ریشه کن کردن ( رایج ترین و دقیق ترین معادل )
محو کردن
نابود کردن
از میان بردن
برطرف کردن ( در برخی متون علمی و اجتماعی )
نمونه ها
Eradicating poverty → ریشه کن کردن فقر
Eradicating disease → ریشه کن کردن بیماری
... [مشاهده متن کامل]
Eradicating corruption → ریشه کن کردن فساد
Eradicating invasive species → از میان بردن گونه های مهاجم
محو کردن
نابود کردن
از میان بردن
برطرف کردن ( در برخی متون علمی و اجتماعی )
نمونه ها
Eradicating poverty → ریشه کن کردن فقر
Eradicating disease → ریشه کن کردن بیماری
... [مشاهده متن کامل]
Eradicating corruption → ریشه کن کردن فساد
Eradicating invasive species → از میان بردن گونه های مهاجم
از بین برنده؛ ریشه کن کننده؛ نابود کننده
نابود کردن
ریشه کنی، ریشه کن کننده
خلاص شدن از شر کسی
مترادف کلمه از ریشه کندن
deepsix
unload
مترادف کلمه از ریشه کندن
از ریشه کندن