پرسش خود را بپرسید

کاراکتر و منش دقیقاً یعنی چه و منظور چیست؟ مثالهای ملموس و کاربردی و متنوع بزنید.

تاریخ
٢ روز پیش
بازدید
٢٧

کاراکتر-منش-مثالهای ملموس و کاربردی و متنوع

١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود بر شما 
اندکی در  دیدِ شما پی نبردم ،  اگر  خواسته شما  چمِ واژگان "کاراکتر" و "منش" است به این گونه میشود : 
کاراکتر که واژه بیگانه است چندین چم دارد :
1 - به واج ها  گفته میشود مانند کاراکتر C ، D ...
2 - در  توژ/رخشا (فیلم)  یا  پویانمایی ما به  چهره های آن رخشا کاراکتر هم میگویم 
روی هم رفته  واژه کاراکتر به چم : سرشت(درون) ، چهره(بیرون) ،  واج است 
که گمان کنم شما انگیزه تون بر بخش سرشت و چهره است  ،  به اندیشه من زمانی که ما از کاراکتر بهره میبریم دیدگاهمان به چم  "سرشت(شخصیت ، درون) " نیست چرا که ما چهره و رخسار  را میبینیم نه درون آن را برای نمونه زمانی که میگویم کاراکتر بازی فلان  دیدمان  بر چهره ، خود اوست
پس کاراکتر  به اندیشه من میشود چهره یا نخش‌آفرین ، کنشگر است 
با اینکه بیشتر ما کاراکتر را همان شخصیت چم سازی میکنیم ، میگویم شخصیت بازی شاید درست  باشد  اگر چم ما به منش ، درون، سرشت  او باشد 
با انکه  کاراکتر  میشود چهره او همان کردار و رفتار  ، رخسار اوست .
منش  به درستی  روبه روی چهره است  منش به چم درون دارد از اندیشیدن می آید که اندیشه از درون ما ریشه میگیرد   با اینکه چهره به بیرون  دارد کردار و رفتار  گرچه منش به چم پندار  و درون اوست 
چند نمونه : 
آن  چهره‌ی رخشا بسیار  زیباست. (اینجا چم کردار و رفتار و چهره را دارد (چهره‌ی = کاراکترِ)
آن  چهره‌ی بازی منش/شخصیت بسیار زیبایی دارد ( اینجا چم پندار و درون آن را دارد)
من واژه چهره را برای کاراکتر / شخصیت پیشنهاد میدم چرا که چهره به چم چیزی است که ما میبینیم ما درون آن را نمیبینم گرچه به آن پی میبریم  نه با چهره او  وانگه با  کردار و رفتار او.

پس  به اندیشه من اگر ما میخواهیم  "کاراکتر" های نویسه را بگویم از : واج باید بهره ببریم 
اگر  خواسته ما بر کنشگر بازی یا رخشا است باید از چهره ، نخش‌‌آفرین بهره ببریم 
اگر خواسته ما از درون آن است نه بیرون آن : سرشت ، پندار ، منش باید بهره ببریم 

پیروز  و استوار باشید ، بدرود.

تاریخ
١ روز پیش

پاسخ شما