agricultural output

پیشنهاد کاربران

عبارت Agricultural Output معمولاً به یکی از معادل های زیر در فارسی ترجمه می شود:
تولیدات کشاورزی ( رایج ترین معادل )
محصولات کشاورزی ( در برخی متون )
خروجی بخش کشاورزی ( در متون اقتصادی و برنامه ریزی )
...
[مشاهده متن کامل]

میزان تولید کشاورزی ( هنگام تأکید بر حجم یا مقدار تولید )
ستادۀکشاورزی ( معادل تخصصی و دقیق در علم اقتصاد، در مقابل "نهاده" یا input )
برون ده کشاورزی ( ترجمهٔ تحت اللفظی اما کمتر رایج )
ارزش تولیدات کشاورزی ( اگر منظور ارزش پولی باشد )
میزان تولید کشاورزی ( اگر منظور کمیت یا حجم باشد )
کاربرد در متون مختلف
Agricultural output increased by 15% last year.
تولیدات کشاورزی در سال گذشته ۱۵ درصد افزایش یافت.
The contribution of agricultural output to the regional economy
سهم تولیدات کشاورزی در اقتصاد منطقه
Agricultural output has increased by 20% this year.
➜ تولیدات کشاورزی امسال ۲۰ درصد افزایش یافته است.
The country's agricultural output accounts for 15% of its GDP.
➜ ستادهٔ کشاورزی این کشور ۱۵ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهد.
Bad weather reduced agricultural output significantly.
➜ آب و هوای نامساعد تولیدات کشاورزی را به میزان قابل توجهی کاهش داد.