seaport

/ˈsiːˌpɔːrt//ˈsiːpɔːt/

معنی: بندر، شهر ساحلی، بندر ساحلی دریا، دریابندر
معانی دیگر: بندر، بندرساحلی دریا، شهر ساحلی، دریابندر
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a city, town, or harbor at which seagoing vessels dock, load, and unload.
مشابه: port

جمله های نمونه

1. Ostend is the most important seaport in Belgium.
[ترجمه گوگل]اوستنده مهم ترین بندر بلژیک است
[ترجمه ترگمان]او the بندری در کشور بلژیک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Puerto Catarina served as a seaport for an onyx mine and village called El Marmol 50 miles inland.
[ترجمه گوگل]پورتو کاتارینا به عنوان یک بندر دریایی برای معدن عقیق و دهکده ای به نام ال مارمول در 50 مایلی داخل کشور خدمت می کرد
[ترجمه ترگمان]پورتوریکو یک بندر دریایی برای معدن onyx بود و دهکده ای به نام آل Marmol در فاصله ۵۰ مایلی ساحل قرار داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. For centuries a seaport - today the harbour is still a haven for yachtsmen, fishing boats and pleasure cruisers.
[ترجمه گوگل]برای قرن‌ها یک بندر دریایی - امروزه این بندر همچنان بهشتی برای قایق‌بازان، قایق‌های ماهیگیری و کشتی‌های تفریحی است
[ترجمه ترگمان]برای قرن ها یک بندر، بندر هنوز برای کشتی های وال گیری و قایق های تفریحی و pleasure است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Downstream lies Freemantle, the seaport with restored colonial-style Victorian buildings.
[ترجمه گوگل]در پایین دست فریمانتل، بندر دریایی با ساختمان‌های ویکتوریایی بازسازی‌شده به سبک استعماری قرار دارد
[ترجمه ترگمان]قسمت پایین دست تل فری، بندری است که ساختمان های عصر ویکتوریا را مرمت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A new HK$350m seaport is also planned and there will be a second bridge linking Taipa with the Macao mainland.
[ترجمه گوگل]همچنین یک بندر دریایی جدید 350 میلیون دلاری HK برنامه ریزی شده است و پل دومی نیز وجود خواهد داشت که تایپا را به سرزمین اصلی ماکائو متصل می کند
[ترجمه ترگمان]یک بندر دریایی ۳۵۰ میلیون دلاری نیز برنامه ریزی شده است و یک پل دوم متصل کننده Taipa با سرزمین اصلی ماکائو وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A pipeline runs from the wells to the seaport.
[ترجمه گوگل]خط لوله ای از چاه ها به بندرگاه می رسد
[ترجمه ترگمان]خط لوله از چاه ها به بندرگاه می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The seaport cities supplied most of the leaders.
[ترجمه گوگل]شهرهای بندری اکثر رهبران را تامین می کردند
[ترجمه ترگمان]شهرهای بندری اغلب این رهبران را تامین می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It's a tiny little toy seaport.
[ترجمه گوگل]این یک بندر کوچک اسباب بازی کوچک است
[ترجمه ترگمان]یک بندر کوچک کوچک کوچک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Build so the big seaport in our country is the first time.
[ترجمه گوگل]ساخت بندر بزرگ در کشور ما برای اولین بار است
[ترجمه ترگمان]ساخت یک بندر بزرگ در کشور ما اولین بار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The contracts stem from the SeaPort Enhanced Rolling Admissions solicitation and have a one-year base period with one five-year award term and one additional four-year award term.
[ترجمه گوگل]این قراردادها ناشی از درخواست پذیرش‌های غلتکی پیشرفته در بندرگاه است و یک دوره پایه یک ساله با یک دوره جایزه پنج ساله و یک دوره جایزه چهار ساله اضافی دارند
[ترجمه ترگمان]این قراردادها برگرفته از seaport Admissions Enhanced Enhanced با یک دوره پنج ساله جایزه و یک دوره جایزه چهار ساله اضافی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Today, CVLC are established in four strategic seaport locations with services covering the whole of China.
[ترجمه گوگل]امروزه، CVLC در چهار مکان استراتژیک بندرگاه با خدماتی که کل چین را پوشش می دهد، تاسیس شده است
[ترجمه ترگمان]امروزه CVLC در چهار مکان بندری استراتژیک با خدمات پوشش کل چین تاسیس شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The seaport was a contributing factor in the growth of the city.
[ترجمه گوگل]بندر عاملی در رشد شهر بود
[ترجمه ترگمان]این بندر یکی از عوامل موثر در رشد شهر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Today, CVLC are established in five strategic seaport locations with services covering the whole of China.
[ترجمه گوگل]امروزه، CVLC در پنج مکان استراتژیک بندرگاه با خدماتی که کل چین را پوشش می دهد، مستقر شده است
[ترجمه ترگمان]امروزه، در ۵ مکان بندری استراتژیک با خدمات پوشش کل چین تاسیس شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Rotterdam is the world's largest seaport, you know.
[ترجمه گوگل]می دانید روتردام بزرگترین بندر دریایی جهان است
[ترجمه ترگمان]روتردام بزرگ ترین بندر دریایی جهان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. You need a new freeway, seaport, or office complex?
[ترجمه گوگل]به یک بزرگراه، بندر دریایی یا مجتمع اداری جدید نیاز دارید؟
[ترجمه ترگمان]شما به یک بزرگراه جدید، بندری، یا مجموعه اداری نیاز دارید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بندر (اسم)
port, seaport, wayside

شهر ساحلی (اسم)
seaport

بندر ساحلی دریا (اسم)
seaport

دریابندر (اسم)
seaport

تخصصی

[عمران و معماری] دریابندر
[زمین شناسی] بندر ساحلی دریا، بندر، شهر ساحلی، دریابندر

به انگلیسی

• harbor, wharf where ship load and unload goods or passengers; city with a harbor or wharf
a seaport is a harbour or port, or a town containing one, that sea-going ships can use.

پیشنهاد کاربران

شهر بندری
seaport ( حمل‏ونقل دریایی )
واژه مصوب: دریابندر
تعریف: پایانه و منطقه‏ای در کنار دریا برای تخلیه و بارگیری کشتی ها و جابه‏جایی مسافر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما