تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شلخته سرهم بندی فکسنی پیزُری زپرتی شِرتی پِرتی بنجل نامرغوب آشغال به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جواهرات سلطنتی به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جانشین فرمانده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به کسی اطلاعات دادن {دربارۀ چیزی} سرنخ به دست کسی دادن کسی را در جریان گذاشتن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

clue somebody in یعنی به کسی اطلاعات دادن {دربارۀ چیزی} سرنخ به دست کسی دادن کسی را در جریان گذاشتن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طرز رفتار نحوۀ برخورد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازنویسی بازنگری ممیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. an act or instance of preparing something for publication 2. an act or instance of obscuring or removing something from a document prior to publi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

موذی صحیح است دوستان، نه موزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

از صحنۀ روزگار محو کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کابوی گاوچران به نقا از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

کاربر وحید پودینه concerning می تواند فعلی باشد که ing گرفته، concerning می تواند صفت باشد، به معنی نگران کننده، concerning می تواند حرف اضافه باش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی تاب بی قرار be raring to: بی صبرانه منتظر بودن که. . . مشتاق بودن که. . . سارا اینجاست و بی صبرانه منتظر است که تو را ببیند. به نقل از فرهنگ پو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مشتاقانه منتظر شروع کار بودن صبح زود بیدار شدند و مشتاقانه منتظر شروع کار بودند. به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

{نظامی} مرخص کردن از خدمت به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چیزی را سر هم کردن سَمبل کردن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نه اسماً بلکه عملاً شرکت را نه اسماً بلکه عملاً او اداره می کند. به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در روانپزشکی به معنی کُت مهارکننده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در روانپزشکی به معنی کُت مهارکننده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به جایی دید داشتن زاویۀ دید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به جایی دید داشتن، مثلا ما از اینجا به خیابان دید خوبی داریم. زاویۀ دید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوران هوا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

متناوب مقطعی گهگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کود مرغی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دو پهلو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ثمربخشی فایده رسانی به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

kick the habit: عادتی را ترک کردن، کنار گذاشتن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توقیف شده مصادره شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا ته خط

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بد موقع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کاربر مجتبی عیوض صحرا کاش پیش از اظهار نظر دربارۀ ریشۀ واژه ها، به فرهنگ های معتبر ، به ویژه مریام وبستر و لانگمن، مراجعه می کردید. صرف شباهت واژه ها ...

پیشنهاد
٠

خود را به خطر انداختن ریسک کردن

پیشنهاد
٠

خود را به خطر انداختن ریسک کردن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اشاره کردن علامت دادن با زبان اشاره گفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دامنۀ کوه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

{دستگاه} تلکس تلکس زدن تلکس کردن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سر کسی فریاد کشیدن و ناسزا گفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی نتیجه ماندن به ثمر نرسیدن عقیم ماندن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دور از انتظار نبودن انتظار چیزی رفتن کاملاً طبیعی بودن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تکیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

arm در نقش فعل علاوه بر مسلح کردن و مجهز کردن، به معنی در اختیار کسی گذاشتن هم به کار می رود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( بورس و پارلمان و غیره ) تالار، صحن در بعضی موارد به معنی جلسه یا نوبت سخنرانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

سر و سامان دادن مرتب کردن راست و ریس یا راست و ریست کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تبار، نسل، دودمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

the crux of the matter: اصل قضیه، اصل مطلب the crux of the problem: گرۀ کار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جای دنج دورافتاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

{اختلاف، نارضایتی و . . . } در خفا جریان داشتن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اعتراض

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

علنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

{به شوخی} آدم سرشناسی بودن به نقل از فرهنگ پویا