دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٨٣,٠٠٠
رتبه در دیکشنری
٦٧
لایک
٨,٦٤٣
دیسلایک
١,٧١٥
جدیدترین پیشنهادها
٧ سال پیش
٢٢
برای عبرت دیگران کسی را تنبیه کردن
٧ سال پیش
٢٠
از سیر تا پیاز، از الف تا یا، کاملاً
٧ سال پیش
٣
کسی را راضی یا رام کردن، نبض کسی را بدست آوردن، کسی را خر کردن
٧ سال پیش
٣٤
شور چیزی را درآوردن
٧ سال پیش
٥
اصطلاح. . . به کسی توپیدن
جدیدترین ترجمهها
٧ سال پیش
He grew a beard with the intention of looking more masculine.
٢
او برای اینکه ( به قصد ) مثل مردها به نظر برسد ریش گذاشت
٧ سال پیش
She's gone to Italy on a special assignment.
٥
او برای یک ماموریت ویژه به ایتالیا رفته است
٧ سال پیش
The natives look down their noses at foreigners.
٢
بومی ها به چشم حقارت {دماغ سربالاو تکبر} به اتباع خارجی نگاه می کنند
٧ سال پیش
Trying not to look down, Alan began to climb.
٢
آلن شروع به صعود کرد و سعی کرد به پایین نگاه نکنه
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.