chill out

/ʧɪl aʊt//ʧɪl aʊt/
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: (informal) to become calmer; stop being tense or emotional.
مشابه: relax

- Chill out! It's only a speeding ticket.
[ترجمه شهریار] آرام باش این فقط یک بلیط سریع است.
|
[ترجمه علی] نگران نباش ، این فقط جریمه ی سرعت است
|
[ترجمه بهروز مددی] بی خیال، این فقط یه قبض جریمه است.
|
[ترجمه ترگمان] ! آروم باش فقط جریمه سرعت داره
[ترجمه گوگل] خنک کن! این تنها یک بلیط سریع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to be relaxed or at leisure; take it easy.

- I'm chilling out at home tonight.
[ترجمه بهروز مددی] امشب در خانه استراحت می‎کنم. ( یعنی امشب خونه می مونم و برنامه‎ی خاصی واسه بیرون رفتن ندارم. )
|
[ترجمه ترگمان] امشب در خانه احساس سرما می کنم
[ترجمه گوگل] من امشب در خانه خنک می شوم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. After raves, we used to chill out in each others' bedrooms.
[ترجمه مریم] بعد از پارتی، ما عادت داشتیم تو اتاق های همدیگه استراحت میکردیم ( ریلکس میکردیم ) .
|
[ترجمه ترگمان]بعد از جاه ای شلوغ، ما قبلا توی اتاق های همدیگه سرما می خوردیم
[ترجمه گوگل]پس از رعایت کردن، ما در اتاق خواب های دیگران خنک شدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Chill out! We'll get there on time!
[ترجمه Setayesh-Arya] خونسرد باش! ما به موقع ( سر وقت ) آنجا خواهیم بود
|
[ترجمه ترگمان]! آروم باش به موقع به آنجا می رسیم!
[ترجمه گوگل]خنک کن! ما در آنجا در زمان دریافت خواهید کرد!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Chill out, Dad. The train doesn't leave for another hour!
[ترجمه ترگمان] آروم باش، بابا قطار تا یک ساعت دیگر حرکت نمی کند!
[ترجمه گوگل]خنک کردن، پدر قطار دیگر ساعت را ترک نمی کند!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They sometimes meet up to chill out and drink a few beers.
[ترجمه ترگمان]بعضی وقت ها همدیگر را می بینند که سرما بخورند و چند تا آبجو بخورند
[ترجمه گوگل]آنها گاهی اوقات برای خنک کردن و نوشیدن چند آبجو ملاقات می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Will you chill out?
[ترجمه ترگمان]میشه آروم باشی؟
[ترجمه گوگل]آیا شما خنک می شوید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. What he should do is chill out, get a job and pay off his debts, but he doesn't.
[ترجمه ترگمان]کاری که او باید بکند این است که سرما بخورد، کاری پیدا کند و بدهی خود را بپردازد، اما این کار را نمی کند
[ترجمه گوگل]آنچه که او باید انجام دهد این است که خنک شود، شغل بگیرد و بدهی های خود را پرداخت کند، اما او نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Sit down and chill out!
[ترجمه ترگمان]بنشین و خونسرد باش!
[ترجمه گوگل]نشستن و خنک شدن!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Fine ! I'll just chill out at the beach al Sheikh.
[ترجمه ترگمان]بسیار خوب! من فقط در ساحل الشیخ بیرون خواهم رفت
[ترجمه گوگل]خوب ! من فقط در ساحل الشیخ خلوت می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Let's just do a bong hit and chill out, okay?
[ترجمه ترگمان]فقط یه بنگ بزن و آروم باش، باشه؟
[ترجمه گوگل]بگذارید فقط یک ضربه بونگ و خنک شود، خوب؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. You need chill out a little bit, buddy.
[ترجمه ترگمان] باید یکم استراحت کنی، رفیق
[ترجمه گوگل]شما کمی دوست داشتنی هستید، دوست دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I like to chill out at the cafe with a book sometimes.
[ترجمه ترگمان]من دوست دارم که بعضی وقتا توی کافه با یه کتاب زندگی کنم
[ترجمه گوگل]من گاهی اوقات یک کتاب را با یک کافه می شوم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He chooses to chill out in his beach house.
[ترجمه ترگمان]اون ترجیح می ده که تو خونه ساحلی اون سرما بخوره
[ترجمه گوگل]او در خانه ساحلی خود را انتخاب می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Dad: Chill out boy, we are in the wild.
[ترجمه ترگمان] آروم باش پسر، ما توی the
[ترجمه گوگل]پدر خنک کردن پسر، ما در وحشی هستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Chill out and think about this, okay ?
[ترجمه ترگمان]به این فکر کنید و در مورد آن فکر کنید، باشد؟
[ترجمه گوگل]خنک و در مورد این فکر کنید، خوب؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• relax, remain calm, refrain from getting overly excited

ارتباط محتوایی

بررسی کلمهعبارت ( phrase ) • ( 1 ) تعریف: ( informal ) to become calmer; stop being tense or emotional. ...جمله های نمونه1. After raves, we used to chill out in each others' bedrooms. [ترجمه مریم ] بعد از پارتی ...انگلیسی به انگلیسیrelax, remain calm, refrain from getting overly excited
معنی chill out، مفهوم chill out، تعریف chill out، معرفی chill out، chill out چیست، chill out یعنی چی، chill out یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف c، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف c، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف c
کلمه بعدی: chill ring
اشتباه تایپی: زاهمم خعف
آوا: /چیل آوت/
عکس chill out : در گوگل

پیشنهاد کاربران

{محاوره}اروم باش , ریلکس باش
حال نامعلوم
to relax completely
استراحت کردن
به نظر من کوتاه اومدن یا ریلکس
ریلکس . لش .
to become calmer
to calm down
to relax, esp. after energetic dancing or a spell of hard work
this phrase is often used as an imperative -
informal: to relax completely instead of feeling angry, tired, or nervous
chill out bro
خونسرد باش داداش!!!!
اروم باش، ریلکس باش
ارامش خودت را حفظ کن . . . . . . . . . . حرف ندا
شل کن
Sometimes I like to chill out at home and do nothing.
ریلکس بودن
لم دادن.
take it easy
Different tways to chill out
اروم و ریلکس بودن
خونسرد بودن
Take it easy ( خنک شدن )
Chill به معنی سرد شدن هست.
Chill out یک اصطلاح هست و یعنی: خونسرد باش.
آدم باش
relax
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما