخی افزون بر اینکه طبعی توانا داشته و حق تقدم او در ایجاد انواع نظم فارسی محفوظ است، در صنایع شعری و علم عروض استاد بوده، و به همین دلیل، شمس قیس رازی که از اشعار استادان فن در کتاب خود المعجم فى معاثير اشعار العجم شاهد میاورد و برای توضيح بحر مسدس مخنق به اين شعر رابعه قزداری بلخی تمسك جسته و پیداست که اندیشه و طبع دختر کعب این بحر را نیز بر بحور فارسی افزوده و بیادگار گذاشته است: 
ترک از درم در آمد خندانک  
آن خوب روى جابك مهمانك 
مفعول فاع لاتن مفعولن 
مفعول فاع لاتن مفعولن 
عوفی در جلد دوم لباب الالباب متذکر شده که رابعه به مگس روئین شهرت داشته و سبب این بوده که وقتی این شعر را گفته: 
خبر دهید که بارید بر سر یعقوب 
ز آسمان ملخان و سر همه زرین 
اگر ببارد زرین ملخ بر او از صبر 
سزد که بارد بر من یکی مگس روئین 
تذکره عرفات این غزل را علاوه بر آثار دیگر رابعه قزداری بلخی ضبط کرده است: 
عشق بار دیگر آوردم بیند 
کوشش بسیار ناید سودمند 
توسنی کردم ندانستم دریغ 
کز کشیدن سخت تر گردد کمند 
زشت باید دید و انگارید خوب 
زهر باید خورد و انگارید قند 
عشق دریای کرانه ناپدید 
کی توان کردن شنا ای مستمند 
در دوره اول مجله شرق شماره هشتم مرداد ۱۳۱۰ شمسی غزلی از رابعه قزداری بلخی با این عنوان غزلی از رابعه بنت کعب قزداری این غزل مصنوع شاعره معروف قرن چهارم در سفینه کهن که ظاهراً در قرن هفتم نوشته شده ثبت آمده است، چاپ شده که: 
الا ای باد شب گیری پیام من به دلبر بر 
بگو آن ماه خوبانرا که جان با دل برابر بر 
بقهر از من فكندى دل بيك ديدار مه رویان 
چنان چون حیدر کرار در آن حصن خیبر بر 
 

تو چون ماهی و من ماهی همی سوزم بتابه بر 
غم عشقت نه بس باشد جفا بنهادی از بربر 
تنم چون چنبری گشته بدان امید تا روزی 
ز زلفت برفتد ناگه یکی حلقه بچنبر بر 
ستمگر گشت معشوقم همه غم زین قبل دارم 
که هرگز سود نکند کس بمعشوق ستمبر بر 
اگر خواهی که خوبانرا بروی خود بهجر آری 
یکی رخسار خوبت را بدان خوبان برابر بر 
ابا مَؤذن بكار وحال عاشق گر خبرداری 
سحرگاهان نگه کن تو بدان الله اکبر بر 
مدار ای بنت کعب اندُه که یار از تو جدا ماند 
رسن گرچه دراز آید گذر دارد بچنبر بر/ رابعه قزداری بلخی.

٢١٨,٩١٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٣ ماه پیش

رباعی: 
میگفت یکی بلبل شوریده چو من 
گر فصل بهار است و سرور است و چمن 
بس لاله چرا داغ بدل رسته ز خاك 
پوشیده بنفشه رخت ماتم بر تن 
گر دوست جفا کند دلا هیچ مگو 
گر میزندت تیر بلا هیچ مگو 
چون اهل ولائی زبلا شکوه مکن 
با درد بساز و از دوا هیچ مگو/ بانو شاعره فصل بهار/ ایران الدوله/ جنت.

٢١٨,٩١٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٣ ماه پیش

پروین اعتصامی: این بانوی نامور بخلاف مفهومی که در این زمان بزرگی و بزرگ منشی دارد، شرط بزرگواری را عنایت بزیر دستان و آسایش بزرگان را تحمل رنج تأمین سعادت در ماندگان میداند و بدین لطافت و گیرندگی اندیشه بلند خود را برشته نظم میکشد و میگوید: 
شنیده اید که آسایش بزرگان چیست؟ 
برای خاطر بیچارگان نیاسودن 
بکاخ دهر که الایش است بنیادش 
مقیم گشتن و دامان خود نیالودن 
همی زعادت و کردار زشت کم کردن 
هماره بر صفت و خوى نيك افزودن 
ز بهر بیهده از راستی بری نشدن 
برای خدمت تن روح را نفرسودن 
برون شدن ز خرابات زندگی هشیار 
ز خود نرفتن و پیمانه ای نپیمودن 
رهی که گمرهیش در پی است نسپردن 
دری که فتنه اش اندر پس است نگشودن 

٢١٨,٩١٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٣ ماه پیش

بانو شاعره تونی: صاحب تذكرة الخوانين مینویسد: تونی از زنان ایران و در حسن صورت و شیرین زبانی و لطیفه گوئی بحد کمال بوده و شوهری داشته که با امردی الفت وانس داشته است، و تونی از این ماجرا و رفتار ناپسند شوهر مطلع شده برای تنبه و توجه او رباعی رکیکی گفته است و تنها همان رباعی در تذکرة الخوانین ضبط شده که نقل آن در اینجا از لحاظ مراعات عفت قلم مناسب نیست.

٢١٨,٩١٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٣ ماه پیش
١

پاسخ شما