پیشنهادهای حامد جباری (٣,٧٧٥)
"wrought" به معنای "ایجاد کردن" یا "به وجود آوردن" است که معمولاً در گذشته ساده استفاده می شود و معمولاً برای نشان دادن تغییری یا اتفاقی که رخ داده ا ...
چیدمان - طرح بندی
ستون یادبود ( نشانه های عمودی برای گرامیداشت مردگان که می تواند چوبی یا سنگی باشد )
گستره - فرصت ( امکان ) - دوربین هدفگیری در اسلحه بررسی کردن ( نگاه کردن )
کمی از یک رنگی داشتن - کمی از چیزی داشتن
هم رده ( معادل )
الگو قرار دادن الگو قرار گرفتن
به سمت بالا رو به بالا
سفال - سفال گری
پیدایش ( تشکیل، تاسیس )
پیش ساز ( پیش نیاز )
فراوان
انتزاعی
مزخرف
جاذب
جذاب
مطلق ( کامل )
مطلقا ( کاملا )
غیبت
غایب
خارج - در خارج از کشور
تند
به تندی
خلاصه شده
از همه بالاتر ( از همه مهم تر )
بالای - بالاتر
به زودی The movie is about to start فیلم به زودی شروع می شود
لغو کردن
لغو
روی - داخل - سوار بر
به طور غیرعادی
قادر - توانا
رفتار غیرعادی
غیرعادی - ناهنجار
شکم
مخفف
مخفف کردن ( کوتاه کردن )
صومعه
رها کردن - ترک کردن
یک - هر - در
اندیشه کردن ( حساب کتاب کردن، دو دوتا چهارتا کردن )
به ظهور رسیدن
تراش کار