پیشنهاد‌های حامد جباری (٣,٧٧٥)

بازدید
١١,٢٥٧
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

complemented by همراه با ( کامل شده توسط )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محیط خانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باقیمانده ( به عنوان آخرین بخش کوچک از چیزی که قبلا وجود داشته است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ردیابی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقلید کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریتمیک ( دارای ریتم )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تظاهر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در خشکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مراجع ( فرد مراجعه کننده ) ، مراجعه، ارجاع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جا افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیش رو نهادن ( ارایه کردن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مصر ( پافشاری )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطرح کردن make of مطرح شدن be made of

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رها کردن ( مثلا از زیر بار مسئولیت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

تغییر جهت دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. جراحی کردن 2. عمل کردن بر روی چیزی 3. تاثیر گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دچار عذاب وجدان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مملو بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیماری گوشت خوار نکروزان غلاف ( ان اف ) ، که معمولاً با نام بیماری گوشت خوار خوانده می شود نوعی عفونت است که منجر به مرگ بافت نرم بدن می شود. این بیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. الحاقی، مشارکتی 2. گنجاندن، گنجاندنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

to take food, drugs, etc. into your body, usually by swallowing وارد کردن غذا، دارو و غیره به داخل بدن، معمولاً با بلعیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ناکامی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عقلانی سازی، دلیل تراشی ( در نظریه فروید نوعی مکانیزم دفاعی است که به موجب آن، برای اینکه رفتار ما عقلانی تر و مقبول تر به نظر برسد آن را به صورت م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جلوگیری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عمل بازتابی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آتوسکشوآل به این معنی است که افراد بیشتر به خودشان جذب می شوند تا دیگران و ممکن است خودارضایی را به رابطه جنسی با شریک ترجیح دهند. این بدان معنا نیست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فراتر رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اغفال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنار کشیده خارج شده عقب کشیده دست کشیده پا پس کشیده برداشت شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گمارش تخصیص واگذاری

پیشنهاد
٠

فرض داده های گمشده تصادفی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مطالعه عدم نقص: این مطالعه بررسی می کند که آیا یک درمان جدید نسبت به درمان فعالی که با آن مقایسه می شود، بدتر نیست. مطالعات عدم نقص زمانی انجام می شو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنترل فعال ( یا مقایسه گر فعال ) به این معنی است که یک درمان شناخته شده و مؤثر ( برخلاف پلاسیبو ) با یک درمان تجربی مقایسه می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کرختی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مناسب برای

پیشنهاد
٠

احساس آینده ای کوتاه شده: این احساس به این معناست که فرد فکر می کند عمرش کوتاه خواهد بود و به اهداف و آرزوهایش در زندگی نمی رسد. کسانی که با چنین احس ...

پیشنهاد
٠

احساس آینده ای کوتاه شده: این احساس به این معناست که فرد فکر می کند عمرش کوتاه خواهد بود و به اهداف و آرزوهایش در زندگی نمی رسد. کسانی که با چنین احس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دشواری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

wiseacre ( n ) ( waɪzˌeɪkər ) =a person who is annoying because they're very confident and think they know a lot, e. g. the wiseacres forecast a coll ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

wise up ( phrasal verb ) =to become aware of the unpleasant truth about a situation, e. g. It's about time employers wised up to the fact that employ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

wise woman ( n ) =a woman with knowledge of traditional medicines and magic

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

wise guy ( n ) =a person who speaks or behaves as if they know more than other people, e. g. OK, wise guy, what do we do now. =a member of the Mafia

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

widespread ( adj ) ( waɪdˈsprɛd ) =existing or happening over a large area or among many people, e. g. widespread damage.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

weak - kneed ( adj ) =lacking courage or strength, e. g. weak - kneed cowards. a weak - kneed defense policy.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

weak tea =a weak tea contains a lot of water

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

weak force ( n ) =one of the four fundamental forces in the universe, which is produced between particles in an atom

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

wanton 2 ( adj ) = ( usually of a woman ) behaving in a very immoral way; having many sexual partners, e. g. her cheeks burned as she recalled how fo ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

wanton 1 ( adj ) ( wɑntən ) =causing harm or damage deliberately and for no acceptable reason, e. g. wanton destruction. the wanton killing. wantonly ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

volumize ( v ) ( vɑlyʊˌmaɪz ) =to make hair look thicker, e. g. Volumize the hair with a little backcombing at the crown. volumizer ( n )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

voluminous 1 ( adj ) ( vəˈlumənəs ) = ( of clothing ) very large; having a lot of cloth, e. g. a voluminous skirt. voluminously ( adv )