پیشنهادهای عباس (٢٥٦)
وقتی وارد یه خونه قدیمی میشید، اگر پاتون رو روی یکی از الوار های چوب بزارید و صداه بده به اون صدا میکن creak. یا مثلا صدای باز شدن یک در که خوب روغن ...
اثاث منزل مثل کتابخانه، میز، مبل، لوستر، کابینت و. . .
به صلیب کشیدن، مصلوب کردن: crucifixion of Jesus: مصلوب کردن عیسی می تونه صرفا به معنی مجازات سنگین باشه و به صورت استعاری استفاده بشه: He's going to ...
مخفف politician به معنی سیاست مدار.
همان use هست منتهی رسمی تر. برای همین انتفاع، بهره بردن و. . . می توان ترجمه کرد.
جعل اسناد، تحریف اسناد
شاهکار ادبی یا هنری معادل masterpiece: The Wealth of Nations is considered Adam Smith's magnum opus.
certainly or without any doubt یعنی یقینا و بدون شک، البته به صورت عامیانه: "What day is it? It's Sunday, all right. " ( بدون شک. . . )
فضل و رحمت خدا، کمک و لطف خدا: By the grace of God, the pilot managed to land the damaged plane safely.
به تلفظ دقت کنید، /پراورب/ درسته نه/پرو - /.
معنی تعلیم دیده، شاگرد هم میده
internecine war/warfare جنگ داخلی بین یک فرقه/مذهب/طایفه/کشور
غارت کردن، چپاول کردن، هم معنی loot: During the riot stores were plundered/looted.
رها کردن به روش وحشیانه و غیر قابل کنترل کلمه leash خودش به معنای قلاده هست شما یک سگ وحشی رو در نظر بگیرید که ناگهان از بندش رها داده میشه، دقیقا کل ...
پول توجیبی در انگلیسی بریتیش. در انگلیسی آمریکایی به جاش از کلمه allowance استفاده می کنن.
همونI think هست که به صورت شوخی گفته میشه.
pledge allegiance: بیعت کردن یا قسم وفاداری ( به کشورخود ) خوردن
فرض، پیش فرض هم معنی assumption
بیمار روانی
ویرانه، خرابه، نخاله ساختمانی
( رسمی ) بالا رفتن، صعود، ( در معنای دینی ) عروج یا معراج؛ متضادش میشه descend ( پایین آمدن ) : ascension to Heaven
لرزیدن به دلیل تصور یک مسئله ناخوشایند یا احساس کردن آن: She shuddered at the thought of kissing him. The sight of so much blood made him shudder.
acoustic یعنی مرتبط با صوت یا صدا، صوتی. حواستون باشه acoustics میشه صوت شناسی نه acoustic. acoustic صفته.
تفرقه بینداز و حکومت بکن. تحت اللفظی: تفرقه بینداز و فتح کن
غربی، مربوط به جهان غرب؛ occidental culture: فرهنگ غرب
سرخ شدن بخاطر خجالت: She always blushes when she speaks in public.
آزادسازی برده
مجازات اعدام؛ صفت capital در زبان لاتین به معنای "مربوط به سر " است. در ابتدا معنای capital punishment "مجازات سر بریدن" بوده و بعدا به معنای کلی "مج ...
1. انجمن: tennis club/ youth club 2. تیم ورزشی: The club has a lot of good hockey players. 3. باشگاه شبانه، رقاص خانه ( همچنین مراجعه کنید به strip ...
ملاقات، اجتماع، جلسه
pardon my French, but. . . : خیلی عذر می خوام ولی. . . ( قبل از استفاده کردن از کلمات غیر مناسب و شاید زننده استفاده میشه )
زودباوری
1. نون پیتزا، پای و. . . 2. پوسته سختتر نون تست در اطرافش: Little kids often like their sandwiches with the crust cut off.
مشکل دار ( dysfunctional family ) ، معیوب، ناکارآمد
نرخ مشارکت ( در انتخابات )
1. محکم ( کردن ) : The ladder doesn't look secure to me. Secure the boat to the dock. 2. امن، ایمن کردن یا محافظت کردن: Troops were sent to make th ...
توزیع کردن. معادل خودمونی ترش to hand out something
سوداگرایی؛ سیاستی اقتصادی مبنی افزایش صادرات و کاهش واردات
قرارداد اجتماعی
دادگاه استیناف یا تجدید نظر معادل appellate court
be subject to something: to be affected by something All flights are subject to delay. Prices are subject to change.
متعدد، فراوان، بسیاری؛ numerous با number هم ریشه هست. لذا "متعدد" ترجمه خیلی قشنگیه چون اون هم با کلمه "عدد" هم ریشه هست.
اراده، خواسته، میل: You were brought here against your will.
hive: کندو hives:کهیر ( نوعی بیماری پوستی )
یهودی ستیزی؛ تحت اللفظی سامی ستیزی
چیزی که وابسته به کلیسا یا روحانیت مسیحی باشه مثلا ecclesiastical Latin ( لاتین کلیسایی )
دستور کار؛ برنامه؛ لیستی از مواردی که در یک گفتگو مطرح می شوند: Human rights need to be placed high on the agenda.
تقدس collocation با sanctity of human life/marriage
معنای اصلیش تمایل و خم شدگی هست ولی با توجه به بافت متن معنای "عادت داشتن" استفاده میشود. ( ر. ک. به فعل tend ) : Dogs have a tendency to bark. ( =do ...