یافتن یا تهیه کردن راه حلی برای یک مساله یا فاجعه
ارائه راه حلی برای جلوگیری از یک فاجعه
وضعیتی دشوار را ختم به خیر کردن
ارائه راه حلی برای جلوگیری از یک فاجعه
وضعیتی دشوار را ختم به خیر کردن
... [مشاهده متن کامل]
- - -
- - -
- - -
- - -
- - -
"Save the day" عبارتی است که برای توصیف کسی یا چیزی استفاده می شود که موقعیتی را از یک نتیجه منفی نجات می دهد یا مشکلی را در آخرین لحظه حل می کند. معمولاً به این معنی است که شخص یا چیز قهرمانانه ، خوش فکر و خلاق یا به طور غیرمنتظره ای در یک بحران مفید است. این عبارت اغلب در فرهنگ عامه مانند فیلم ها، برنامه های تلویزیونی و کتاب ها برای افزودن درام و هیجان به داستان استفاده می شود.
... [مشاهده متن کامل]
ختم به خیر شدن، گل کاشتی
🔸 مثال ها:
( در محیط کار – بحران فنی )
"The backup generator saved the day when the main power failed during the storm. "
ژنراتور پشتیبان وقتی برق اصلی در طوفان قطع شد، به دادمان رسید ( کارها را به روال عادی برگرداند ) .
( در سفر و تور گردشگری )
"Our GPS died in the middle of nowhere, but a paper map we found in the glove box saved the day. "
جی پی اس ما وسط ناکجا آباد از کار افتاد، اما یک نقشه کاغذی که تو داشبورد پیدا کردیم، اوضاع ختم به خیر شد.
( در یک مهمانی )
"The host ran out of ice, but the neighbor saved the day by bringing over a bag from his freezer. "
میزبان یخش تمام شد، اما همسایه با آوردن یک کیسه یخ از فریزر خودش، گل کاشت. �
... [مشاهده متن کامل]
ختم به خیر شدن، گل کاشتی
🔸 مثال ها:
( در محیط کار – بحران فنی )
ژنراتور پشتیبان وقتی برق اصلی در طوفان قطع شد، به دادمان رسید ( کارها را به روال عادی برگرداند ) .
( در سفر و تور گردشگری )
جی پی اس ما وسط ناکجا آباد از کار افتاد، اما یک نقشه کاغذی که تو داشبورد پیدا کردیم، اوضاع ختم به خیر شد.
( در یک مهمانی )
میزبان یخش تمام شد، اما همسایه با آوردن یک کیسه یخ از فریزر خودش، گل کاشت. �
کاری را به خیر و خوشی تمام کردن
غائله را به خوبی و خوشی ختم کردن
به نقل از فرهنگ پویا
غائله را به خوبی و خوشی ختم کردن
به نقل از فرهنگ پویا
راه چاره پیدا کردن ( برای یک مشکل یا مسئله )
رو به راه کردن ( اوضاع )
راست و ریس کردن ( اوضاع )
, If someone or something saves the day in a solution which seems likely to fail
they manage to make it successful
- . Find or provide a solution to a difficulty or disaster
رو به راه کردن ( اوضاع )
راست و ریس کردن ( اوضاع )
ختم به خیر شدن
نجات دادن
مسئله را ختم به خیر کردن
به قضیه فیصله دادن
ماجرا را جمع کردن
ماجرا را جمع کردن
چاره ای اندیشیدن
از بروز فاجعه/دردسر/مشکل پیشگیری کردن
مانع از بروز فاجعه/دردسر/مشکل شدن
find or provide a solution to a difficulty or disaster.
از بروز فاجعه/دردسر/مشکل پیشگیری کردن
مانع از بروز فاجعه/دردسر/مشکل شدن
مشکلی رو حل کردن
جلوگیری از فاجعه یا بدبختی
جلوی بدبختی یا مشکل رو گرفتن
جلوگیری از شکست
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)