shoot through

پیشنهاد کاربران

برق - الکترونیک:
اتصال کوتاه مؤثر منبع تغذیه ( در مبدل هایی مانند push - pull ) که بر اثر روشن شدن هم زمان هر دو سوئیچ اتفاق می افتد و به تخریب مبدل منجر می شود.
غیب زدن
He's not here any more. he shot through a couple of days ago.
او دیگه اینجا نیست. چند روز پیش غیبش زد.
to leave a place very quickly, especially in order to avoid having to do something / رها نمودن یا ترک سریع موقعیت، وضعیت یا مکانی که ارتباط با شرایط شما ندارد
( جایی/کسی ) را ناگهانی ترک کردن - رها کردن