تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آسباد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[تجارت] مشارکتی، قرابتی، وابسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی بافت ها به معنای "نظرسنجی" هم هست. مثال: Celent took the temperature of eight leading executives in digital insurance.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با لحن/صدای یکنواخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کهنه، قدیمی، زهواردررفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

پشت سر گذاشتن [مشکلات]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

گل از گلش شکفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوراندن [داده در سیستم]

پیشنهاد
١

[هوش مصنوعی] تولید تقویت شده با بازیابی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سکه روی سکه گذاشتن، به سختی پول جمع کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فکل مو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صحت سنجی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیمه پذیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرشکن کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آروغ بچه را گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آنی، لحظه به لحظه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

عرصه، ساحت، گستره، پهنه، بستر، مدار، حیطه، افق، میدان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بیمه] گزینش نامساعد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی سرانجام، نافرجام، بی نتیجه، بدفرجام، بی عاقبت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از سر/با عجز، ناتوانی، استیصال، درماندگی، بیچارگی، واماندگی، فقدان انتخاب، لاعلاجی، ناچاری، فروماندگی، بی نوایی، ناچاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بال بال زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

علی الحساب، تااطلاع ثانوی، علی العجاله، اینک، کنون، حال، هم اکنون، الساعه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دوستانی که اینجا رو با اینستاگرام اشتباه گرفتن و گدایی لایک میکنن بگن با لایکاشون چی کار میکنن؟ شبا بغلشون میکنن بخوابن یا وام میدن باهاش؟ : ) ) )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مبلغ بیمه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تغییر/به روزرسانی ( بیمه نامه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترکیب/ادغام [بیمه نامه]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هویت زدوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[رفتار] ضدانتخابی، انتخاب مغایر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

روی گردانیدن/روگردانی/دوری جستن/دوری کردن/فاصله گرفتن/برگشتن ( از کسی ) ، پشت کردن ( به کسی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روی گردانیدن/روگردانی/دوری جستن/دوری کردن/فاصله گرفتن/برگشتن ( از کسی ) ، پشت کردن ( به کسی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توافق شده، توافقی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حاشیه نشین به حاشیه رانده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حاشیه نشینان، به حاشیه رانده شدگان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زبان روشن و صریح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[صفت مفعولی] بازآموخته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هزینه تراشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بداظهاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیمه ی عمر جامع فردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

give back to society: ادا کردن حق خود در قبال جامعه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[صفت] شناور، تغییرپذیر، بی ثبات، تبدل پذیر، تبدیل پذیر، متزلزل، متغیر، ناپایدار

پیشنهاد
٠

بیمه ی عمر جامع

پیشنهاد
٠

بیمه ی عمر جامع شناور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نسل منگنه شده: به کسانی اشاره دارد که هم زمان هم از کودکان و هم از سالخوردگان مراقبت می کنند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[مو] ژولیده، به هم ریخته، پریشان، رها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عضو وابسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خریدار واقعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی دلیل ( فعل معکوس ) بی دلیل نبود/نیست مثال: Those two girls were also going to the attic for a reason. آن دو دختر بی دلیل به اتاق زیرشیروانی نمی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

معلوم نیست/نمی دانم چطور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجتماعی/معاشرتی بار آوردن کسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از صفر/هیچ، با دست خالی