تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

come out of the woodwork سروکلۀ کسی پیدا شدن ( چیزی ) از جایی سر در آوردن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

به نقل از فرهنگ پویا 1. ( پلیس ) آرشیو عکس مجرمان 2. اراذل و اوباش

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

در مورد آدم ها عبوس

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نقل از فرهنگ پویا not pull one`s /any punches رک و راست حرف خود را زدن - صاف و پوست کنده چیزی را گفتن - رک بودن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( به ویژه در مورد احزاب کمونیست - کسی که عضو حزب نیست ولی هواداری می کند ) هوادار ، سمپات

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

به تعریف و مثالی که دیکشنری مک میلان برای این واژه آورده دقت کنید: If one group of people or things outnumbers another, the first group has more peop ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

به نقل از دیکشنری مریام وبستر و لانگمن Word History, Etymology: Middle English, from Anglo - French joindre, from Latin jungere

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

( دربارۀ مذهب ) رسمی کردن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خزانه coffers of the state خزانۀ دولت

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دیکشنری مریام وبستر و لانگمن ریشۀ این واژه را از لاتین apologēticus در معنی defensive و justifying و از یونانی apologētik�s در معنی suitable for defe ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کاربر امیرطاها وقتی بخشی از مطلبی را از کانال تلگرامی انگلیسی زیر ذره بین، متعلق به آقای عبدالرضا شهبازی کپی می کنید، حداقل کاری که می توانید انجام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کاربر امیرطاها وقتی مطلبی را از کانال تلگرامی انگلیسی زیر ذره بین، متعلق به آقای عبدالرضا شهبازی عینا کپی می کنید، حداقل کاری که می توانید انجام ده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کاربر امیرطاها وقتی مطلبی را از کانال تلگرامی انگلیسی زیر ذره بین، متعلق به آقای عبدالرضا شهبازی عینا کپی می کنید، حداقل کاری که می توانید انجام ده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کاربر امیرطاها وقتی مطلبی را از کانال تلگرامی انگلیسی زیر ذره بین، متعلق به آقای عبدالرضا شهبازی عینا کپی می کنید، حداقل کاری که می توانید انجام ده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اشتباه مهلک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کارشناس جنگ آدم کاردان مدبر مدیر برنامه ریز ( به نقل از فرهنگ پویا )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبق دیکشنری مریام وبستر a drink of a different kind taken immediately after a stronger or weaker one whiskey with a beer chaser. beer with a whiskey ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از سر تا ته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شبه مذهبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در معنای مجازی: به صورت مطلق بی چون و چرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به نقل از فرهنگ پویا: بر چیزی فائق آمدن مشکل چیزی را حل کردن از پس چیزی برآمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از صفحۀ روزگار محو شدن از هستی ساقط شدن

پیشنهاد
٢

جور دیگری کسی یا چیزی را دوست داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بارز، نمونۀ بارز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در توضیح دیکشنری لانگمن و مریام وبستر آمده، این واژه لاتین است، مربوط به قرن 14 و 15 میلادی و از poor می آید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در توضیح دیکشنری لانگمن و مریام وبستر آمده، این واژه لاتین است، مربوط به قرن 14 و 15 میلادی و از poor می آید.

پیشنهاد
٠

حالا هر کاری می خواهی بکن، همینه که هست. ( به نقل از فرهنگ پویا )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکریز دستور دادن امرونهی کردن به نقل از فرهنگ پویا

پیشنهاد
٠

کاری را از سخت ترین قسمت شروع کردن بدون آمادگی لازم دست به کار سختی زدن یکدفعه در قسمت عمیق استخر پریدن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قسر در رفتن گیر نیفتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریزنقش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زردک یا هویج ایرانی که در گذشته به آن گَزَر هم می گفتند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از تنگ و تا نیفتادن صلابت و قدرت خود را حفظ کردن ضعف نشان ندادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک نفس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعا کردن ادعای چیزی را کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سگ بی اصل و نسب حیوان دورگه گیاه پیوندی چیز التقاطی به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در متون رسمی در هیئت - به نام - به نمایندگی از طرف . I was met by the police in the person of Sergeant Black گروهبان بلَک به نمایندگی از طرف پلیس با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شئون every aspect of our lives همۀ شئون زندگی ما

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مثلا with dedication را میشود گفت با دل و جان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یأس - ناامیدی به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آپارتمان مسکونی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. خود را بالا کشیدن - چهار دست و پا بالا رفتن 2. صعود سخت به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شخصی که بازداشت، دستگیر ، جلب یا توقیف شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

tread or step on somebody`s toes پا روی دُم کسی گذاشتن به نقل ار فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی تکلف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

A food taster is a person who ingests food that was prepared for someone else, to confirm it is safe to eat. One who tests drinks in this way is know ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به هر حال در هر صورت هر چه که بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

drunk ( informal )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عنان کسی را به دست گرفتن/در اختیار داشتن کسی را کنترل کردن به نقل از فرهنگ پویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. ( especially of an organization ) operating smoothly. "the ruling party's well - oiled political machine" 2. INFORMAL drunk. "I was pretty we ...