پیشنهادهای Elmira (٣٥٨)
ماکارونی به شکل فرمی و اسپاگتی رشته ای است
مو به مو
بدون فوت وقت
نشنیده گرفته شدن بی اعتنایی کردن . All her appeals for help fell on deaf ears همه درخواست های او برای کمک نشنیده گرفته شد.
کاش تا جای ممکن از ترکیب نامأنوس غیر قابلِ و قابلِ. . . کمتر استفاده کنیم: غیرقابل تصور بود= تصور کردنی نبود/تصورناپذیر بود/در تصور نمی گنجید غیر قاب ...
اسم: اصول، ضوابط فعل: سربسته گفتن، به طور ضمنی گفتن
کاربر حسین، در آخر هفته بعد، یعنی در آینده، مسابقه نمی تواند در حال برگزاری باشد. همه ساختارها زبان انگلیسی با زبان فارسی تطابق ندارد و در این موارد ...
املای درست این واژه طبق فرهنگ املایی: ایدئال به همان ترتیب که معادل idealist/idealism می شود ایدئالیست/ ایدئالیسم
عامیانه: شکم زنی را بالا آوردن به نقل از فرهنگ پویا
نبش قبر کردن گذشته
هشدار ( حقوقی ) اخطاریه، اخطار رسمی
گویی، گویا
رخنه کردن نفوذ کردن
مقصر، گناهکار
مضطرب کردن
راپورت
عزیمت/حرکت
خوش اقبالی خوش شانسی
بی خوابی دادن محرومیت از خواب
محتاطانه عمل کردن، بی سر و صدا، بدون شلوغ کاری
کاری را به خیر و خوشی تمام کردن غائله را به خوبی و خوشی ختم کردن به نقل از فرهنگ پویا
پول مفت، بادآورده
بی چون و چرا
طبق دیکشنری لانگمن the authorities [plural] the people or organizations that are in charge of a particular country or area.
چرا نمیشه گفت مطب، وقتی دیکشنری لانگمن در تعریف این واژه آورده ( American English ) a place where a doctor or dentist examines or treats people
If you describe someone as lean, you mean that they are thin but look strong and healthy. ( Collins English Dictionary )
به عبارتی
albeit همه جا معنی البته نمی دهد و در دیکشنری های تک زبانه مترادف آن although است. ریشه این کلمه هرگز به فارسی و عربی برنمی گردد و از انگلیسی میانه ...
grate on اعصاب کسی را خرد کردن ناراحت کردن صدای گوشخراش درآوردن رو مخ کسی رفتن
اعصاب کسی را خرد کردن ناراحت کردن صدای گوشخراش درآوردن یا با صدای گوشخراش رو مخ کسی رفتن
the world is your oyster همه راه ها به روی کسی باز بودن دنیا به کام کسی بودن دنیا را زیر نگین انگشتری داشتن ( به نقل از فرهنگ پویا )
در نقش فعل: دنبال کردن رد کسی را گرفتن مثل سایه تعقیب کردن دست از سر کسی برنداشتن ( به نقل از فرهنگ پویا )
عامیانه: هلفدونی - مستراح
the can زندان توالت صحرایی
کناره گیری استعفا
در خفا
کوته بین کوته فکر کوته بینانه کوته نظرانه
UK: if and when
clothes= noun ( always plural and has no singular form ) clothe = verb
همه اش همین فقط همین همین و بس
کاربر سینا توسکی معانی که دوستان گفتند درسته، وقتی یک نفر باید کار های زیادی را در فرصت کم انجام بده و مجبوره سخت کار کنه، شب ها دیر بخوابه و صبح ها ...
مردد سرگشته نامطمئن دو به شک
آدم فرصت طلب نان به نرخ روز خور
محقق کردن عملی کردن
به نقل از فرهنگ پویا: بدون روحیه همکاری، فاقد حس همکاری
اقماری درسته نه اغماری
نابرابر ناهموار ناصاف ناجور علوم مهندسی: متغیر
the action or process of becoming less aloof, less hostile, or more genial. a thaw in international relations.
یوهانس برامس ( Johannes Brahms ) آهنگساز، پیانیست و رهبر ارکستر و یکی از برجسته ترین چهره های موسیقی دوران رمانتیک در سراسر اروپاست. شهرت و اهمیت این ...
اندیشه بنیادی