پیشنهادهای حامد جباری (٣,٧٧٥)
complemented by همراه با ( کامل شده توسط )
محیط خانه
باقیمانده ( به عنوان آخرین بخش کوچک از چیزی که قبلا وجود داشته است )
ردیابی کردن
تقلید کننده
ریتمیک ( دارای ریتم )
تظاهر
در خشکی
مراجع ( فرد مراجعه کننده ) ، مراجعه، ارجاع
جا افتادن
پیش رو نهادن ( ارایه کردن )
مصر ( پافشاری )
مطرح کردن make of مطرح شدن be made of
رها کردن ( مثلا از زیر بار مسئولیت )
تغییر جهت دادن
1. جراحی کردن 2. عمل کردن بر روی چیزی 3. تاثیر گذاشتن
دچار عذاب وجدان
مملو بودن
بیماری گوشت خوار نکروزان غلاف ( ان اف ) ، که معمولاً با نام بیماری گوشت خوار خوانده می شود نوعی عفونت است که منجر به مرگ بافت نرم بدن می شود. این بیم ...
1. الحاقی، مشارکتی 2. گنجاندن، گنجاندنی
to take food, drugs, etc. into your body, usually by swallowing وارد کردن غذا، دارو و غیره به داخل بدن، معمولاً با بلعیدن
ناکامی
عقلانی سازی، دلیل تراشی ( در نظریه فروید نوعی مکانیزم دفاعی است که به موجب آن، برای اینکه رفتار ما عقلانی تر و مقبول تر به نظر برسد آن را به صورت م ...
جلوگیری کردن
عمل بازتابی
آتوسکشوآل به این معنی است که افراد بیشتر به خودشان جذب می شوند تا دیگران و ممکن است خودارضایی را به رابطه جنسی با شریک ترجیح دهند. این بدان معنا نیست ...
فراتر رفتن
اغفال
کنار کشیده خارج شده عقب کشیده دست کشیده پا پس کشیده برداشت شده
گمارش تخصیص واگذاری
فرض داده های گمشده تصادفی
مطالعه عدم نقص: این مطالعه بررسی می کند که آیا یک درمان جدید نسبت به درمان فعالی که با آن مقایسه می شود، بدتر نیست. مطالعات عدم نقص زمانی انجام می شو ...
کنترل فعال ( یا مقایسه گر فعال ) به این معنی است که یک درمان شناخته شده و مؤثر ( برخلاف پلاسیبو ) با یک درمان تجربی مقایسه می شود.
کرختی
مناسب برای
احساس آینده ای کوتاه شده: این احساس به این معناست که فرد فکر می کند عمرش کوتاه خواهد بود و به اهداف و آرزوهایش در زندگی نمی رسد. کسانی که با چنین احس ...
احساس آینده ای کوتاه شده: این احساس به این معناست که فرد فکر می کند عمرش کوتاه خواهد بود و به اهداف و آرزوهایش در زندگی نمی رسد. کسانی که با چنین احس ...
دشواری
wiseacre ( n ) ( waɪzˌeɪkər ) =a person who is annoying because they're very confident and think they know a lot, e. g. the wiseacres forecast a coll ...
wise up ( phrasal verb ) =to become aware of the unpleasant truth about a situation, e. g. It's about time employers wised up to the fact that employ ...
wise woman ( n ) =a woman with knowledge of traditional medicines and magic
wise guy ( n ) =a person who speaks or behaves as if they know more than other people, e. g. OK, wise guy, what do we do now. =a member of the Mafia
widespread ( adj ) ( waɪdˈsprɛd ) =existing or happening over a large area or among many people, e. g. widespread damage.
weak - kneed ( adj ) =lacking courage or strength, e. g. weak - kneed cowards. a weak - kneed defense policy.
weak tea =a weak tea contains a lot of water
weak force ( n ) =one of the four fundamental forces in the universe, which is produced between particles in an atom
wanton 2 ( adj ) = ( usually of a woman ) behaving in a very immoral way; having many sexual partners, e. g. her cheeks burned as she recalled how fo ...
wanton 1 ( adj ) ( wɑntən ) =causing harm or damage deliberately and for no acceptable reason, e. g. wanton destruction. the wanton killing. wantonly ...
volumize ( v ) ( vɑlyʊˌmaɪz ) =to make hair look thicker, e. g. Volumize the hair with a little backcombing at the crown. volumizer ( n )
voluminous 1 ( adj ) ( vəˈlumənəs ) = ( of clothing ) very large; having a lot of cloth, e. g. a voluminous skirt. voluminously ( adv )