تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آه از نهاد کسی بلند شدن، آه کشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با سینه ای ستبر، با سری بالا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[قید] با سینه ای ستبر، با سری بالا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

[صفت] جنگ زده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

my only one تنها کَسم، داروندارم، نفسم، همه کسم برگرفته از متن ترانه ی مرحوم اصلانی: همه کسم تو هر هوسم تو هم نفسم تو بال و پرم تو همسفرم تو بیش و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[ادبی] آزاد و رها همچون پرنده ها، از هفت دولت آزاد، چو تخته پاره بر موج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سازمان بهزیستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به حق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ناامن، پرآشوب، خطرناک، شلوغ، ناآرام، پرخطر، شیرتوشیر ، خرتوخر، آشفته، بی ثبات، غیرایمن، آشفته، بحران زده، بحرانی، پرهرج ومرج، متلاطم، آشوب زده و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرداخت مازاد، بیش پرداخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زبان رمزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرسه زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

جوریدن، جست وجو کردن، جُستن، گشتن دنبالِ چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پاسوخته، هرزه گرد، بیهوده گرد، ولگرد، بی ریشه، آواره، دربه در، سرگردان، رهاشده، ول، رها، خیابان گرد، خیابانی، پاشنه ترکیده، هرزه پا، ویلان و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرپیچک ( نوعی سرخس )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رسوا، انگشت نما، بی شرم، بی حیا، نامودب، وقیح، دریده، گستاخ و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نماینده ی کل، نماینده ی عمومی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بیمه] اموال و خسارت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

�بیمه نهفته� یا �بیمه تعبیه شده�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[عامیانه] سری دوزی، رج زدن، گربه شوری، پشت سر هم بیرون دادن، تولید بی امان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قار و قور کردن شکم، چنگ انداختن معده [ناشی از گرسنگی شدید]، روده ی کوچک روده ی بزرگ را خوردن، دل ضعفه my stomach churns

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مستمری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[ترجمه قید به فعل]: عقل کردن، عقل به خرج دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واگن [مخصوص] حمل دام/احشام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در نقش صفت: Would - be doctor دکتر "بعدازاین"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در نقش صفت: future doctor دکتر "بعدازاین"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازآرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[در مورد موفقیت] که مستحقش بود، با استحقاق کامل و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با سری بالا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مواهب، خوبی ها، مزایا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سختی ها، دشواری ها، مصائب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جیب بر ماهر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Those at the front: جلوداران، پیشقراولان، طلایه داران، پیشاهنگان، پرچمداران، عصاکش ها، مشعل داران، پیشروان، قافله سالاران، سرگروهان، پیشتازان، طلیعه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی تکیه گاه، بدون تکیه گاه، بدون تکیه، بی تکیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برانگیختن، تأثیر گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

آموزه، تعالیم، رهیافت، فکر، برق، جرقه، رهنمون، رهنمود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیگیر، ول نکن، سمج، کنه، مُصر، اصرارکننده، پافشار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

من مونده ام این دوستانی که تقاضای لایک دارن با لایک هاشون چی کار می کنن! باهاش وام می دن، توی رزومه تون می نویسیدش، باهاش مخ می زنین یا چی؟! : )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طاقت فرسا، طاقت سوز

پیشنهاد
١

خانه جایی است که دلت آنجاست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

عجالتاً، فعلاً، در حال حاضر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیچاپیچ، پیچ درپیچ، پرپیچ وخم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از بر شدن [کاری]، [کاری را] به نحو احسن انجام دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوش دست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

[روانشناسی] فرافکنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

از میدان [به] در کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[ آمیزش جنسی] دخول راحت و بی دردسر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژن، اندام جنسی خانم ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی واسطه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[برای ابزارهایی مثل سوهان و. . . ] درجه ی زبری