sensitive

/ˈsensətɪv//ˈsensətɪv/

معنی: حساس، نفوذ پذیر، دارای حساسیت
معانی دیگر: حسی، سوهشی، وابسته به حس، سوهش انگیز، احساس انگیز، پر احساس (sensuous هم می گویند)، سوهشمند، زودانگیز، انگیزپذیر، زودآسیب، زودرنج، زوددرد، تحریک پذیر، آغال پذیر، دارای حساسیت (نسبت به چیزی) (معمولا با: to)، (بازار) پرنوسان، ناثابت، (از نظر هوش یا برداشت هنری و غیره) پر بینش، بینشگر، زیباشناس، دارای طبع لطیف، پر واکنش، خوش طبع، (ابزار) دقیق، ظریف، ریزه کار، رجوع شود به: sensory، (فیلم) حساس در برابر نور، (رادیو) قوی، (لامپ دوربین فیلمبرداری تلویزیون) کارکن در نور کم
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. The eye is sensitive to light.
چشم به نور حساس است

2. From the experiment we may conclude that mercury in a thermometer is sensitive to changes in temperature.
از آن ازمایش می توانیم استنتاج کنیم که جیوه در دماسنج، به تغییرات درجه حرارت حساس است

3. James is sensitive about his wretched handwriting.
جیمز نسبت به دست خط بد خود، حساس است

4. sensitive about the suffering of the poor
حساس نسبت به رنج فقیران

5. sensitive cells
یاخته های انگیزپذیر

6. sensitive nerves
اعصاب حسی،پی های سوهشی

7. sensitive to allergenic plants
دارای حساسیت نسبت به گیاهان آلرژی زا

8. sensitive to moisture
آسیب پذیر در رطوبت

9. sensitive towards this medication
دارای حساسیت نسبت به این دارو

10. sensitive weighting scales
ترازوی (وزن سنجی) دقیق

11. a sensitive ear
گوش حساس

12. a sensitive experience
تجربه ای احساس انگیز

13. a sensitive issue
موضوع حساس

14. a sensitive market
بازار پر نوسان

15. a sensitive pleasure
لذت سوهش انگیز (پر احساس)

16. a sensitive poet
یک شاعر خوش طبع

17. a sensitive student who cannot bear reproof
شاگرد حساسی که تحمل خرده گیری را ندارد

18. a sensitive thermometer
یک حرارت سنج دقیق

19. a missile's sensitive instruments
دستگاه های حساس موشک

20. she is sensitive to eggs
او نسبت به تخم مرغ حساسیت دارد.

21. she is very sensitive about her heavy weight
او درباره ی وزن زیادش بسیار زود رنج است.

22. stop being so sensitive about your color!
اینقدر درباره ی رنگ (پوست) خود حساس نباش !

23. a mild soap for sensitive skin
صابون ملایم برای پوست حساس

24. she is at a sensitive age
او در سن حساسی است،او در مرحله ی حساسی از عمر خویش است.

25. the area around the wound is still very sensitive
ناحیه ی اطراف زخم هنوز خیلی حساس است.

26. She would keep any sensitive documents under lock and key.
[ترجمه ترگمان]او هر گونه اسناد حساس را در زیر قفل و کلید نگهداری خواهد کرد
[ترجمه گوگل]او هر گونه اسناد حساس را تحت قفل و کلید نگه می دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. The cost is not sensitive to the batch size.
[ترجمه ترگمان]هزینه به اندازه دسته حساس نیست
[ترجمه گوگل]هزینه به اندازه دسته حساس نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. The bill gives sensitive police files a blanket exemption.
[ترجمه ترگمان]این لایحه به پلیس حساس به پرونده های یک پتو اجازه می دهد
[ترجمه گوگل]این لایحه پرونده های حساس پلیس را معاف می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

29. A baby is sensitive to the slightest nuances in its mother's voice.
[ترجمه ترگمان]بچه ای نسبت به نکات ظریف در صدای مادرش حساس است
[ترجمه گوگل]یک کودک به کوچکترین تناسخ صدای مادرش حساس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

30. Have a short sensitive puberty we,always love to do with age is not consistent.
[ترجمه ترگمان]با یک بلوغ حساس، ما همیشه عاشق این هستیم که این کار را با سن و سال انجام دهیم
[ترجمه گوگل]بلوغ حساسیت کوتاه ما همیشه دوست داریم که با سن سازگار نباشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

حساس (صفت)
alive, acute, keen, sensitive, susceptible, delicate, touchy, tender, exquisite, vigilant, sensate, sentient, stark, techy, sensory, kittle, passible, sharp-nosed, soft-boiled, thin-skinned, supersensitive, susceptive, ticklish

نفوذ پذیر (صفت)
sensitive, pervious, penetrable, permeable

دارای حساسیت (صفت)
sensitive

تخصصی

[مهندسی گاز] حساس
[ریاضیات] حساس، اثر پذیر

به انگلیسی

• able to perceive sensation, having the capacity for feeling; susceptible to external influences or agents; responsive, reactive; delicate, requiring special care or treatment, touchy; responding acutely to emotional stimuli, temperamental
if you are sensitive to other people's problems and feelings, you understand and are aware of them.
if you are sensitive about something, it worries or upsets you.
a sensitive subject or issue needs to be dealt with carefully because it is likely to cause disagreement or make people upset.
something that is sensitive to a physical force, substance, or condition is easily affected or harmed by it.
a sensitive piece of scientific equipment is capable of measuring or recording very small changes.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیحساس، نفوذ پذیر، دارای حساسیتمعانی متفرقهحسی، سوهشی، وابسته به حس، سوهش انگیز، اح ...جمله های نمونه1. The eye is sensitive to light. چشم به نور حساس است 2. From the experiment we may conclude tha ...مترادفحساس ( صفت ) alive, acute, keen, sensitive, susceptible, delicate, touchy, tender, exquisite, vigi ...بررسی تخصصی[مهندسی گاز] حساس [ریاضیات] حساس، اثر پذیرانگلیسی به انگلیسیable to perceive sensation, having the capacity for feeling; susceptible to external influences or a ...
معنی sensitive، مفهوم sensitive، تعریف sensitive، معرفی sensitive، sensitive چیست، sensitive یعنی چی، sensitive یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف s، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف s، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف s، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف s
کلمه بعدی: sensitive area
اشتباه تایپی: سثدسهفهرث
آوا: /سنسیتیو/
عکس sensitive : در گوگل
معنی sensitive

پیشنهاد کاربران

Easily hurt or damaged; painful esp if touched
Sensitive data
اطلاعات محرمانه ( علوم کامپیوتری )

Even if you’re not sending sensitive data like personal info and passwords to a HTTP site . . .


حساسیت
معنی اول ، حساس ، بی تحمل
معنی دوم ، غمخوار دیگران

مشتاق eager
حساس
. teenagers have a very sensitive mood. it is better for us to their understanding

نوجوانان روحیه بسیار آسیب پذیرتری دارند. بهتر است آن ها را درک کنیم.
. "The doctor said to her: "you have a very sensitive skin

دکتر به او گفته بود: � شما پوست خیلی حساسی دارید!�.

Never oppress yourself
Because then you would have to call and text for three months like you did years ago and sometimes not answer. Especially now that I fell in love with you
It hurts my heart, especially for you to be sensitive
هیچ وقت در حق خودت ظلم نکن
چون اون وقت مثل سالهای پیش مجبوری میشی سه ماه زنگ و پیام بزنی و گاهی نخونده جواب نگیری
مخصوصأ الان که دیونه وار عاشقت شدم
دلم رو اذیت کنی بیرحم میشم مخصوصأ تو که روت حساسم 💑
مستعد
تاثیرپذیر
حساس. مهم
حساس، نفوذ پذیر
دقیق
this test is more sensitive than the other
این آرمایش نسبت به آنیکی، دقیق تر است.
نکته سنج
۱. حساس
۲. با فهم و با کمالات
آسیب پذیر، آسیب دیده
غم خوار، زودرنج
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما