take out on

پیشنهاد کاربران

خشم، عصبانیت، ناراحتی یا استرس خود را سر کسی یا چیزی خالی کردن ( در حالی که آن شخص یا چیز مقصر اصلی نیست )
به عبارت ساده: وقتی آدمی از چیز دیگری عصبانی یا ناراحت است، به جای اینکه سرِ منشأ اصلی مشکل فریاد بزند، یک فرد بی گناه یا یک شیء بی جان را هدف قرار می دهد.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال؛
I know you had a bad day at work, but please don't take it out on me.
می دانم امروز سر کار روز بدی داشتی، اما لطفاً خشم خود را سر من خالی نکن ( من که مقصر نیستم ) .
The coach was angry about the loss, so he took his anger out on the players.
مربی از باخت عصبانی بود، بنابراین خشم خود را سر بازیکنان خالی کرد ( با اینکه شاید همه تقصیر خودش بود ) .

( ناراحتی، عصبانیت و. . . ) سر کسی خالی کردن
Take out sth on sb or take sth out on sb
of course Maryam is upset at losing her job, but she shouldn't take it out on her family
البته که مریم بابت از دست دادن شغلش ناراحت است، اما نباید آنرا سر خانواده اش خالی کند.
دق دلی و عصبانیت خودت رو سر کسی خالی کنی
دق و دلی را سر کسی خالی کردن، عقده را سر دیگری خالی کردن
خشم خود را بر سر دیگران تخلیه کنند
عصبانیت را سر کسی خالی کردن