پیشنهاد‌های محمد عزیزی (١,٣٢٠)

بازدید
٧٧٥
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریتم تند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موارد ناخواسته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باور تزلزل ناپذیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیار بعید

پیشنهاد
٠

تجربه فراموش نشدنی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آفتاب یکسره آفتاب بی وقفه آفتاب مدام

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاملا بی خبر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( ساعت ) منع رفت و آمد ( ساعت ) منع آمد و شد منع رفت وآمد ( انگلیسی: Curfew ) ، دستوری است که زمانی را مشخص می کند که طی آن مقررات معینی اعمال می ش ...

پیشنهاد
١

شخصیت واقعی خود را نشان دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بردن جام

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسالت جزئی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترتیبات سفر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر عکس اتفاقا بر عکس He is not leaving the company because he is not happy there; on the contrary he has enjoyed working there, but he has other rea ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با اینکه much as I dislike sentimental films, sometimes, when I’m not feeling very energetic, I can curl up on the sofa and watch one با اینکه از ف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا قبل از اینکه up until I came to this country, I didn't speak a word of English تا قبل از اینکه به این کشور بیایم، یک کلمه هم انگلیسی صحبت نمی کردم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از آزمون زمان سر بلند بیرون آمدن although these tools are cheap in price, they do stand the test of time اگرچه این ابزارها ارزان هستند، اما در آزمون ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همون دقیقه همون لحظه همون دقیقه که همون لحظه که Please, let us know the minute you notice something strange لطفا همون دقیقه که متوجه شدی به مابگو

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوران تاریک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه فکری کردن I'll have think about it and let you know یه فکری براش میکنم و بهت میگم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخت فکر کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راستش را گفتن حقیقت را گفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علاقه مند شدن به به دهن مزه دادن/کرن زیر زبون مزه دادن/کردن she has developed a taste for fast cars. she's just bought a bright red Ferrari ماشین ه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بلعیدن شمشیر ( اجرای نمایشی ) قورت دادن شمشیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به خیابان آمدن ( برای اعتراض )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

حوصله به خرج دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نصیحت کسی را پذیرفتن به حرف کسی گوش کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضربه آزاد زدن ( فوتبال )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حمایت کردن از

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جلب کردن حمایت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از این جهت که بطوریکه Living in a big city is advantageous in that you can have easy access to health care زندگی در یک شهر بزرگ مزیت است از این جهت ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حتی زمانی که حتی هنگامی که

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به لجبازیِ قاطر به یکدندگیِ قاطر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کله پا شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَز I have been asked to inform you that you're dismissed from your post as of today از من خواسته شده است که به شما اطلاع دهم که از امروز از سمت خود ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیالی نباشه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اداره گذرنامه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست بالا بردن That student puts up his hand every time I ask a question این دانش آموز هر وقت سوال می پرسم دستش را بالا میبرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلیل اینکه چرا دلیل اینکه The reason why I’m writing is to tell you about a party on Saturday دلیل اینکه چرا دارم ( نامه ) مینویسم این است به شما در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به شدت مخالف بودن با

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمایل شدید

پیشنهاد
٠

ظاهر چشمگیری داشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردم روانه شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جریان با پیچ و تاب خوردن می گذرد جویبار با پیچ و تاب خوردن می گذرد the stream winds through the forest آن جویبار با پیچ و تاب خوردن از جنگل می گذرد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر مبنای یک داستان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - دست کج ( دزد ) 2 - انگشتان نوچ - دست نوچ The last person we hired as a cashier turned out to have sticky fingers آخرین نفری که به عنوان صندوقدا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیب کم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیب صفر بدون شیب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور پیوسته افزایش یافتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شروع کردن دست به کار شدن