پیشنهاد‌های محمّدجواد احمدیان (٢٩٦)

بازدید
٨٨٨
تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

تدریجی ( اگر تأکید بر گام به گام بودن باشد ) جزئی ( اگر تأکید بر انجام کار به صورت بخش بخشی باشد ) ناقص / قطعه قطعه ( اگر تأکید بر بی نظمی یا عدم ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیش نویس نهایی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

دفتر مشاورۀ املاک

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

معادل حقوقی دقیق تر real estate در حقوق.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

معاملۀ املاک / معاملۀملکی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حقوقی و قضایی ( دادگاه ) : رسیدگی کردن به / حکم دادن / رأی دادن / صدور رأی کردن ( اقدام دادگاه برای رسیدگی و صدور حکم در مورد یک دعوی ) داوری ( حل ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اجتناب کردن از — رایج ترین معادل گریختن از / فرار کردن از — وقتی معنای فرار یا رهایی دارد طفره رفتن از — به ویژه در مورد مسئولیت، پاسخ یا انجام کاری ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تا حدی / تا اندازه ای / قسمتی / بخشی / قسمتاً/ نسبتاً The building is partly damaged. ساختمان تا حدی آسیب دیده است. ( یا: قسمتی از ساختمان آسیب دید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تصاحب غیرقانونی اموال، برداشت غیرقانونی / استفادۀ غیرمجاز از اموال، انحراف وجوه / سوءاستفاده از وجوه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تبلیغات مغرضانه / تبلیغات دروغین / شایعه پراکنی / جوسازی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بروز ( در زمینۀ رویدادهای ناگهانی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تصویب، مصوبه؛ اجرا ( در صورتی که تأکید بر اجرایی شدن باشد ) ، اجرائیه، صدور حکم بازی / اجرا / نقش آفرینی ( هنری و نمایشی ) انجام / به جا آوردن ( متو ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قانون گذاری / تقنین / وضع قانون قوانین / مقررات / مجموعه قوانین قانون مصوب / مصوبۀ قانونی تصویب نامه / آیین نامه / مصوبه قوۀمقننه / مجلس قانون گذاری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی قانونی ( وضعیتی که در آن قانون وجود ندارد یا رعایت نمی شود ) ، هرج ومرج ( اگر تأکید بر آشوب ناشی از بی قانونی باشد ) ، فقدان قانون / نبود قانون، ع ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به اجرا گذاشتن ( پرکاربردترین و روان ترین معادل ) اجرا کردن ( ساده و رایج ) عملی کردن ( تأکید بر تبدیل به عمل ) به مرحلهٔ اجرا درآوردن، به مورد ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رعیت وابسته به زمین در نظام فئودالی رعیت / بردۀ زراعی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اقتباس ( استفاده از آثار هنری دیگران در اثر جدید ) تصاحب ( به معنای گرفتن چیزی برای خود، اغلب بدون اجازه. ) تخصیص / اختصاص ( کنار گذاشتن بودجه برای ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مصلحت / مصلحت اندیشی، عقلانیت عملی، عقلانیت سیاسی، مصلحت گرایی/ فایده گرایی موقعیتی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تملک قهری، سلب مالکیت / توزیع مجدد زمین

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حفظ و تداوم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تقاضای کشسان / تقاضای باکشش

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیروی کار مزدبگیر

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مالکِ مشاع ( رایج در متون حقوقی، اگر مالکیت به صورت مشاع باشد ) مالکِ مشترک ( رایج و عمومی ) شریکِ مالکیت هم مالک ( رایج ترین و روان ترین معادل ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستمزد واقعی ( Real Wage ) به قدرت خرید دستمزد اسمی اشاره دارد ( نه عدد روی کاغذ ) ؛ یعنی میزان کالاها و خدماتی که فرد با دستمزد خود، پس از در نظر گر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محصولات نقدی ( رایج ترین معادل تحت اللفظی ) محصولات تجاری ( رایج ترین معادل در متون دانشگاهی ) محصولات بازارمحور محصولات درآمدزا محصولات صادراتی ( ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. رایج ترین و عمومی ترین معادل: کمبود ( همه کاره و پرکاربردترین گزینه ) کسری ( به ویژه در امور مالی و بودجه ) ۲. معادل های مالی و اقتصادی: کسر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رونق یافته ( برای اقتصاد، کسب وکار، بازار ) موفق ( برای افراد، جوامع، سازمان ها ) پیشرفت کننده ( برای فرایندها و جوامع ) در حال شکوفایی ( برای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. رایج ترین و عمومی ترین معادل: اجبار ( ساده ترین و پرکاربردترین گزینه ) زور ( در گفتار روزمره و غیررسمی ) تحمیل ( اگر تأکید بر تحمیل یک خواسته ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در ۹۵٪ موارد، �بهداشت� بهترین و دقیق ترین معادل است و تقریباً در همه ٔ زمینه ها قابل استفاده است. اگر جمله به تمیزی ظاهری اشاره دارد و جنبهٔ علمی ن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. در زمینهٔ زمانی ( اشاره به نقطهٔ دور در گذشته ) : از . . . به بعد ( اگر نقطهٔ شروع را مشخص کند ) از همان . . . ( برای تأکید بر قدمت ) حداقل ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمونه ها an exaggerated claim → ادعای اغراق آمیز / ادعای مبالغه آمیز an exaggerated reaction → واکنشی بیش از حد / واکنشی اغراق آمیز an exaggerated po ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

میزان ( پرکاربردترین و همه کاره ترین گزینه ) حد ( به معنی مرز یا نهایت ) درجه ( برای نشان دادن شدت یا سطح ) نمونه ها To what extent. . . ? تا چ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا بالاترین حد / کاملاً

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا حد زیادی / تا اندازۀ زیادی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه misleading بسته به بافت جمله معادل های مختلفی در فارسی دارد. رایج ترین معادل ها عبارت اند از: گمراه کننده ( رایج ترین و دقیق ترین معادل ) فریب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جزئی ( رایج ترین معادل ) ناقص بخشی غیرکامل محدود جانبدار یا غرض ورز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور متراکم ( رایج ترین معادل ) به صورت فشرده به شدت متراکم انبوه وار با تراکم زیاد به طور انبوه نمونه ها densely populated area → منطقه ای با ترا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه inverse بسته به حوزه و متن، معادل های فارسی متفاوتی دارد. رایج ترین معادل ها عبارت اند از: معکوس ( رایج ترین و عمومی ترین معادل ) inverse rela ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه overpopulation بسته به زمینه، چند معادل فارسی دارد: ازدیاد جمعیت ( رایج و عمومی ) جمعیت بیش ازحد ( ترجمه تحت اللفظی و دقیق ) تراکم بیش ازحد ج ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه consideration بسته به زمینه کاربرد، معادل های متفاوتی در فارسی دارد. رایج ترین معادل ها عبارت اند از: ملاحظه ( رایج ترین معادل ) توجه بررسی مد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه desirability بسته به زمینه، معادل های متفاوتی در فارسی دارد. رایج ترین معادل ها عبارت اند از: مطلوبیت ( رایج ترین و دقیق ترین معادل در علوم اجت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. به عنوان صفت ( رایج ترین کاربرد ) : الف ) به معنای �نامعلوم، ناشناخته، گمنام� ( برای افراد، موضوعات یا رویدادها ) : گمنام ( برای افراد ) ناشنا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت Agricultural Output معمولاً به یکی از معادل های زیر در فارسی ترجمه می شود: تولیدات کشاورزی ( رایج ترین معادل ) محصولات کشاورزی ( در برخی متون ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه کن شده از ریشه کنده شده آواره شده بی خانمان شده از موطن خود رانده شده جداشده از ریشه ها و تعلقات خود آواره بی جا شده از زادبوم خود کنده شده از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلع ید شده بی زمین محروم از مالکیت سلب مالکیت شده از دارایی و ملک خود محروم شده رانده شده از زمین و دارایی خود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسته به بافت متن، معادل های فارسی آن می تواند شامل موارد زیر باشد: رخ داد اتفاق افتاد صورت گرفت برگزار شد ( برای رویدادها، نشست ها، جشنواره ها و مان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه کن کردن ( رایج ترین و دقیق ترین معادل ) محو کردن نابود کردن از میان بردن برطرف کردن ( در برخی متون علمی و اجتماعی ) نمونه ها Eradicating pover ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحکیم کردن تثبیت کردن تقویت کردن یکپارچه کردن ادغام کردن استحکام بخشیدن The government consolidated its power. دولت قدرت خود را تحکیم کرد. The com ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه politic ( نه politics ) در زبان انگلیسی معمولاً یک صفت است و معانی زیر را دارد: مصلحت آمیز مدبرانه عاقلانه سنجیده دوراندیشانه مثال: It would b ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه nonrevolutionary بسته به زمینهٔ کاربرد، می تواند به صورت های زیر به فارسی ترجمه شود: غیرانقلابی ( رایج ترین و مستقیم ترین معادل ) غیرمبتنی بر ...

١