اسم - صفحه 88
ترکیب دو اسم محمد و بهنود ( ستوده و پسر عزیز )، ( عربی ـ دساتیری ) از نام های مرکب، ا محمّد و بهنود
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد پایا
ترکیب دو اسم محمد و پایا ( ستوده و پایدار )، از نام های مرکب، ا محمّد و پایا
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد تحسین
ترکیب دو اسم محمد و تحسین ( ستوده و تعریف )، از نام های مرکب، ا محمّد و تحسین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد تکین
ترکیب دو اسم محمد و تکین ( ستوده و پهلوان )، از نام های مرکب، ا محمّد و تکین
پسر
ترکی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد ثاقب
ترکیب دو اسم محمد و ثاقب ( ستوده و روشن )، از نام های مرکب، ا محمّد و ثاقب
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد ثامن
ترکیب دو اسم محمد و ثامن ( ستوده و هشتمین )
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد جبار
ترکیب دو اسم محمد و جبار ( ستوده و دارای سلطه و قدرت )، از نام های مرکب، ا محمّد و جبار
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد جمشید
ترکیب دو اسم محمد و جمشید ( ستوده و پادشاه روشن )، از نام های مرکب، محمّد و جمشید
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد حاتم
ترکیب دو اسم محمد و حاتم ( ستوده و حاکم )، از نام های مرکب، ا محمّد و حاتم
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی میترادخت
دختر خورشید، دختری که مانند خورشید است، ( به مجاز ) زیبارو، ( میترا = مهر، خورشید، دخت = دختر )
دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی میتراناز
مایه ی افتخار خورشید، ( به مجاز ) بسیار زیبا و درخشان، ( میترا = مهر، خورشید، ناز = افتخار )
دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی میترانوش
مهر جاوید، خورشید جاویدان، ( به مجاز ) زیبارو و زیبایی جاویدان و همیشگی، ( میترا = مهر، خورشید، نوش ...
دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی میترایار
مهریار، نام شخصی در کتیبه پهلوی
دختر، پسر
فارسی میچکا
در گویش مازندران گنجشک
دختر
فارسی میحاد
تک تک، جداگانه
پسر
عربی میخائیل
معرب از عبری، میکائیل
پسر
عبری میخوش
آنچه که مزه ترش و شیرین دارد، ملس، دارای مزه ی ترش و شیرین
دختر
فارسی میخک
گلی زینتی و پُرپَر به رنگهای سرخ، سفید، و صورتی
دختر
فارسی
گل میدیا
سرزمین کهن
دختر
کردی میر فرهان
میر بمعنای بزرگ + فرهان که نام شهری نزدیک همدان است
پسر
فارسی میرا
نور درخشان
دختر
ترکی میراث
ارث
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی میرال
دریای درخشان
دختر
هندی میراندا
ماه
دختر
لاتین
کهکشانی میرانه
امیرانه، شاهانه، میر ( ازعربی ) + انه ( فارسی ) امیرانه
دختر
فارسی، عربی میرای
متولد ماه های اول سال
دختر
ترکی میرزا
شاهزاده و امیرزاده، میر ( ازعربی ) + زا ( فارسی ) شاهزاده و امیرزاده
پسر
فارسی، عربی میرشاد
امیر شاد و خوشحال، پادشاه و حاکم شادمان، ( میر = امیر، شاد )
پسر
فارسی، عربی میرنا
دختر مودب و دارای اخلاق خوب
دختر
لاتین میرو
از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران رستم هرمزان پادشاه ساسانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن میرکا
دوری از حسد و ناپاکی
پسر
مازندرانی میرکو
کوه بزرگ
پسر
کردی میریام
نام دیگر حضرت مریم، قوی و فربه، نام خواهر موسی ( ع )
دختر
عبری، فارسی
مذهبی و قرآنی میرین
از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومی و داماد قیصر روم
پسر
فارسی
تاریخی و کهن میسان
خرامان راه رفتن، متکبرانه راه رفتن، ستاره ای درخشان، ستاره ی درخشان، ستاره ای در صورت فلکی جوزا
دختر
عربی
طبیعت، کهکشانی میشان
نام روستایی در استان کهگیلویه
پسر
فارسی میشانه
نام نخستین زن ( منظور حوا )، ن مشیا و مشیانه، مشیا و مشیانه، مشیانه
دختر
پهلوی، اوستایی میشل
میکائیل
پسر
لاتین میشه
مشی
پسر
اوستایی، پهلوی میشواک
منطقه ای در کردستان
پسر
کردی میشکا
میچکا، گنجشک در زبان مازندرانی
دختر
فارسی
پرنده میشی
منسوب به میش، دارای رنگ قهوه ای مایل به سبز
دختر
فارسی میگون
به رنگ می، همرنگ شراب، سرخ رنگ، مخمور، خمار آلود ( چشم )
دختر
فارسی میلاو
پاداش و نوید
پسر
فارسی میلاوه
شاگردانه، انعام، نوید، مژدگانی، بشارت
دختر
فارسی مینا دخت
دختر مینا، دختر شبیه به مینا، ( به مجاز ) زیبا و با طراوت، ( مینا، دخت = دختر ) )، د مینا
دختر
فارسی
پرنده، طبیعت، گل میناز
نازنین من، افتخار کن، فخر کن، تفاخر کن، ( به مجاز ) ویژگی کسی که به واسطه زیبایی و حسن می باید به خ ...
دختر
فارسی، گیلکی میناگون
سبز رنگ، به رنگ مینا، ( به مجاز ) زیبا و با طراوت، ( مینا، گون ( پسوند شباهت ) )، مانند مینا، شبیه ...
دختر
فارسی
پرنده، طبیعت، گل میناوش
جلا داده و صیقل شده، شبیه به شیشه ٔ کبود، ( مینا، وش ( پسوند شباهت ) )، مانند مینا، شبیه به مینا، م ...
دختر
فارسی
پرنده، طبیعت، گل مینل
مروارید آسمان
دختر
ترکی مینو سرشت
آن که یا آنچه طبیعتی مانند بهشت دارد
دختر
فارسی مینو فر
دارای فر و شکوه بهشتی، دارای شأن بهشتی، ( به مجاز ) حوروش و زیبارو
دختر
فارسی مینو مهر
ترکیب دو اسم مینو و مهر ( بهشت و خورشید )، ( فارسی ) از نام های مرکب، مینو و مهر
دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی مینوچهر
با روی چون بهشت، زیباروی، منوچهر، ( مینو = بهشت، چهر = چهره )، بهشت چهره، بهشتی روی، ( به مجاز ) حو ...
دختر
فارسی مینورام
آسمان آرام، نام فرشته خوشی، نام فرشته رامش و خوشی
دختر
فارسی
کهکشانی مینورخ
مینوچهر، دارای چهره ای آسمانی و بهشتی، ( = مینوچهر )
دختر
فارسی مینوزاد
زاده آسمان یا زاده بهشت
دختر
فارسی مینوس
در اساطیر یونانی نام پادشاه کرت پسر زئوس
پسر
یونانی
تاریخی و کهن مینوش
می نوشنده، نوشنده می
دختر
فارسی مینوشا
نوشنده می و بهشت
دختر
فارسی مینووش
مانند بهشت، زیبا چون بهشت
دختر
فارسی میها
ابر
دختر
مازندرانی میهن بانو
بانوی وطن
دختر
فارسی میهن تاج
تاج و سرور وطن
دختر
فارسی میهن دخت
دختر وطن
دختر
فارسی میهن یار
دوست و یار وطن
پسر
فارسی میکائلا
هدیه ای از خدا
پسر
لاتین میکال
میکائیل، نام یکی از چهار ملک مقرب
پسر
عربی، عبری
مذهبی و قرآنی میکاییل
معرب از عبری به معنای کیست که شبیه خدا باشد؟، یکی از فرشتگان مقرب خداوند که معروف است روزی زمینیان ...
پسر
فارسی میکسا
کودکی که نشان از بزرگان دارد، در مراجع لاتین این واژه به معنای ماکسیمیوس کوچک آمده است که خود ماکسم ...
پسر
لاتین کوچک
دارای حجم اندک، ریز، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی، لقب اردشیر پسر شیرویه پادشاه ساسانی
پسر
فارسی کوچیار
یار کوتاه قد، یارکوتاه قد ( نگارش کردی
دختر
کردی کورداک
پرش کننده
پسر
کردی کورش
کوروش، نام سه تن از پادشاهان هخامنشی، کورش کبیر از مقتدر ترین پادشاهان ایران که تخت جمشید را بنا نه ...
پسر
فارسی کورنگ
نام پسر گرشاسپ از پادشاهان پیشدادی
پسر
فارسی کوروس
کوروش، نام سه تن از پادشاهان هخامنشی، کور، ( = کوروش )، کورش کبیر از مقتدر ترین پادشاهان ایران که ت ...
پسر
فارسی کوژیر
دانا و عاقل
پسر
کردی کوژین
همه زندگی
پسر
کردی کوش
کوشش و سعی
پسر
فارسی کوشاد
ریشه گیاهی خوشرنگ
پسر
فارسی
طبیعت کوشادخت
دختر تلاشگر، دختری که بسیار تلاش و کوشش می کند
دختر
فارسی کوشانه
بانوی تلاشگر، مونث کوشان، دختر ساعی، بانوی تلاشکر
دختر
کردی، فارسی کوشش
سعی، تلاش، تقلا، ( اسم مصدر از کوشیدن )، کار و فعالیت اعم از جسمی یا ذهنی، ( در تصوف ) سعی در انجام ...
پسر
فارسی کوشک
نام دختر ایرج پسر فریدون پادشاه پیشدادی، قصر، کاخ
دختر
فارسی
تاریخی و کهن کولیار
نام روستایی
پسر
فارسی کوه زاد
زاده کوهستان
پسر
فارسی کوه شاد
نام روستایی در استان هرمزگان
پسر
فارسی کوهرنگ
نام دره و رودخانه ای در زردکوه بختیاری
پسر
فارسی
طبیعت کوهسار
جایی که دارای کوههای متعدد است
پسر
فارسی کوهین
منسوب به کوه، نام گیاهی که ریشه آن مانند ریشه نی است
پسر
فارسی کوهینه
پونه
دختر
فارسی کوکب دخت
دختر زیبارو، دختری که چون کوکب است، ( به مجاز ) زیبارو
دختر
فارسی کوکبه
شکوه، جلال، ستاره
دختر
عربی کویر
شیر ژیان
پسر
فارسی کویستان
کوهستان
دختر
کردی کوین
از نژاد کوه
پسر
فارسی کی آذر
مرکب از کی ( پادشاه ) + آذر ( آتش )، نام یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان
پسر
فارسی کیآرمین
آرمین، یکی از برادران کاووس و پسر کی، ) نام چهارمین پسر کیقباد
پسر
فارسی
تاریخی و کهن کی آفرید
مرکب از کی ( پادشاه ) + آفرید ( آفریده )
دختر
فارسی کی آفرین
آفریننده پادشاه
دختر
فارسی