اسم - صفحه 87

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

گیله وا/gile vā/

نوعی باد محلی، که از غرب به شرق می وزد و هوا ملایم و دریا آرام می شود، ( به مجاز ) خندیدن ( گل )، ش ...


دختر

فارسی، گیلکی
گیلو

نام وزیر و قهرمانی در منظومه ویس و رامین


پسر

فارسی
گیلوا/gileva/

نام محلی مردمان گیلان، نام منطقه ای از توابع رشت


دختر

گیلکی
گیهان/geyhan/

جهان، دنیا، گیتی، کیهان


دختر

فارسی
گیوا/givā/

جذاب، گیرا، فریبنده و دلبر، دلربا، ( کردی ) ( گیو = جذاب و گیرا، ا ( پسوند نسبت ساز ) )، به معنی گی ...


دختر

کردی، فارسی
گیوان/givān/

کیوان، سیاره زحل، ( = کیوان )


پسر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
لئا/lea/

به سوی خدا، دختری که رو به سوی خدا دارد


دختر

عبری
لؤلؤ/lolo/

مروارید


دختر

عربی

طبیعت
لابان/laban/

سفید، نام پدر همسر یعقوب ( ع )، عبری از عربی، لین


پسر

عربی، عبری

مذهبی و قرآنی
لادبن/ladbon/

بوته گل لادن، گلبن، بوته گل


دختر

فارسی

گل
لار/lar/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گرگین میلاد، است


دختر، پسر

فارسی

تاریخی و کهن
لارا/lara/

پری دریایی، ناز، ظریف


دختر

ترکی، کردی
لارما

نام روستایی در استان مازندران


دختر، پسر

فارسی
لاله چهر

آن که چهره و صورتی سر و زیبا چون گل لاله دارد


دختر

فارسی
لاله دخت/l.-dokht/

دختری که مثل لاله است، ( مجاز ) زیبارو و لطیف، ( لاله، دخت = دختر )، مرکب از لاله ( گلی ) + دخت ( د ...


دختر

فارسی
لاله رخ/l.-rokh/

لاله رخسار، لاله روی، معشوقی که گونه های سرخ به رنگ گل لاله دارد، دارای چهره ی سرخ و لطیف چون لاله، ...


دختر

فارسی

طبیعت، گل
لاله رخسار

لاله چهر، آن که چهره و صورتی سر و زیبا چون گل لاله دارد


دختر

فارسی
لاله رو/l.-ru/

اله چهر، آن که چهره و صورتی سر و زیبا چون گل لاله دارد، ( = لاله رخ )، لاله رخ، لاله چهر


دختر

فارسی

طبیعت، گل
لاله سار/l.-sār/

لاله سر، مرغی است خوش آواز و سر سرخ، لاله زار، ( لاله، سار ( پسوند مکان ) )


دختر

فارسی

پرنده، طبیعت
لاله سان/l.-sān/

مانند لاله، لاله وش، ( مجاز ) زیبارو، ( لاله، سان ( پسوند شباهت ) )


دختر

فارسی

طبیعت، گل
لاله گون/l.-gun/

به رنگ لاله، لاله فام، لاله وش، ( مجاز ) زیبارو، ( لاله، گون ( پسوند شباهت ) )


دختر

فارسی

طبیعت، گل
لاله وش/l.-vaš/

به رنگ لاله، لاله فام، لاله گون، ( مجاز ) زیبارو، ( لاله، وش ( پسوند شباهت ) )، مانند لاله


دختر

فارسی

طبیعت، گل
لامعه/lāme‛e/

درخشان، روشن، تابان، درخشنده، تابنده


دختر

عربی
لامیا/lamya/

نام شهری است از تسالی، نام شهری است از تسالی این شهر نام خود را به جنگ «لامیاک » که میان یونان و مق ...


دختر

یونانی
لانیا/lanya/

آشیانه خوشبختی


دختر

کردی
لاهور/lahor/

یکتا


پسر

کردی
لاوان/lavan/

نام پدر همسر یعقوب ( ع )، لابان، عبری از عربی، لین، سفید


پسر

عربی
لاون/lāvan/

نام محلی و معرکه ای در شاهنامه، ( = لادن، یلان، بلاون ) ( در شاهنامه ) نام جایگاهی است که از آن در ...


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
لاویا/loveya/

نوازش شده


دختر

کردی
لایلا/layla/

لالایی


دختر

ترکی
لایه/laye/

نام زنی در رمان باغ بلور، پوشش


دختر

فارسی
لبانه/lobāne/

آرزو، مراد، میل، خواست، درخت صنوبر، ناژ، ناژو


دختر

عربی

طبیعت
لبخند/labkhand/

خنده ای که فقط لب ها از هم باز شود، خندۀ کم، تبسم، خنده ی کوتاه و بی صدا که در آن فقط لب ها از هم ب ...


دختر

فارسی
لبخنده

لبخند


دختر

فارسی
لبنا/lobnā/

درختی که از آن ماده رزینی بدست می آید، میعه، روانی، ( در گیاهی ) درختی که از آن میعه ی سائله به دست ...


دختر

عربی

طبیعت
لبیب/labib/

خردمند، عاقل، دانا، بخرد


پسر

عربی
لبینا/labina/

نام نوایی در موسیقی، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی


دختر

فارسی

هنری
لتکا/letka/

باغ، باغچه


دختر

فارسی
لحظه/lahze/

یک چشم به هم زدن


دختر

فارسی
لسان الدین

زبان گویای دین


پسر

عربی
لطف الدین/lotfoddin/

بخشش دین و آیین، لطف دین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
لطفعلی/lotf ali/

آن که دارای لطف و مهربانی ای چون لطف و مهربانی علی ( ع ) است


پسر

عربی
لعل/laal/

نام سنگی قیمتی به رنگ قرمز، گاهی سبز و زرد تا سیاه، معرب از فارسی، لال


دختر

فارسی

طبیعت
لمیس/lamis/

زنی با پوست نازک و لطیف


دختر

عربی
لنبک

از شخصیتهای شاهنامه، نام سقائی جوانمرد در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
لنیا/leniya/

دختر ملیح، نمکین، مرکب از لن ( سنسکریت ) + ی نسبت ( فارسی ) + الف تانیث ( فارسی )


دختر

فارسی، سانسکریت
لهاک/lahhak/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه برادر پیران و جزو سپاهیان افراسیاب تورانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
لهراسپ

صاحب اسب تندرو، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر اروندشاه از نژاد کیقباد پادشاه کیانی


پسر

فارسی
لواده/lavade/

از شخصیتهای شاهنامه، نام جد گروهی از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
لوترا/lutara/

لهجه، شکسته زبانی


دختر

فارسی
لوتوس/lotos/

گل نیلوفر آبی یا سوسن شرقی، همچنین درخت صدر یا کنار، نماد مذهب در تمدنهای قدیمی آسیایی و نماد اهورا ...


دختر

فارسی

گل
لورا/lura/

نام سازی است، چنگ، نام یکی از صورتهای فلکی شمالی


دختر

یونانی

کهکشانی
لوران/luran/

لر زاده، پسر لر


پسر

لری
لوکاس/lukas/

نام یکی از حواریون حضرت مسیح ( ع )


پسر

ارمنی
لی لی ناز/lili nāz/

لی لیِ زیبا و قشنگ، لی لیِ متناسب و موزون، ( لی لی، ناز = قشنگ، زیبا، متناسب، موزون )، ن، ک لی لی


دختر

فارسی
لیال/layal/

در فارسی جمع لولو


دختر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
نورالحق/nurolhaq/

نور حق، روشنایی و فروغ از سوی پروردگار، نورِ حق


پسر

عربی
نورالسما/nurolsamā/

نور و روشنایی آسمان، نورِ آسمان


دختر

عربی

طبیعت
نورالمهدی/nurolmahdi/

نور مهدی، فروغ هدایت شده، ( عربی ) نورِ مهدی


پسر

عربی
نوراهان

نورهان، تحفه، سوغات، ارمغان


پسر

فارسی
نوردخت/nor dokht/

دختر روشنایی


دختر

فارسی
نورسان/nor san/

مانند نور درخشان


دختر

فارسی
نورسو/nurso/

روشنایی آب


دختر

ترکی، فارسی
نورعلی/nur ali/

روشنی امام علی ( ع )


پسر

عربی
نورمان/norman/

مانند نور


دختر

ترکی
نورمند/nurmand/

دارای نور، منور، روشن، پرنور، پور نور


پسر

فارسی، عربی
نوروان/norvan/

نور تازه


پسر

ارمنی
نوژه/nuže/

کاج، صنوبر، درخت همیشه سبز، ( نوژ = نوز = کاج، ه ( پسوند نسبت و شباهت ) )، منسوب و شبیه به کاج، ( ب ...


دختر

فارسی

طبیعت
نوژیان/nozhyan/

زندگی نو


دختر

کردی
نوش آسا/nuš āsā/

گوارا، شیرین همچون عسل، ( نوش = عسل، آسا ( پسوند شباهت ) )، همانند و شبیه عسل، ( به مجاز ) شیرین و ...


دختر

فارسی
نوش آفرید

آفریده بی مرگ، آفریده جاوید


دختر

فارسی
نوش آگین

به شهد و شکر آویخته، نوشین


دختر

فارسی
نوش لب

دارای لبی شیرین، شیرین لب


دختر

فارسی
نوشاب/nushab/

آب گوارا، شربت مطبوع، آب زندگی، آب حیات


پسر

فارسی
نوشابه

آب گوارا، نام پادشاهی در سرزمین بردع


دختر

فارسی
نوشان/nušān/

نوشاندن، شیرینی بخش، نوشانیدن، به نوشیدن واداشتن، به علاوه ( صفت فاعلی از نوش ) شیرینی بخش، نوشنده


دختر

فارسی
نوشروان/no(w)šervān/

انوشیروان، جاویدان، ( اَعلام ) ( = انوشیروان، انوشروان )، ( انوشیروان و انوشروان


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
نوشزاد/nushzad/

زاده جاوید، از شخصیتهای شاهنامه، نام همسر انوشیروان پادشاه ساسانی


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
نوشناز/nushnaz/

دارای ناز و غمزه شیرین


دختر

فارسی
نوشیار/nushyar/

یار شیرین چون عسل، یار بی مرگ، نام پسرعموی گرشاسپ در گرشاسپ نامه


پسر

فارسی
نوشید/no (w) šid/

نو درخشان، تازه درخشید، نودرخشید، از واژه ی ( اوستایی ) «nov، sit»، ( اَعلام ) نام مادر مانی= تازه ...


دختر

اوستایی، فارسی

تاریخی و کهن
نوشین دخت/n.-dokht/

دختر شیرین و دلپسند، ( نوشین، دخت = دختر )، دخترکی که ویژگی هایش دلپذیر و دلنشین است


دختر

فارسی
نوشین لب

نوش لب، دارای لبی شیرین، شیرین لب


دختر

فارسی
نوشینه/nušine/

دلپذیر، گوارا، نوایی از موسیقی، ( نوش، اینه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به نوش، منتسب به نوش، نوشین، ن ...


دختر

فارسی

هنری
نوفل/no(w)fal/

دریا، دهش، مرد بخشنده، جوان زیبا، مرد بخشنده و عطا کننده، ( اَعلام ) نام چند صحابی


پسر

عربی

تاریخی و کهن
نومان/noman/

نام یک گیاه


پسر

فارسی
نونود/nonud/

فرزند تازه


پسر

فارسی
نویار/noyar/

یار تازه


پسر

فارسی
نوید حسین/n.-hoseyn/

ترکیب دو اسم نوید و حسین ( خبرخوش و نیکو )، از نام های مرکب، م نوید و حسین


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
نویسا/nevisā/

نویسنده، باسواد، ( در قدیم ) قادر به نوشتن


دختر

فارسی
نوینا/novinā/

منسوب به نوین، تازه، جدید، ( نوین، ا ( پسوند نسبت ) )


دختر

فارسی
نکتار/nektar/

شهد و شراب ویژه خدایان


دختر

یونانی
نکهت/nakhat/

بوی خوش


دختر

عربی
نکو/neku/

نیکو، خوب، مناسب، زیبارو، ( = نیکو )، زیبا، شخص زیبا رو، شایسته، پسندیده، نیکوکار


دختر

فارسی
نکویار/neko-yar/

معشوق خوب یار خوب


دختر

فارسی
نیاتور/niyator/

نیاطوس، از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر قیصر روم از یاران سپاه خسروپرویز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
نیاتوس/niyatus/

نام برادر قیصر روم در زمان خسرو و پرویز


پسر

فارسی
نیارا/niyara/

نور و روشنایی


دختر

فارسی
نیاراد/niya-rad/

از خاندان جوانمرد


پسر

فارسی
نیاسا/niyasa/

کسی که مانند نیاکان خود است، مرکب از نیا ( جد پدری یا مادری ) + سا ( پسوند تشابه )


پسر، دختر

فارسی



انتخاب نوع اسم

انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها