پیشنهاد‌های محمّدجواد احمدیان (٢٦٧)

بازدید
٦٦٢
تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

۱. در زمینهٔ زمانی ( اشاره به نقطهٔ دور در گذشته ) : از . . . به بعد ( اگر نقطهٔ شروع را مشخص کند ) از همان . . . ( برای تأکید بر قدمت ) حداقل ا ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

نمونه ها an exaggerated claim → ادعای اغراق آمیز / ادعای مبالغه آمیز an exaggerated reaction → واکنشی بیش از حد / واکنشی اغراق آمیز an exaggerated po ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

میزان ( پرکاربردترین و همه کاره ترین گزینه ) حد ( به معنی مرز یا نهایت ) درجه ( برای نشان دادن شدت یا سطح ) نمونه ها To what extent. . . ? تا چ ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

تا بالاترین حد / کاملاً

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

تا حد زیادی / تا اندازۀ زیادی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه misleading بسته به بافت جمله معادل های مختلفی در فارسی دارد. رایج ترین معادل ها عبارت اند از: گمراه کننده ( رایج ترین و دقیق ترین معادل ) فریب ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

جزئی ( رایج ترین معادل ) ناقص بخشی غیرکامل محدود جانبدار یا غرض ورز

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

به طور متراکم ( رایج ترین معادل ) به صورت فشرده به شدت متراکم انبوه وار با تراکم زیاد به طور انبوه نمونه ها densely populated area → منطقه ای با ترا ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه inverse بسته به حوزه و متن، معادل های فارسی متفاوتی دارد. رایج ترین معادل ها عبارت اند از: معکوس ( رایج ترین و عمومی ترین معادل ) inverse rela ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه overpopulation بسته به زمینه، چند معادل فارسی دارد: ازدیاد جمعیت ( رایج و عمومی ) جمعیت بیش ازحد ( ترجمه تحت اللفظی و دقیق ) تراکم بیش ازحد ج ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه consideration بسته به زمینه کاربرد، معادل های متفاوتی در فارسی دارد. رایج ترین معادل ها عبارت اند از: ملاحظه ( رایج ترین معادل ) توجه بررسی مد ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه desirability بسته به زمینه، معادل های متفاوتی در فارسی دارد. رایج ترین معادل ها عبارت اند از: مطلوبیت ( رایج ترین و دقیق ترین معادل در علوم اجت ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

۱. به عنوان صفت ( رایج ترین کاربرد ) : الف ) به معنای �نامعلوم، ناشناخته، گمنام� ( برای افراد، موضوعات یا رویدادها ) : گمنام ( برای افراد ) ناشنا ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

عبارت Agricultural Output معمولاً به یکی از معادل های زیر در فارسی ترجمه می شود: تولیدات کشاورزی ( رایج ترین معادل ) محصولات کشاورزی ( در برخی متون ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ریشه کن شده از ریشه کنده شده آواره شده بی خانمان شده از موطن خود رانده شده جداشده از ریشه ها و تعلقات خود آواره بی جا شده از زادبوم خود کنده شده از ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

خلع ید شده بی زمین محروم از مالکیت سلب مالکیت شده از دارایی و ملک خود محروم شده رانده شده از زمین و دارایی خود

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

بسته به بافت متن، معادل های فارسی آن می تواند شامل موارد زیر باشد: رخ داد اتفاق افتاد صورت گرفت برگزار شد ( برای رویدادها، نشست ها، جشنواره ها و مان ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ریشه کن کردن ( رایج ترین و دقیق ترین معادل ) محو کردن نابود کردن از میان بردن برطرف کردن ( در برخی متون علمی و اجتماعی ) نمونه ها Eradicating pover ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

تحکیم کردن تثبیت کردن تقویت کردن یکپارچه کردن ادغام کردن استحکام بخشیدن The government consolidated its power. دولت قدرت خود را تحکیم کرد. The com ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه politic ( نه politics ) در زبان انگلیسی معمولاً یک صفت است و معانی زیر را دارد: مصلحت آمیز مدبرانه عاقلانه سنجیده دوراندیشانه مثال: It would b ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه nonrevolutionary بسته به زمینهٔ کاربرد، می تواند به صورت های زیر به فارسی ترجمه شود: غیرانقلابی ( رایج ترین و مستقیم ترین معادل ) غیرمبتنی بر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

on highly advantageous terms با شرایط بسیار مطلوب با شرایط بسیار سودمند با شرایط بسیار مساعد با شرایط بسیار مناسب و به صرفه با شرایطی بسیار مطلوب و ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هیپرتروفی شده ( بزرگ شدهٔ غیرطبیعی ) ، بیش از حد رشد کرده متورم شده بزرگ شده به صورت نامتناسب بیش ازحد توسعه یافته فربه شده ( در برخی متون انتقادی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اشراف زادگان اشراف نجبا ( در متون تاریخی و ادبی ) طبقهٔ اشراف ( در اشاره به یک گروه اجتماعی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رایج ترین و دقیق ترین معادل: پراکنده ( متداول ترین معادل ) ناپیوسته گهگاهی گاهی نامنظم سایر معادل ها با ظرایف معنایی: مقطعی موقتی متناوب ج ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هوس ها امیال زودگذر تمایلات آنی دمدمی مزاجی ها خواسته های ناگهانی و بی ثبات هوس های لحظه ای

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معاملات

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اربابان جزء

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحمل ( با اکراه ) تحمل از روی ناچاری چشم پوشی ( از روی اجبار )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عُرف محلی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با این تفاوت که، جز این که . . . به جز این واقعیت که . . . مگر این که . . . ( در برخی بافت ها ) تنها نکته این است که . . . با این استثنا که . . ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وابسته

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه tenurial از tenure گرفته شده و بسته به حوزه کاربرد، معادل های متفاوتی در فارسی دارد: در جغرافیا، برنامه ریزی و مطالعات زمین: مربوط به نظام مالک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قانونی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خشک شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل فارسی vendettas ( جمعِ vendetta ) بسته به بافت جمله می تواند یکی از موارد زیر باشد: معادل های رایج: کینه های خانوادگی خصومت های خونین دشمنی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل فارسی cheating بسته به زمینه کاربرد متفاوت است: معادل های رایج: تقلب ( رایج ترین، به ویژه در امتحان ) کلک زدن / حقه بازی ( در معاملات یا با ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل فارسی militancy بسته به بافت جمله متفاوت است، اما رایج ترین معادل ها عبارت اند از: معادل های اصلی: ستیزه جویی رادیکالیسمِ مبارزاتی روحیه مب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای عبارت �It is chilling to ( see ) . . . � معادل های فارسی زیر با توجه به مفهوم ( احساس ترس، وحشت یا دلهره ناشی از مشاهده یا تجربه چیزی ) پیشنهاد ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر صفت باشد ( مثل: the foregoing discussion ) : پیش گفته / پیش آمده مذکورِ پیشین فوق الذکر پیشین / قبلی اگر اسم باشد ( مثل: in the foregoing یا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه cucurbits به طور کلی به گیاهان خانواده Cucurbitaceae اشاره دارد. معادل های مناسب در فارسی: کدوئیان ( اصطلاح علمی تر و رایج در متون تخصصی ) خ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Melons and Gourds صیفی جات

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نخست شهر، نخست شهری

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. عظیم ( مانند: کوه عظیم ) ۲. غول آسا ( مانند: پروژه غول آسا ) ۳. بسیار بزرگ ( معادل تحت اللفظی ) ۴. هنگفت ( اغلب برای مقادیر و اعداد به ک ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل فارسی عبارت "proletariat" در فارسی "پرولتاریا" است که گاهی به صورت "طبقه کارگر" یا "زحمتکشان" نیز ترجمه می شود. این واژه در ادبیات مارکسیستی به ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصلی ( مثال: نسخهٔ اصلی ) اولیه ( مثال: طرح اولیه ) نخستین / اول ( مثال: اثر نخستین ) ذاتی / طبیعی ( مثال: حالت ذاتی ) تازه و ابتکاری ( مثال: ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش فروش، سلف فروشی/ سلف خری این واژه به فرآیند فروش محصول یا خدمتی اشاره دارد که هنوز به طور کامل تولید یا آماده عرضه نشده است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. دستاوردها ( رایج ترین و دقیق ترین معادل ) ۲. موفقیت ها ۳. پیشرفت ها ۴. کارنامه ( کاری/ علمی ) ۵. افتخارات ( در برخی زمینه ها ) در متون رسمی و ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. روی آوردن به . . . ( مناسب برای تغییر جهت فکری، توجه یا تمرکز ) مثال: Turning to the next topic → روی آوردن به موضوع بعدی ۲. مراجعه کردن به . ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱. امکان ← پرکاربردترین و رساترین معادل در اکثر زمینه ها ( مثال: امکان موفقیت وجود دارد. ) ۲. احتمال ← زمانی که بار معنایی احتمال وقوع مد نظر باشد ...