پیشنهادهای NiMA (٥٠٦)
حضور در لحظه
شوریده
[در چیزی] وزن داشتن
مجال، مفر
همیشه باقی
کارآمد، عملیاتی، آماده به کار
جهتیابی، یافتن نقشه ی راه
جهتیابی، یافتن نقشه ی راه
رتق و فتق
صور خیال
التفات
به جان پذیرفتن، در دل کسی خانه کردن
رنگ و بوی حقیقت به خود گرفتن
فربه کردن/شدن
به راستی، بی چون وچرا
جملات/عبارات معترضه
صلح یکجانبه
بر سبیل مجاز
[روانشناسی] عامل خودتخریبگر، عامل تباهی خود، میل خودویرانگر
کوفت، زهر مار، مرگ، زقنبوت و. . .
بی برو برگرد، یقیناً، مو لای درز چیزی نرفتن و. . .
رنگ پوست
چیزی را خوش داشتن، از چیزی خوشحال/راضی بودن
[کاربرد کنایی] فکرش را بکنید!
به وجد آمدن
کسی که اجیر می شه برای کشتن کسی
گذشته از همه ی این ها
میانجیگری
[نمونه ی] سنخ نما
[حقوق] احراز، اثبات
[حقوق] احراز، اثبات
طرفداران جهانی سازی
سازوکار ادراکی
دوستان، بالاد یه ژانر روایی در شعره که معادلی توی زبان فارسی نداره. ریشه هاش، کارکردش، مخاطبش، زبانش، محتواش و. . . با تمام ژانرهای شعری ایرانی متفاو ...
در تعریف مرسوم، به طور متعارف، طبق قرارداد رایج، به صورت متعارف
پرداخت/پردازش شده
[ادبیات و فلسفه] هضم و جذبِ دیگری
نظم/نظام طبیعی
راه را برای چیزی باز گذاشتن، راه دادن، مثلاً این فیلم به تفسیرهای متعددی راه می دهد.
راه را برای چیزی باز گذاشتن، راه دادن، مثلاً این فیلم به تفسیرهای متعددی راه می دهد.
همقطار
به اشکال/انحای مختلف
قضاوت کردن، به قضاوت نشستن
سنّت
خاکزاد، زاده ی زمین
ناآگاهانه
الزامات
وانمودین. ساختگی
نشانه، نشانگر، علامت، سرنخ، شاخص، معرف و حتی گاهی سنجه
پیش درآمدی بر . . . بودن