پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٧,٩٨١)

بازدید
٢٢,٧٣٦
تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: ادامه بده همین طور عالی / کارت درسته، همین طور ادامه بده / آفرین، همین فرمون رو برو در زبان محاوره ای: دمت گرم، همین طور برو جلو، ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: ۱. خوراکی سبک / نوشیدنی ۲. تجدید نیرو / رفع خستگی ۳. نشاط آوری / طراوت بخشی در زبان محاوره ای: چیزی برای جون گرفتن، خوراکی سبک، ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: نقطه ضعف کسی رو تحریک کردن / اعصاب کسی رو خرد کردن / کسی رو به واکنش واداشتن در زبان محاوره ای: رو اعصاب رفتن، کاری کردن طرف بترکه ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: نیمکت نشین شدن / کنار گذاشته شدن / از بازی خارج شدن در زبان محاوره ای: بی خیال شدن، انداختنم بیرون، گذاشتنم کنار، از بازی حذف شدم ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: ۱. سوراخ درِ بشکه / دریچه ی تخلیه ۲. ( عامیانه ) سوراخ مقعد – با بار طنز یا توهین در زبان محاوره ای: سوراخ بشکه، ته بشکه، یا در ک ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: اصلاً و ابداً / عمراً / محاله / به هیچ وجه در زبان محاوره ای: گور باباش، بی خیال، محاله، عمراً، اصلاً حرفشم نزن _________________ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: گیر دادن / اذیت کردن / رو اعصاب رفتن / حرص دادن در زبان محاوره ای: گیر سه پیچ دادن، رو مخ رفتن، کفر کسی رو درآوردن، اذیت کردنِ عمد ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: مزخرف / چرند / خزعبل / حرف مفت در زبان محاوره ای: چرت و پرت، کشک، دری وری، چاخان، خالی بندی _____________________________________ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صفت 🔸 معادل فارسی: غیرقابل دوست داشتن / نچسب / ناپسند / دافعه دار در زبان محاوره ای: رو اعصاب، کسی که حال نمی کنی باهاش، آدمی که نمی چسبه ______ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: مقام بالاتر / رده ی بالایی / رئیس / مافوق در زبان محاوره ای: بالایی ها، کله گنده ها، اونایی که بالا نشستن، رده بالاها ___________ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: شورشی با هدف / معترض با انگیزه / نافرمان با آرمان ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( اخلاقی – موضع دار ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

Wrongful death به معنای مرگ ناشی از اقدام نادرست دیگری است ( قتل غیر عمد ) که باعث فوت فردی می شود. این اصطلاح معمولاً در حقوق مدنی به کار می رود و ش ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: سلب مزایای زناشویی / محرومیت از همراهی همسر / از دست دادن حمایت عاطفی و جنسی در زبان محاوره ای: از همسر بودن محروم شدن، از عشق و ه ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

کانسورتیِم ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: کنسرسیوم / اتحادیه موقت / مشارکت سازمانی در زبان محاوره ای: گروه همکاری، مجم ...

پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: با دلم جور نیست / حس خوبی بهش ندارم / یه چیزی توش ناجوره / نمی تونم راحت بپذیرمش در زبان محاوره ای: یه چیزی توش می لنگه، نمی چسبه ...

پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: نمی تونم باهاش موافق باشم / نمی تونم ازش حمایت کنم / نمی تونم پشتش وایستم ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1 ...

پیشنهاد
٠

Tehrik - i - Taliban Pakistan که به اختصار TTP نیز گفته می شود، یک سازمان شبه نظامی جهادی و وابسته به مکتب دئوبندی است که عمدتاً در مناطق مرزی افغانس ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: سرهم بندی کردن / یه چیزی رو سریع جور کردن / بدون برنامه ریزی کنار هم گذاشتن ________________________________________ 🔸 تعریف ها: ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: نگاه خشمگین / خیره شدن با عصبانیت / زُل زدن عصبانی در زبان محاوره ای: چپ چپ نگاه کردن، نگاه غضب آلود، زُل زدن با قهر ____________ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

TTP یا **تحریک طالبان پاکستان/ Tehrik - i - Taliban Pakistan**، یک سازمان بر سرِ جنگ و عملیات تروریستی در پاکستان است. این گروه در سال 2007 شکل گرفت ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

TTP می تواند مخفف چند اصطلاح مختلف باشد که بسته به زمینه کاربرد معناهای متفاوتی دارد. رایج ترین معانی TTP عبارت اند از: 1. **Thrombotic Thrombocytop ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: نگاه چپ / نگاه خصمانه / نگاه بد / نگاه سنگین در زبان محاوره ای: چپ چپ نگاه کردن، نگاه از بالا به پایین، نگاه پر از قهر یا تحقیر _ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: 1. ** ( موسیقایی – واکنشی ) :** حالت چهره ای که فرد هنگام شنیدن یک قطعه موسیقی فوق العاده، به ویژه با ضرب سنگین یا ملودی خفن، به طور ن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: اخم کردن تهدیدآمیز / نگاه خشن انداختن / قیافه گرفتن با حالت دعوایی در زبان محاوره ای: چپ چپ نگاه کردن، اخم کردن با حالت دعوا، قیاف ...

پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: همه جای چیزی را زیر و رو کردن / تک تک گوشه وکنار را بررسی کردن / همه جای چیزی را وارسی کردن _______________________________________ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: پرسه زدن / بی هدف گشتن / ولگردی / آزادانه حرکت کردن در زبان محاوره ای: راه افتادن این ور اون ور، بی هدف چرخیدن، سرگردون گشتن، پرسه ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیچش های خواب ( sleep spindles ) امواج الکتریکی کوتاه مدتی هستند که در مرحله دوم خواب بدون حرکت سریع چشم ( NREM مرحله 2 ) ظاهر می شوند. این پیچش ها د ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریزمعماری خواب ( Sleep Microarchitecture ) به اجزای دقیق تر و ریزتر ساختار خواب گفته می شود که شامل ویژگی ها و نوسانات الکتریکی مغز در طول مراحل مختل ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریزمعماری ( microarchitecture ) در زبان علمی به ساختار و اجزای ریز و دقیق یک سیستم اشاره دارد. این واژه در زمینه های مختلفی مانند کامپیوتر ( ریزمعمار ...

پیشنهاد
١

آپنه مرکزی خواب ( Central Sleep Apnea - CSA ) یک اختلال خواب جدی است که در آن مغز به درستی سیگنال های لازم برای تنفس را به عضلات کنترل کننده تنفس ارس ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: درد ناگهانی / درد جهشی / درد نفوذی ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( پزشکی – درد مزمن ) :** افزایش ن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مخفف: OUD = Opioid Use Disorder ) 🔸 معادل فارسی: اختلال مصرف اپیوئید / وابستگی به مواد افیونی در زبان محاوره ای: اعتیاد به مواد افیونی، وابستگ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: خواب موج آهسته / خواب عمیق مرحله سوم / خواب با امواج آهسته در زبان محاوره ای: خواب سنگین، خواب ترمیمی، خواب عمیق ________________ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جکسونیسم که به رئیس جمهور سابق آمریکا اشاره دارد مربوط به اندرو جکسون ( Andrew Jackson ) است، هفتمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا که از سال ۱۸۲۹ تا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بِرا / بَرو ( شهری – اداری ) : واحدی جغرافیایی یا اداری درون یک شهر بزرگ، به ویژه در نیویورک، که دارای ساختار مدیریتی یا نمایندگی خاص خود است مثال: ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آن ایندایْتِد ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: متهم نشده / بدون اعلام جرم / بی کیفرخواست در زبان محاوره ای: کسی که اسمش ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: برنامه ی ترمینال / نرم افزار خط فرمان / رابط متنی سیستم در زبان محاوره ای: برنامه ای که باهاش دستور تایپ می کنی، محیط خط فرمان، کن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Walsh analysis در زمینه مالی و بازارهای سرمایه به معنای رویکرد یا تحلیلی است که به بررسی عملکرد بازارهای مالی و مکانیسم های مختلف معاملات می پردازد. ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: نمودار چرخ مانند / نمودار دایره ای چندلایه / چارت چرخشی ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( تحلیلی – تص ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 تعریف ها: 1. ** ( دولتی – سیاسی ) :** سندی رسمی که توسط دولت یا نهاد عمومی منتشر می شود و شامل موضع گیری، تحلیل، یا گزارش درباره ی یک موضوع خاص ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

#### 1. **رایانه ای ( Computing ) :** نمایش هم زمان چند پنجره روی صفحه نمایش یا استفاده از رابط گرافیکی چندپنجره ای مثال: *Windowing on a tablet c ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: حجم واژگان / میزان کلمات / پرگویی / متن پردازی ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( ادبی – کمی ) :** می ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: محافظت در برابر نوشتن / جلوگیری از نوشتن / قفل نوشتن ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( رایانه ای – سخ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

( رایانه ای – فنی ) : پاک کردن یا حذف کردن فایل، داده، یا حافظه مثال: I accidentally zapped the whole folder. ناخواسته کل پوشه رو حذف کردم.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

( استعاری – رفتاری/شخصیتی ) : برای توصیف رفتار یا ذهنی که منعطف، سازگار، یا قابل تطبیقه مثال: A supple mind adapts quickly to change. ذهن انعطاف پ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: سیالیت / روانی / انعطاف پذیری / تغییرپذیری در زبان محاوره ای: روانه، تغییر می کنه، ثابتی نداره، حالتش عوض می شه _________________ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٧

کلمه Maverick به معنای فردی است که مستقل فکر می کند و رفتار می کند و تمایل دارد از قوانین، عرف ها و سنت های گروه یا جامعه ای که در آن است، پیروی نکند ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرمایه جنسی یا سرمایه شهوانی به معنی قدرت اجتماعی است که یک فرد یا گروه به واسطه جذابیت جنسی و جذابیت اجتماعی خود به دست می آورد. این مفهوم که در علو ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اِمبْلِمَتیک ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: نمادین / نمایانگر / نشان دهنده / سمبلیک ___________________________________ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به ذهن رسیدن / یاد کسی افتادن / چیزی به فکر خطور کردن در زبان محاوره ای: یهو یادم افتاد، یه چیزی پرید تو ذهنم، یه فکر اومد تو سرم ________________ ...