تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثله شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با سلیقه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سربه سر کسی گذاشتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سربه سر کسی گذاشتن، کسی را سر کار گذاشتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم آوردن، نام بردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

نامنتظره

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

پندآموزی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

از تک وتا/تکاپو افتادن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فداشده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

به چیزی اکتفا نکردن، در چیزی متوقف نشدن، به ورای چیزی پا گذاشتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

عاشق و معشوق

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیدنشان

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفکربرانگیز

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گشوده، بازشده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ممزوج، به هم آغشته

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باری به هر جهت

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیزبینانه، موشکافانه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوبت شد؟ خوردی؟ نوش جونت! دوات همینه! چشمت درآد!

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[توی بعضی بافت ها] خنثی، بی معنا

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پُرحس

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود مثال: The very problem is vague خود مسئله گنگ است

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دفترچه ی مدعوین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وازده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روادارانه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

روادار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمرد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهرو یا مسیر باریک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گشایش

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گردن نهادن، اقتفا کردن، پیروی کردن، تاسی جستن، متابعت کردن، تسلیم شدن، تمکین کردن، تن در دادن، رام شدن، مطیع شدن، منقاد شدن ≠ نافرمانی کردن، عصیان ور ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رشته افسانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[شیشه] مات، کدر

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از نو سرپا کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[مجازاً] میدان دید

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبتلابه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به میدان آمدن، جولان دادن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیربه دیر

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتهام زننده، متهم کننده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلل پذیر، متخلخل

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داستان/قصه/افسانه ی خلقت

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

[برای فاعل غیرانسان] وعده/نوید چیزی را دادن، خبر از چیزی دادن، دلالت داشتن، دال بر چیزی بودن، حاکی از چیزی بودن، نشان/گواه/نشانگر/بیانگر چیزی بودن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

[در بعضی موارد] نضج یافتن، قوام و رونق گرفتن.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[در] اینجا

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در چنبره ی چیزی گرفتار شده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متصور، قابل تصور، پنداشتنی، مفروض، پنداشته، انگاشته، ممکن best story to be imagined بهترین داستان متصور/ممکن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

[بر کسی/چیزی] عارض شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حق تعیین سرنوشت، حق حاکمیت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هذیان، حرف های پرت وپلا، چرندوپرند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

ذوق ورز

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[معنای استعاری] بده بستان، دادوستد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاخالی دادن، این سو و ان سو رفتن، از مسیرِ پرتاب چیزی به سرعت کنار رفتن، سر دزدیدن