پیشنهاد‌های محمد عزیزی (١,٣٢٠)

بازدید
٧٧٥
پیشنهاد
٠

ته توی چیزی را در آوردن My newspaper disappears from my office every day. I’ve got to get to the bottom of it. روزنامه ام هر روز از دفترم ناپدید می ...

پیشنهاد
٠

زاییده ی تخیل کسی I'm afraid my front teeth are loose, but maybe it's just a figment of my imagination. می ترسم دندان های جلویم لق شده باشند، اما ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحت پوششِ پوشش داده شده با Will the dental surgery be covered by insurance? آیا هزینه جراحی دندان تحت پوشش بیمه خواهد بود؟ Lisa’s stay at the hospi ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خستگی در کردن استراحت کردن After taking three tests, I’m ready to just chill out بعد از سه تا امتحان دادن، فقط میخوام خستگی در کنم. After working h ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه هدیه کوچک یه چیز کوچک/کوچولو I got you a little something for your birthday یه چیز کوچک برای تولدت گرفتم

پیشنهاد
٠

هر چی بگید ما داریم هر چی بخواهید ما داریم Let me know what you want to drink. You name it, we've got it. بهم بگو چی می خوای بنوشی. هرچی که بگی، ما ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوشیدنی ترکیبی بدون الکل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی کوکتل است که از ترکیب ودکا و آب گوجه فرنگی تهیه می شود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهی شدن راه افتادن We promised our babysitter we’d be home by midnight, so we’d better hit the road now. به پرستار بچه مان قول دادیم که تا نیمه شب ...

پیشنهاد
٠

جا برای دسر گذاشتن The waitress gave us dessert menus and said, “I hope you saved room for dessert!” پیشخدمت منوی دسرها را به ما داد و گفت: امیدوارم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود را خیلی به زحمت انداختن Thanks for inviting us over for dinner next Saturday. Please don't knock yourselves out ممنون که شنبه آینده ما را برای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واقعا لذت بخش بود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پُرس دوم بشقاب دوم ? Would anybody like a second helping کسی پرس دوم میل داره؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منتظر ماندن ( برای دریافت اطلاعات بیشتر ) Please stand by for more information لطفا برای اطلاعات بیشتر منتظر بمانید. VOICE: Attention passengers ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روش حساب باز نکن دلتو صابون نزن Adam said he's going to invite us to his cottage this summer, but don't hold your breath. آدام گفت که تابستان امسال ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیدا کردن I can't find my theater ticket anywhere. Can you help me track it down ? من نمی توانم بلیط تئاترم را هیچ جا پیدا کنم. می توانید در پیدا ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد ویژه We’re running a special right now. You can rent a mid - size car for the same price as a compact. It’s $55 a day inclusive of tax, plus ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آماده ی رفتن

پیشنهاد
٠

از سر و ته چیزی سر در آوردن سر و ته چیزی را فهمیدن Tom wrote me a note, but I can't make heads or tail of it. His handwriting is so messy تام برایم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از سر و ته ش سر در آوردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرجه مهلت ( زمانی ) فرصت ( زمانی ) Sorry, the grace period is over. We're going to have to charge you interest on your account متاسفیم، مهلت تمام ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از اول تا آخر با دقت خواندن to read something carefully from beginning to end

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهزنی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شانس منو ببین شانس منو نگاه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزش وقت گذاشتن کسی را داشتن

پیشنهاد
٠

مثل کف دستت Sara: I thought you said you knew these roads like the back of your hand. Did you doze off or what? Nick: We’d better stop at a gas sta ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش رو I see an accident up ahead من یک تصادف در پیش رو می بینم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیا بالا /سوار شو Hop in = get in the taxi Ninth and Grand Street? Hop in! خیابان نهم و گرند؟ بپر سوار شو!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چه شانس گندی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باقی اش باشه بقیه اش باشه ( مال خودت ) I owe you nine dollars. Here's ten. Keep the change ترجمه گوگل : من به تو نه دلار بدهکارم. این هم ده دلار. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تصادف جزئی مالیدگی ( تصادف )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

She was very apologetic. She wants to make it up to us by having us over next week ترجمه گوگل: او خیلی عذرخواهی کرد. می خواهد با دعوت ما هفته ی آینده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چه سر به هوایی چقدر سر به هوا چقدر بی مسولیت Cindy asked me to call her at 8 o’clock last night and when I called, her husband said she was out with ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی پیش اومده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این چیزا اتفاق می افته ( دیگه ) اتفاقه میافته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمدن حضور پیدا کردن to come; to be present I’m not sure if I’ll be able to make it to the staff meeting on Wednesday morning. مطمئن نیستم که بتوانم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آن طرف شهر است

پیشنهاد
٠

حد و مرزی تعیین کردن My parents let me use the car, but they draw the line at allowing me to take long trips. پدر و مادرم اجازه می دهند از ماشین اس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱ - حتماً ۲ - هر جور که شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نظر خوبی داشتن درباره ( کسی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دمِ دست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیاد فکر کردن ( به چیزی ) مدام فکر کردن متمرکز شدن روی ( چیزی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به میل خود He washed the dishes of his own accord. او به میل خود ظرف ها را شست My brother decided to clean the house of his own accord. برادرم تص ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود به خود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ایده ) به سر زدن ( ایده ) به ذهن رسیدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دل سوختن برای همدردی کردن با She felt for the people starving in Africa, so she sent money to the charity. او با مردم گرسنه آفریقا همدردی کرد، بناب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یِ وقتهایی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به خاطرِ He works hard for the sake of his family. او به خاطر خانواده اش سخت کار می کند For the sake of time, we won’t discuss the new budget at t ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

tend to = usually do; have the habit of معمولاً عادت داشتن Dogs tend to be friendly and loyal to their owners. سگ ها معمولاً با صاحبانشان دوستانه و ...