پیشنهادهای محمد عزیزی (١,٣٢٩)
تثبیت کننده ولتاژ ( ولتاژ برق شهری بسته به میزان مصرف متغیر است برای مثال ممکن است هنگام پیک مصرف، ولتاژ برق شهری به 180 ولت و هنگام نیمه شب به 230 ...
ناجور
با عصبانیت قدم زدن
غیب زدن He's not here any more. he shot through a couple of days ago. او دیگه اینجا نیست. چند روز پیش غیبش زد.
دیوانه وار
Heat up گرم کردن ( غذا ) hot up مهیج شدن /داغ شدن ( انتخابات، مسابقه و. . . ) warm up دست گرمی بازی کردن /گرم کردن ( قبل از مسابقه، ورزش و. . . )
حال ( کسی ) پرسیدن I met Peter the other day. he was asking after you چند روز پیش پیتر را دیدم. حالتو می پرسید.
کیپ My nose is blocked - up بینی من کیپ است.
بدرود حیات گفتن
گیر دادن به ( کسی ) کلید کردن رو ( کسی ) I wish you wouldn't keep on at me about my handwriting! no - one else has problems regarding it. کاش دیگ ...
گیر دادن به ( کسی ) کلید کردن رو ( کسی ) I wish you wouldn't keep on at me about my handwriting! no - one else has problems regarding it. کاش دیگ ...
mouth off ( informal ) بد حرف زدن با پررویی حرف زدن Don’t mouth off to your boss, or you might get fired. بد حرف نزن با رئیست، یا اینکه ممکنه اخرا ...
در کسی علاقه ایجاد کردن جا باز کردن تو دل کسی that new quiz show is growing on me اون مسابقه تلویزیونی جدید داره در من علاقه ایجاد میکنه. یا اون مس ...
در کسی علاقه ایجاد کردن جا باز کردن تو دل کسی that new quiz show is growing on me اون مسابقه تلویزیونی جدید داره در من علاقه ایجاد میکنه. یا اون مس ...
grow on sb در کسی علاقه ایجاد کردن جا باز کردن تو دل کسی that new quiz show is growing on me اون مسابقه تلویزیونی جدید داره در من علاقه ایجاد میکنه. ...
رقم قطعی قیمت قطعی
ابزار آلات برقی ( مانند دریل، فرز ، آره برقی و. . . )
سُلفیدن
rip off چاپیدن/تلکه کردن/سر کیسه کردن /تیغ زدن rip - off بچاپ/تلکه کن/سر کیسه کن/تیغ زن I'm not going to buy stuff at those gift shops again. they ...
( بدهی و. . ) بخشیدن تسویه شده تلقی کردن my parents have agreed to write off the money I borrowed from them when I was at university پدر و مادرم مو ...
( بدهی و. . . ) بالا آوردن ( بدهی و. . . ) به بار آوردن My kids ran up a phone bill of €100. بچه های من یه قبض تلفن 100 یورویی بالا آوردن. As Se ...
یه زمان ( کوتاهی ) گذاشتن برای یه وقت ( کوتاهی ) گذاشتن برای یه وقتی دست و پا کردن برای do you think you could squeeze in lunch with me sometime? فکر ...
pile up sth or pile sth up رو هم تَل انبار شدن paperwork has just piled up recently. I don't know where to start کارهای دفتری اخیراً روی هم تل انبار ...
اعتنایی نکردن به محلی نگذاشتن به اهمیتی قائل نشدن برای the headteacher brushed aside the parents' criticism that the children were being given too m ...
چیزی را به سمع و نظر کسی رساندن ( مطلبی را ) به کسی منتقل کردن / گفتن Put sth to sb The minister put the new proposal to the prime minister وزیر پ ...
چیزی را به سمع و نظر کسی رساندن ( مطلبی را ) به کسی منتقل کردن The minister put the new proposal to the prime minister وزیر پیشنهاد جدید را به سمع ...
بابت چیزی علیه کسی بودن /شدن به خاطرِ چیزی کسی را سرزنش کردن A: we shouldn't feel negative towards Violent just because she acted stupidly B : No, w ...
یگان پلیس
پرونده قتل
رفتن سراغِ رو آوردن به متوسل شدن به رفتن سمتِ پناه بردن به if she has a problem, she knows she can always turn to her aunt for help اگر او مشکلی داش ...
محوَل کردن سپردن به دستِ
روی ِِ ( چیزی ) مطالعه کردن now, your homework for the weekend can you all please read up on air pollution for next week حالا، تکلیف آخر هفته شما. ...
سخت ( درس ) خوندن
جاده آسفالت نشده جاده خاکی
به نال بینیم ( چی میخوای بگی )
به اندازه کافی خوب بودن انتظارات را بر آورده کردن Molly got the sack because her work just didn't measure up مولی اخراج شد چون کارش به اندازه کافی خ ...
( ناراحتی، عصبانیت و. . . ) سر کسی خالی کردن Take out sth on sb or take sth out on sb of course Maryam is upset at losing her job, but she shouldn' ...
سر کار گذاشتن Jessica was just having Daniel on when she said she was going to work in the USA جسیکا فقط داشت دنیل را سر کار میذاشت وقتی او گفت او ق ...
زدن زیرش Lottie had agree to come sailing with us tomorrow but she's backed out لاتی قبول کرده بود که فردا با ما به قایق رانی بیاد، اما زد زیرش
اعتراض خشونت آمیز
پشت کسی در آمدن
انتظار ( چیزی را ) داشتن having to pay extra for all our meals at the hotel was something we didn't bargain for اینکه مجبور باشیم برای تمام وعده ه ...
در نظر گرفتن مد نظر قرار دادن به حساب آوردن به شمار آوردن لحاظ کردن we should allow for possible delays on the motorway and leave an hour earlier م ...
پلیس مرزی مرزبان
خانه سالمندان
۱ - چسبیدن ( نوزاد به سینه مادر برای شیر خوردن ) Jamie wasn't latching on properly, and my nipple got sorer and sorer جیمی درست به سینه نمی چسبید و ...
کنار کشیدن stop being involved in a situation, especially to let others deal with it themselves just back off and let others handle things فقط کنا ...
پر بودن از مملو بودن از the streets were littered with rubbish خیابان ها پر از آشغال بود military history is littered with examples of armies being ...
تکه تکه کردن ریز ریز کردن
تکه پاره کردن جر دادن