اسم - صفحه 92
بانوی محترم و گرامی، برگرفته از نام کشور قدیمی لیدیا
دختر
ارمنی لیرا
آوای خوش موسیقی
دختر
یونانی لیزا
بنده خالص خداوند
دختر
عبری لیزان
نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران، ( اَعلام ) نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران و هم اکنون بخشی از ...
دختر
کردی، فارسی لیزدا
آرامش مادر
دختر
لری لیسا
ستوده شده، نام روستایی در نزدیکی قزوین
دختر
فارسی لیلا زکیه
ترکیب دو اسم لیلا و زکیه ( شب طولانی و پاک )، ( اسم مرکب ) ( لیلا، زکیه )، لیلای پاک و پاک دامن، ( ...
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی لیلان
نام رودخانه ای در آذربایجان
دختر
فارسی لیلپار
گل همیشه بهار
دختر
ترکی
گل لیلماه
ماه شب
دختر
فارسی، عربی
کهکشانی لیلیا
پاک و خالص، نام نوعی گل، نور ماه، ( به مجاز ) زیبا، اسم لیلیا ( به انگلیسی: liliya ) از اسم های دخت ...
دختر
لاتین، عربی
گل، کهکشانی لیلیان
نام گل، نور، نوربخش، نور نوربخش
دختر
لاتین
گل لیلیث
همسر اول آدم
دختر
عبری لیلین
گل لیلیوم
دختر
فرانسوی
گل لیلیوم
نام نوعی گل
دختر
یونانی لیمو
میوه خوردنی، ترش یا شیرین، معطر و زردرنگ
دختر
فارسی لیندا
قشنگ، زیبا
دختر
لاتین لینه
نرم، ملایم، مطیع و نرم خوی، ( مؤنث لیّن )
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی لیوراد
خورشید جوانمرد
پسر
فارسی لیوزاد
نام دختر آدم
دختر
فارسی لیوسا
مانند خورشید، ( مجاز ) زیبارو، ( لیو = خورشید، سا ( پسوند شباهت ) )
دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی لیونا
دلیر و شجاع
دختر
لاتین ماءالسماء
باران، نام مادر منذر پسر امری القیس از پادشاهان عرب
دختر
عربی ماتا
ماه بزرگ
پسر
گیلکی ماتان
سفید و زیبا
دختر
ترکی ماتیا
چشم ماه
پسر
فارسی ماتیاس
هدیه یا نعمت خدا
پسر
فرانسوی ماتیسا
ماهتیسا، در گویش مازندران ماه تنها
دختر
فارسی ماتیلدا
مهتاب
دختر
لاتین ماتیکان
نام پسربزرگ جغتای از فرماندهان مغول
پسر
مغولی ماجان
مانند ماه، معجن، ماهگان، نام قدیم رودی در اطراف شاهرود
دختر
فارسی
کهکشانی ماحوز
نوعی شاهسپرم
پسر
عربی ماخ
از شخصیتهای شاهنامه، نام سخندانی پیر و مرزبان هری و از راویان شاهنامه
پسر
فارسی ماداک
سرخوشی
دختر
سانسکریت مادح
ستایشگر و مدح کننده
پسر
عربی مادیا
نام همسر آخرین پادشاه ماد
دختر
فارسی
تاریخی و کهن مادیس
نام پادشاه سکائیان
پسر
فارسی ماراسپند
کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
پسر
فارسی ماراسفند
ماراسپند
پسر
فارسی مارتا
فناپذیر، دنیایی، در اوستا مشا و مارتا به معنای نوع انسان آمده است
دختر
لاتین، فارسی مارتین
رهبر
پسر
فارسی، آشوری مارتینا
گل سرخ
دختر
لاتین مارتیک
رزم آور، جنگجو
پسر
ارمنی مارگاریتا
نام جزیره ای در شمال کشور ونزوئلا
دختر
فرانسوی مارگریت
گلی زیبا به رنگ سفید
دختر
فرانسوی
گل مارلین
برج، پناهگاه
دختر
عبری ماروسپند
از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار شیرویه پسر خسروپرویز پادشا ساسانی
پسر
فارسی ماریان
مریم، انگلیسی از عبری
دختر
عبری ماریانا
مریم مقدس
دختر
لاتین ماریسا
مانند حضرت مریم ( س )
دختر
فارسی، عبری مارین
ساقه ی اصلی گیاهانی که مثل پیچک به دور هر چیزی می پیچند، ( اعلام ) نام روستایی در شهرستان گچساران
دختر
مازندرانی
طبیعت ماریو
نام یک شخصیت داستانی
پسر
لاتین مازستا
بهترین و خوب ترین
پسر
فارسی
تاریخی و کهن کوشانه
بانوی تلاشگر، مونث کوشان، دختر ساعی، بانوی تلاشکر
دختر
کردی، فارسی کوشش
سعی، تلاش، تقلا، ( اسم مصدر از کوشیدن )، کار و فعالیت اعم از جسمی یا ذهنی، ( در تصوف ) سعی در انجام ...
پسر
فارسی کوشک
نام دختر ایرج پسر فریدون پادشاه پیشدادی، قصر، کاخ
دختر
فارسی
تاریخی و کهن کولیار
نام روستایی
پسر
فارسی کوه زاد
زاده کوهستان
پسر
فارسی کوه شاد
نام روستایی در استان هرمزگان
پسر
فارسی کوهرنگ
نام دره و رودخانه ای در زردکوه بختیاری
پسر
فارسی
طبیعت کوهسار
جایی که دارای کوههای متعدد است
پسر
فارسی کوهین
منسوب به کوه، نام گیاهی که ریشه آن مانند ریشه نی است
پسر
فارسی کوهینه
پونه
دختر
فارسی کوکب دخت
دختر زیبارو، دختری که چون کوکب است، ( به مجاز ) زیبارو
دختر
فارسی کوکبه
شکوه، جلال، ستاره
دختر
عربی کویر
شیر ژیان
پسر
فارسی کویستان
کوهستان
دختر
کردی کوین
از نژاد کوه
پسر
فارسی کی آذر
مرکب از کی ( پادشاه ) + آذر ( آتش )، نام یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان
پسر
فارسی کیآرمین
آرمین، یکی از برادران کاووس و پسر کی، ) نام چهارمین پسر کیقباد
پسر
فارسی
تاریخی و کهن کی آفرید
مرکب از کی ( پادشاه ) + آفرید ( آفریده )
دختر
فارسی کی آفرین
آفریننده پادشاه
دختر
فارسی کی بانو
بانوی شاه، زنی که همه از او حساب می برند
دختر
فارسی کی پیشین
از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پسران کیقباد پادشاه کیانی
پسر
فارسی کی دخت
دختر پادشاه
دختر
فارسی کی راد
پادشاه بخشنده
پسر
فارسی کی زاد
زاده پادشاه
پسر
فارسی کی گشتاسپ
گشتاسپ
پسر
فارسی کی مند
دارای بزرگ مرتبه ای پادشاهان، ( کی، مند ( پسوند دارندگی ) )، دارای بلند قدری و بزرگ مرتبه ای پادشاه ...
پسر
فارسی کی منش
صاحب طبع شاهانه، شاه طبیعت، بزرگ منش، ( اَعلام ) به قول ابوریحان کی منش پسر کیقباد و جد کی لهراسب ب ...
پسر
فارسی
تاریخی و کهن کی منوش
از پادشاهان یا شاهزادگان پیشدادی بنا به روایت تاریخ سیستان
پسر
فارسی کیا داوود
ترکیب دو اسم کیا و داوود ( پادشاه و محبوب )، از نام های مرکب، کیا و داوود
پسر
فارسی، عبری
مذهبی و قرآنی کیا سام
ترکیب دو اسم کیا و سام ( پادشاه و آتش )، از نام های مرکب، ه کیا و سام
پسر
فارسی
تاریخی و کهن کیابد
نگهبان پادشاهان و بزرگان، ( کیا، بد/ bod، / ( پسوند محافظ و مسئول ) )، نگهدارنده ی سروران
پسر
فارسی کیاتن
تن شاهانه
پسر
فارسی کیاجور
عاقل، فاضل و دانا
پسر
فارسی کیاچهر
ویژگی آن که چهره اش چون بزرگان شکوهمند است، ویژگی آن که چهره اش چون سروران و پادشاهان و بزرگان شکوه ...
دختر، پسر
فارسی کیادخت
دختر پادشاه، ( کیا = پادشاه، سلطان، حاکم فرمانروا، والی، دخت = دختر )، ( به مجاز ) دختر دارای قدر و ...
دختر
فارسی کیارام
خو گیرنده و الفت گرفته با پادشاهان، [کیا= پادشاه، حاکم، ( به مجاز ) سرور، بزرگ، رام= مأنوس، خوبی، ا ...
پسر
فارسی کیارخ
کیاچهر، آن که دارای چهره و صورتی شاهانه است، ( = کیاچهر )
دختر، پسر
فارسی کیارزم
مرکب از کیا ( پادشاه )، رزم ( نبرد )، مرکب از کیا ( پادشاه ) + رزم ( نبرد )
پسر
فارسی کیارس
کیارش، از شخصیتهای شاهنامه، نام دومین پسر کیقباد پادشاه کیانی، تصحیفِ [تغییر دادن یا کم و زیاد کردن ...
پسر
فارسی
تاریخی و کهن کیارنگ
رنگ پاکیزه و لطیف، پاک، پاکیزه، رنگ پاک و پاکیزه، سفید
پسر
فارسی کیازاد
زاده پادشاه، ( کیا، زاد = زاده )، بزرگ زاده و پادشاه زاده، از نژاد و گوهر پادشاهان و سروران، ( کیا ...
پسر، دختر
فارسی کیازر
طلا و زر پادشاهان و بزرگان، ( کیا، زر )، ( به مجاز ) آن که در نزدِ بزرگان و پادشاهان گرانقدر است
دختر
فارسی کیازند
پادشاه بزرگ
پسر
فارسی کیاس
بسیار زیرک و تیزهوش
پسر
فارسی کیاسا
مانند شاه
پسر
فارسی کیاسان
مانند پادشاه
پسر
فارسی کیافر
بزرگِ با شکوه
پسر
فارسی