پیشنهاد‌های سید وحید طباطباییان (١,٣٧٣)

بازدید
٤,٠٠٠
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

بد برداشت، کژبرداست، دژبرداشت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

در متن علمی و رسمی: دگرباش در ادبیات داستانی و سینما کمابیش با بار منفی، به عنوان ناسزا: همجنس باز، اُبنه ای، اِواخواهر ( این یک نظر شخصی نیست )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

درود بر دوستان عزیز. اون بالا توضیح دادم که در ادبیات، تاکید می کنم، در ادبیات داستانی یا مثلا در سینما، وقتی این واژه، به ویژه در لحظاتی با احساسات ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

سپوزش خواهی، کامخواهی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شهوت زدایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شهوت انگیز نمودن، شهوانی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شهوت انگیزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شهوانی گری، شهوت زدگی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

برداشت کردن، خوانش کردن، واکاوی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

بالنده، پخته، کارکشته، کارآزموده، رسیده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در گذر. . . در گذار. . . در هنگام. . . در زمان. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

حرکت آهسته، کندرو، نمای حرکت آهسته، نمای کند شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

نرمخویی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کامروا، کامیاب، کامیافته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

کامیابی، خشنودی، انجام یافته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

نمایان، برون ریخته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نخی که عروسک خیمه شب بازی را با آن حرکت می دهند. در ادبیات به دوست قابل اعتماد شخصیت اصلی داستان گفته می شود که به وسیله او و به بهانه درددل شخصیت ا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

سمج، سرسخت، پیگیر، سختگی ناپذیر ( عامیانه، سریشم😊 )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

بیانگری، خودبیانگری، گفتار، ادا کردن، نشان دادن، برون ریزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهش به جلو، خیزش به پیش، پیش رفتن، خیزبرداشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٣

البته پارادوکس با آگزیمورون فرق داره. در اصطلاحات ادبی، آگزیمورون یک ترکیب ( اضافی - وصفی ) است که تناقضی آشکار میان دو واژه آن دیده می شود. مانند: ی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

روشمند، شیوه مند، ویژه، شخصی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

مورمور شدن، مو به تن سیخ شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

بدرقه کردن ( یعنی همون که بعد از سه ساعت مهمونی، وقتی مهمونامون می خوان برَن، یک ساعت و نیم هم دمِ در حرف های پایانی رو می زنیم!😊 )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

صفرا، زردابه، صفراوی مزاج ( اون بالا نوشته سودایی یا بلغمی که نادرست است. صفراوی مزاج ها زردروی، شل و ول، بی حال و ناتوانند و ضعف بدنی دارند و با سود ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناکارآمد کردن، کنار زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کنج امن، جایگاه خوشایند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( در سینما ) سینمای بازاری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

همدستی، همکاری، همسویی، همدلی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سرهم بندی کردن، گذراندن، سرکردن، پشت سرگذاشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نمون گر ، نمون گرانه، بازنمودگر، بازنمودگرا، نمودرگرا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمودگرایی، بازنمون گرایی، نمودار گرایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کانونی کردن، گردهم آوردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمرکززدایی، کانونی زدایی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوی دادن، آموخته کردن، حال و هوای. . . را بخشیدن، سیمای. . . را به. . . دادن.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرشته شدن، سرشتن، شناساندن، معین کردن، تعیین نمودن، عزم کردن، آهنگ ( کاری یا چیزی را ) داشتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

جانمایه، خمیرمایه، روان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

به تاریخ پیوستن، به موزه پیوستن، ( در زبانشناسی ) ، در ذهن حک شدن، ته نشین شدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم سلولی، هم زندانی، هم بندی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کارزار، پویش

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

یارای دیدن رویای چیزی را داشتن ( یا نداشتن )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

زادآو ی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

رساله دینی، توضیح المسایل

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

قانونی شناختن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

این روزها، هم اینک

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

روان پریش دوقطبی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

اختلال دو قطبی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

روان پریشی دو قطبی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

خودکامگیری، خودارضایی، استمناء، جلق ( به ترتیب از رسمی تا عامیانه )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

خودکامگیری، خودارضایی، استمناء ، جلق ( به ترتیب از رسمی تا عامیانه )