پیشنهاد‌های حامد جباری (٣,٧٧٥)

بازدید
١١,٢٤٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

invite around =to invite sb to your home, e. g. Why don't we invite some people around for lunch next week.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

hang around =to spend time somewhere without doing anything useful, e. g. The local teenagers would hang around in the park for hours after school.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

hand around =to give one of the things to each person, e. g. Could you hand around the cheese and crackers please.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

go around 2 =to be enough for everyone, e. g. Sometimes there aren't enough books to go around, so the students have to share them.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

goof around =to spend your time doing silly things, e. g. We spend the summer just goofing around at the beach.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

go around 1 =to act or dress in a certain way, e. g. Ever since Lee got his promotion, he's been going around telling everyone what to do.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

get around to doing sth =to find the time to do sth, e. g. I haven’t gotten around to e - mailing him yet.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

get around 1 =to move from place to place, e. g. Getting around by motorbike is much quicker than getting around by car, but it's also much more dang ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

get around 2 =to avoid, e. g. Sorry, but there's no way of getting around the new tax, so you'll just have to pay it.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

gather around =to form a small crowd around sth sb, e. g. As soon as Simon began playing his guitar and singing, people gathered around to listen.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

fool around =to have fun by joking and being a bit silly, e. g. We were telling jokes and laughing when the boss came in and told us to stop fooling ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

come around =to visit sb, usually at their home, e. g. Why don't you come around after work and have a swim in my pool.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تاریخ نگاری ( تاریخ شماری )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

wind ( wɪnd ) ( n, v ) باد - نفس - از نفس انداختن wind ( waɪnd ) ( v ) ( winds, wound ( waʊnd ) , winding ) پیچاندن - پیچیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

کدو - بازی اسکواش - له کردن - چپاندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اندکی ( کمی ) - از راه دور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مارپیچ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تپه ای بزرگ از خاک که بر روی قبر فرد مهمی در دوران باستان ساخته می شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنا - بنای سنگی ( قسمت هایی از ساختمان که از سنگ ساخته شده اند )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تلمبه - تلمبه زدن - پمپاژ کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمک محلول نمک حل شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بندرگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

طرح - برنامه - ابتکار عمل - اقدام جدی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تولید انبوه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

1. تسخیر شده ( روح زده ) 2. فراموش نشدنی ( آنچه که مکررا به ذهن خطور کند )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

راندن ( طرد کردن ) - تبعید کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تعرض جنسی کردن هتک حرمت کردن ( در نوشته های رسمی میشه از هتک حرمت یا هتک ناموس استفاده کرد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شکل - پیکر - شخص - رقم - حساب ( محاسبه ) - مجسم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گذشته نگر ( مبتنی بر گذشته )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

1. بررسی نظرات، رفتار و غیره گروه خاصی از مردم که معمولاً با پرسیدن سؤال از آنها انجام می شود ( نظرسنجی ) 2. عمل بررسی و ثبت اندازه گیری ها، ویژگی ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مرگ تدریجی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برون ریزی ( وابسته به تخلیه هیجانی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

حق بیمه - مبلغ اضافی - گران تر ( اضافه تر ) - مرغوب ( اعلاء ) - ارزش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همواره - به طور پایدار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( اتهام ) وارد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نابیانگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مشاهده عینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوزادی ( مربوط به دوران نوزادی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

محکوم کردن - فرد محکوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

محکومیت - اعتقاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خانه با چند برآمدگی خانه با چند برجستگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خانه با نمای صاف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ارتباط - ارتباط جنسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

به این معنا که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زن گونگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

معرفی کردن مطرح کردن عرضه کردن آغاز کردن وارد کردن