پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٧,٩٨٩)
🔸 معادل فارسی: وادار کردن با ترس / ترساندن برای تسلیم / مجبور کردن با تهدید در زبان محاوره ای تخصصی: وقتی کسی رو با ترس یا فشار روانی مجبور می کن ...
🔸 معادل فارسی: به رخ کشیدن / تکان دادن تهدیدآمیز / نمایشی نشان دادن / بالا گرفتن در زبان محاوره ای تخصصی: وقتی یه چیز ( مثل سلاح یا قدرت ) رو با ...
🔸 معادل فارسی: تقلیدکننده / بدل کار / کسی که نقش دیگری را بازی می کند در زبان محاوره ای تخصصی: کسی که خودش رو جای یه نفر دیگه جا می زنه—برای شوخی ...
پراس ـ تِتیک ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: پروتز / مصنوعی / جایگزین عضو از دست رفته در زبان محاوره ای تخصصی: وسیله ای ...
🔸 معادل فارسی: بدشکلی / تغییر ظاهر به صورت آسیب دیده / دگرگونی ظاهری در زبان محاوره ای تخصصی: وقتی ظاهر بدن یا صورت به خاطر آسیب یا بیماری تغییر ...
- - - ### 🔸 معادل فارسی فراگیر – همه جانبه – سرتاسری در زبان استعاری: وقتی یک مشکل یا پدیده از یک نقطه شروع می شه و بعد کل ساختار رو درگیر می ...
### 🔸 معادل فارسی عفونت خونی – سپسیس – گندخونی در زبان تخصصی: وضعیتی که در آن بدن به عفونت واکنش افراطی نشان می دهد و ممکن است به نارسایی اندام ه ...
🔸 معادل فارسی: خانه تصرف شده / خانه اشغال شده / سکونت غیرقانونی در زبان محاوره ای تخصصی: خونه ای که بدون اجازه صاحبش، یه نفر یا گروهی توش زندگی م ...
🔸 معادل فارسی: گیر افتادن در / ماندن در وضعیت گیر / درجا زدن در در زبان محاوره ای تخصصی: وقتی آدم توی یه وضعیت ذهنی، احساسی، یا رفتاری گیر می کنه ...
🔸 معادل فارسی: حقیقت آشفته / واقعیت ناخوشایند / حقیقت پیچیده و دردناک در زبان محاوره ای تخصصی: اون بخش از واقعیت که قشنگ نیست، ولی واقعی و مهمه ...
🔸 معادل فارسی: عوارض / پیچیدگی ها / دشواری ها / پیامدهای ناخواسته در زبان محاوره ای تخصصی: چیزهایی که یه وضعیت ساده رو سخت تر یا خطرناک تر می کنن ...
سایکو ـ استیم یولَنت ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: تحریک کننده روانی / داروی محرک روان / روان تحریک گر در زبان محاوره ...
🔸 معادل فارسی: خط تراموا / مسیر تراموا / ریل شهری سبک در زبان محاوره ای تخصصی: مسیر یا ریل مخصوص تراموا که توی شهر حرکت می کنه _________________ ...
🔸 معادل فارسی: راه پیمایی / سفر پیاده / مسافرت جاده ای / ره سپاری در زبان محاوره ای تخصصی: سفر کردن با پای پیاده یا در مسیرهای طولانی، معمولاً با ...
🔸 معادل فارسی: بزرگراه عوارضی / شاه راه پرداختی / مسیر پرتردد با عوارض در زبان محاوره ای تخصصی: جاده ای که برای عبور ازش باید پول بدی، معمولاً سر ...
خیابان عریض / بلوار / گذرگاه شهری در زبان محاوره ای تخصصی: خیابون پهن و شیک، وسطش درخت یا فضای سبز داره ________________________________________ ...
🔸 معادل فارسی: سرخرگ / مسیر اصلی / شاه راه / گذرگاه حیاتی در زبان محاوره ای تخصصی: راه یا رگی که جریان اصلی رو منتقل می کنه—چه در بدن، چه در شهر ...
گرین ـ مَنیور ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: کود سبز / گیاهان کوددهنده / کود زنده در زبان محاوره ای تخصصی: گیاه هایی ک ...
🔸 معادل فارسی: کشت پوششی / کاشت گیاهان پوششی / پوشش زراعی در زبان محاوره ای تخصصی: کاشتن گیاه هایی که خاک رو می پوشونن تا ازش محافظت کنن، نه برای ...
🔸 معادل فارسی: زندگی خودکفا / سکونت کشاورزی محور / خودبسندگی روستایی در زبان محاوره ای تخصصی: زندگی ساده و مستقل در زمین خودت، با کشاورزی، دامدار ...
🔸 معادل فارسی: محله ی کشاورزی محور / جامعه ی مزرعه محور / محله ی سبز با باغ اجتماعی در زبان محاوره ای تخصصی: یه محله که وسطش مزرعه ست، مردم همسای ...
🔸 معادل فارسی: کارآفرین کشاورزی / نوآور کشاورزی / کشاورز کارآفرین در زبان محاوره ای تخصصی: کسی که کشاورزی رو با فکر اقتصادی و نوآوری جلو می بره ...
🔸 معادل فارسی: تعامل با شخصیت غیرقابل کنترل / گفت وگو با کاراکتر فرعی / برخورد با شخصیت غیر قابل بازی در زبان محاوره ای: حرف زدن یا برخورد با آدم ...
🔸 معادل فارسی: ماموریت فرعی / مأموریت جانبی / مسیر فرعی در بازی یا زندگی در زبان محاوره ای: یه مأموریت کوچیک کنار مأموریت اصلی، یه کار فرعی ولی ب ...
🔸 معادل فارسی: طولانی شدن / کشیدگی / افزایش طول در زبان محاوره ای: کشیده شدن، دراز شدن، بلند شدن ________________________________________ 🔸 تع ...
🔸 معادل فارسی: شخصیت رنگارنگ / آدم خاص / شخصیت پرهیاهو و جذاب در زبان محاوره ای: آدم باحال، خاص، پرانرژی، یه جورایی متفاوت و غیرقابل پیش بینی __ ...
دیفنوکیم و دیفنوکسیلات در اصل یک دارو هستند؛ دیفنوکیم نام تجاری ایرانی ( برند تولید شرکت داروسازی حکیم ) برای داروی **دیفنوکسیلات** است. ### دسته ب ...
قرص **یدوکینول ۲۱۰** ( Iodoquinol 210 mg ) یک داروی ضدانگل است که به طور خاص برای درمان **آمیبیاز روده ای ( عفونت ناشی از آمیب، به خصوص انتامبا هیستو ...
🔸 معادل فارسی: زود در رفتن / با سرعت فرار کردن / با تمام توان حرکت کردن در زبان محاوره ای: زد به فرار، با سرعت پیچوند، پا گذاشت به فرار، دوید مثل ...
🔹 واژه: **No face, no case** ( عبارت عامیانه – حقوقی، خیابانی، فرهنگی، گاهی طنزآمیز یا انتقادی ) 🔸 معادل فارسی: تا چهره نباشه، پرونده ای نیست / ...
اُربیتال ـ اِستِتیکس ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: زیبایی شناسی ناحیه ی چشم / فرم دهی اطراف کاسه ی چشم / تناسب ساختار چ ...
راینو ـ پلاستی ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: جراحی بینی / عمل زیبایی بینی / ترمیم بینی در زبان محاوره ای پزشکی: عمل د ...
دروپینگ ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: افتادگی / شُل شدگی / آویزان شدن / افت فرم در زبان محاوره ای پزشکی: شل شده، افتا ...
🔸 معادل فارسی: بازگردانی حجم / ترمیم حجم از دست رفته / پرسازی بافت در زبان محاوره ای پزشکی: حجم صورت یا بدن رو برمی گردونن، پرش می کنن، افتادگی ی ...
لیپو ـ فیلینگ ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: تزریق چربی / پرسازی با چربی / پرکننده ی چربی در زبان محاوره ای پزشکی: چرب ...
🔸 معادل فارسی: پیوند چربی / انتقال چربی / تزریق چربی در زبان محاوره ای پزشکی: چربی رو از یه جا می گیرن، می زنن جای دیگه، برای فرم دهی یا ترمیم _ ...
Plastic surgeon reveals why Hollywood's leading men appear to be turning to cheek augmentation
🔸 معادل فارسی: بیمار دل گرم کننده / بیمار محبوب / بیمار روحیه بخش در زبان محاوره ای بیمارستانی: بیمار گل، خیلی خوش اخلاقه، همه دوستش دارن، انرژی ...
🔸 معادل فارسی: بی هوش شدن / گیج و منگ شدن / از حال رفتن در زبان محاوره ای بیمارستانی: بی هوش شده، داروها گرفته اش، قفل کرده، رفته تو کما، خاموش ش ...
🔸 معادل فارسی: بیمار پرش کننده / بیمار چندپزشکی / بیمار سرگردان در زبان محاوره ای بیمارستانی: از این دکتر به اون دکتر، دائم عوض می کنه، دنبال نظر ...
🔸 معادل فارسی: غایب بدون اطلاع / عدم حضور بدون لغو / بیمار نیامده در زبان محاوره ای بیمارستانی: نیومده، وقت گرفته ولی پیداش نشده، بدون خبر پیچوند ...
🔸 معادل فارسی: گردش بیمارستانی / جریان بیمار / بهره وری درمانی در زبان محاوره ای مدیریتی: سرعت گردش بیمار، روند پذیرش تا ترخیص، بازده بیمارستان ...
🔸 معادل فارسی: بیمار اشغال کننده ی تخت / بیمار در انتظار ترخیص / مانع گردش تخت در زبان محاوره ای بیمارستانی: تخت رو گرفته، آماده ی ترخیصه ولی مون ...
🔸 معادل فارسی: کد سفید / هشدار خشونت / وضعیت پرخاشگری یا تهدید رفتاری در زبان محاوره ای بیمارستانی: بیمار یا همراهش قاطی کرده، خشونت فیزیکی یا کل ...
🔸 معادل فارسی: بیمار نمونه / بیمار فوق العاده / همکاری بی نقص در زبان محاوره ای بیمارستانی: بیمار گل، همه چی تموم، همکاری کامل، دردسر نداره، خودش ...
🔸 معادل فارسی: کد سیاه / وضعیت فوق بحرانی / هشدار ازدحام یا تهدید در زبان محاوره ای بیمارستانی: بیمارستان قفل شده، دیگه جا نداریم، وضعیت بحرانیه، ...
🔸 معادل فارسی: بیمار معطل / بیمار در انتظار بستری / بیمار در صف انتقال در زبان محاوره ای بیمارستانی: بیمار گیر کرده، هنوز تخت نگرفته، تو اورژانس ...
کَسِ نُووا ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: زن باره / عاشق پیشه ی افراطی / مرد اغواگر در زبان محاوره ای: دون ژوان، زن دو ...
🔸 مترادف ها: period – monthly cycle – menses – bleeding – time of the month در انگلیسی، menstruation واژه ای رسمی و علمی ست، در حالی که واژه ی perio ...
اسم و فعل وارنیش ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: لاک / جلادهنده / پوشش براق / روکش محافظ در زبان محاوره ای و استعاری: ظ ...