پیشنهادهای سید وحید طباطباییان (١,٤٩٣)
متل افسانه حکایت اخلاقی
لودگی، ادا و اطوار ( دوستان دقت داشته باشید که این نوع نمایش طنز، برای خنده گرفتن از تماشاگر، به جای بهره گیری از شخصیت، گفتگو یا موقعیت خنده دار، ...
ادا و اطواری، لودگی این نوع کمدی معمولا بیرونی، یعنی رفتاری، بدنی و فیزیکی است بنابراین صفت آن گاهی به کرداری بودن و بیرونی بودن طنز، به جای تکیه بر ...
طیفی گسترده را در بر گرفتن
طیفی گسترده از چیزی را در بر گرفتن
لودگی، مسخرگی
واژهٔ patina در معنای اصلی به لایه ای نازک گفته می شود که بر اثر گذشت زمان و اکسایش روی سطح فلزاتی مانند مس و برنز شکل می گیرد؛ همچنین به جلای کهنه و ...
بصری سازی دیداری سازی تصویرپردازی تجسم
بنابر واژه نامه ریشه شناسی اتیموآنلاین، این واژه برگرفته از واژه اردو از تاتارها، مغولان و بعدها ترکان گرفته شده و در معنای چادرنشینی، زندگی گروهی زی ...
شواهد انکاری
شاهد انکاری
قالبی
اَبَر آرمان آرمان برتر هدف عمده هدف اصلی
نخ تسبیح خط سیر
حق ویژه حیطه اختیارات حق مسلم اختیار عمل
دزدی بیمارگونه دزدی وسواسی
مهره سرخود آتش به اختیار ریشهٔ استعاره از توپ جنگیِ مهارنشده روی عرشهٔ کشتی برگرفته شده است: اگر توپ روی عرشه محکم وصل نشده باشد، یا از جای خود کند ...
کم رنگ کردن کم توان کردن کاستن
نابرابری ها شایدوبایدها اما و اگر ها
هم خانگی ( در بعضی متون )
حال و هوای چیزی را دریافتن کلیت چیزی را دریافتن
به هر روی که بشود. . . هر جور که باشد. . . هرجور که بشود. . . به هر قیمت. . .
کارت یادداشت کارت پژوهشی کارت تصویر
کارت یادداشت کارت پرونده
قوس نمایشی قوس داستانی
هجومستندنما دوستان دقت بفرمایید در این واژه ریشه کلمه mock به معنای مسخره کردن، ادای کسی یا چیزی را درآوردن و دست انداختن وجود دارد و به فیلم های د ...
بی ریخت کردن بدریخت کردن از ریخت انداختن
بیرون را پاییدن
مقدمه چینی بسترسازی ( در ادبیات و سینما )
Outer office دفتر منشی
شاخه داستان داستان فرعی ( در سینما و تلویزیون، مجموعه هایی که برگرفته از شخصیت های فرعی یک داستان، فیلم یا مجموعه دیگری ساخته شود )
بنابر روال
ناشکیبا بی صبرانه بی تاب
چنگ زدن و برداشتن چنگ زدن و جمع کردن
بر. . . موج سواری کردن بر موج. . . سوار شدن
بنیادین بنگریم. . . بنیادین ببینیم. . .
نماپردازی کردن
نماپردازی
صداسازی در سینما یعنی بازآفرینی و ضبط صداهای حرکتی و کنشیِ مربوط به شخصیت ها و اشیاء، پس از فیلم برداری، به صورت هماهنگ با تصویر. مثلاً بازیگر در ت ...
نیک و بد خیر و شر
پرهیز بازداری ممنوعیت پرهیختن
شخصیت نخست شخصیت اصلی شخصیت کانونی ( دوستان دقت بفرمایید که واژگان پروتاگونیست و آنتاگونیست به این علت به کار گرفته شدند که با معنای کلاسیک قهرمان ...
شتاب دادن شتاب افزودن
شتاب افزا
کنش وواکنش شتاب افزا
به عنوان فعل: پخته شدن جا افتادن رسیده شدن