اسم - صفحه 90
زنده کننده دین
پسر
عربی محیا 2
صورت، رخساره، چهره
دختر
عربی محیان
وقت و هنگام چیزی
دختر
فارسی محیصا
رستگار شده، پاک و آمرزیده
دختر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محیط
فراگیرنده، احاطه کننده، پاره خطی که دور سطحی را فرا می گیرد، اقیانوس، آگاه و باخبر، از نام ها و صفا ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محیی
زنده کننده، احیاکننده، از نامهای خداوند
پسر
عربی مدارا
نرمی، لطف، مهربانی
دختر
عربی مدبر
تدبیرکننده، باتدبیر، چاره جو، از نام های خداوند، اندیشمند، چاره گر، از نام ها و صفات خداوند، ( در ق ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی مدحت
آنچه به آن کسی رابستایند، ستایش، مدح
دختر
عربی مدریک
پسر تیز هوش، انسان فهیم، کسی که درک می کند
پسر
فارسی مدوسا
یکی از سه خواهران خدایان افسانه ای یونان
دختر
یونانی مدیار
همیار و دوستدار قوم ماد
پسر
کردی مدیحا
ستایش
دختر
عربی لیالی
شبها
دختر
عربی لیام
محافظ
پسر
فارسی لیبرا
آزاده، رها، ( به کسر ب )، آزاد
پسر، دختر
لاتین لیبه
عاقل، خردمند، مؤنث لبیب
دختر
عربی لیدا
بانوی محترم و گرامی، برگرفته از نام کشور قدیمی لیدیا
دختر
ارمنی لیرا
آوای خوش موسیقی
دختر
یونانی لیزا
بنده خالص خداوند
دختر
عبری لیزان
نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران، ( اَعلام ) نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران و هم اکنون بخشی از ...
دختر
کردی، فارسی لیزدا
آرامش مادر
دختر
لری لیسا
ستوده شده، نام روستایی در نزدیکی قزوین
دختر
فارسی لیلا زکیه
ترکیب دو اسم لیلا و زکیه ( شب طولانی و پاک )، ( اسم مرکب ) ( لیلا، زکیه )، لیلای پاک و پاک دامن، ( ...
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی لیلان
نام رودخانه ای در آذربایجان
دختر
فارسی لیلپار
گل همیشه بهار
دختر
ترکی
گل لیلماه
ماه شب
دختر
فارسی، عربی
کهکشانی لیلیا
پاک و خالص، نام نوعی گل، نور ماه، ( به مجاز ) زیبا، اسم لیلیا ( به انگلیسی: liliya ) از اسم های دخت ...
دختر
لاتین، عربی
گل، کهکشانی لیلیان
نام گل، نور، نوربخش، نور نوربخش
دختر
لاتین
گل لیلیث
همسر اول آدم
دختر
عبری لیلین
گل لیلیوم
دختر
فرانسوی
گل لیلیوم
نام نوعی گل
دختر
یونانی لیمو
میوه خوردنی، ترش یا شیرین، معطر و زردرنگ
دختر
فارسی لیندا
قشنگ، زیبا
دختر
لاتین لینه
نرم، ملایم، مطیع و نرم خوی، ( مؤنث لیّن )
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی لیوراد
خورشید جوانمرد
پسر
فارسی لیوزاد
نام دختر آدم
دختر
فارسی لیوسا
مانند خورشید، ( مجاز ) زیبارو، ( لیو = خورشید، سا ( پسوند شباهت ) )
دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی لیونا
دلیر و شجاع
دختر
لاتین ماءالسماء
باران، نام مادر منذر پسر امری القیس از پادشاهان عرب
دختر
عربی ماتا
ماه بزرگ
پسر
گیلکی ماتان
سفید و زیبا
دختر
ترکی ماتیا
چشم ماه
پسر
فارسی ماتیاس
هدیه یا نعمت خدا
پسر
فرانسوی ماتیسا
ماهتیسا، در گویش مازندران ماه تنها
دختر
فارسی ماتیلدا
مهتاب
دختر
لاتین ماتیکان
نام پسربزرگ جغتای از فرماندهان مغول
پسر
مغولی ماجان
مانند ماه، معجن، ماهگان، نام قدیم رودی در اطراف شاهرود
دختر
فارسی
کهکشانی ماحوز
نوعی شاهسپرم
پسر
عربی ماخ
از شخصیتهای شاهنامه، نام سخندانی پیر و مرزبان هری و از راویان شاهنامه
پسر
فارسی ماداک
سرخوشی
دختر
سانسکریت مادح
ستایشگر و مدح کننده
پسر
عربی مادیا
نام همسر آخرین پادشاه ماد
دختر
فارسی
تاریخی و کهن مادیس
نام پادشاه سکائیان
پسر
فارسی ماراسپند
کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
پسر
فارسی ماراسفند
ماراسپند
پسر
فارسی مارتا
فناپذیر، دنیایی، در اوستا مشا و مارتا به معنای نوع انسان آمده است
دختر
لاتین، فارسی مارتین
رهبر
پسر
فارسی، آشوری مارتینا
گل سرخ
دختر
لاتین مارتیک
رزم آور، جنگجو
پسر
ارمنی مارگاریتا
نام جزیره ای در شمال کشور ونزوئلا
دختر
فرانسوی مارگریت
گلی زیبا به رنگ سفید
دختر
فرانسوی
گل مارلین
برج، پناهگاه
دختر
عبری ماروسپند
از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار شیرویه پسر خسروپرویز پادشا ساسانی
پسر
فارسی ماریان
مریم، انگلیسی از عبری
دختر
عبری ماریانا
مریم مقدس
دختر
لاتین ماریسا
مانند حضرت مریم ( س )
دختر
فارسی، عبری مارین
ساقه ی اصلی گیاهانی که مثل پیچک به دور هر چیزی می پیچند، ( اعلام ) نام روستایی در شهرستان گچساران
دختر
مازندرانی
طبیعت ماریو
نام یک شخصیت داستانی
پسر
لاتین مازستا
بهترین و خوب ترین
پسر
فارسی
تاریخی و کهن ماسا
زیبا و درخشنده مثل ماه
دختر
کردی ماسال
حکایت، قصه، داستان
دختر
ترکی ماسو
نور مهتاب
دختر
مازندرانی ماسیس
نام کوه آرارات
پسر
ارمنی ماشگانا
مهربان، ناز، شیرین، از گذشته های بسیار قدیم در روستاهای آذربایجان شرقی مرسوم بوده است
دختر
ترکی ماگنولیا
گیاهی همیشه سبز با برگ های پهن و براق و گل های زیبا و معطر به رنگ زرد یا ارغوانی، گل های این گیاه، ...
دختر
فرانسوی
طبیعت، گل مالکه
مؤنث مالک، از شخصیتهای شاهنامه، آن که دارنده و صاحب اختیار چیزی یا کسی باشد، نام دختر طایر غسانی
دختر
عربی
تاریخی و کهن مالیا
درختی با گل های سفید و برگ هایی شبیه برگ بادام که مصرف دارویی دارد، سیاه، درختی است باریک و دراز که ...
دختر
عربی، یونانی
طبیعت فاطمه غزاله
ترکیب دو اسم فاطمه و غزاله ( رانده شده از آتش و زیبارو )، از نام های مرکب، فاطمه و غزاله
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی فاطمه مانا
ترکیب دو اسم فاطمه و مانا، از نام های مرکب، فاطمه و مانا، فاطمه ی ماندنی و پایدار
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی فاطمه محدثه
ترکیب دو اسم فاطمه و محدثه ( رانده شده از آتش و سخن گو )، از نام های مرکب، فاطمه و محَدّثه
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی فاطمه مطهره
ترکیب دو اسم فاطمه و مطهره ( رانده شده از آتش و پاک )، از نام های مرکب، فاطمه و مطهّره
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی فاطمه مهدا
ترکیب دو اسم فاطمه و مهدا ( رانده شده از آتش و آرامش شب )
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی فاطمه یاسمین
ترکیب دو اسم فاطمه و یاسمین ( رانده شده از آتش و یاسمن )، از نام های مرکب، فاطمه و یاسمین
دختر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی فاطن
زیرک، دانا، آگاه
پسر
عربی فالق
شکافنده، [این واژه برگرفته از «فالق الاصباح» به معنی شکافنده ی صبح گاهان، روشن کننده ی صبح و همینطو ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی فالقه
فالق، شکافنده، ( مؤنث فالق )
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی فام گل
به رنگ گل
دختر
فارسی فانوس
هر چراغی که جایی را روشن میکند
دختر
یونانی فانید
پانید، شکر سرخ، نام نوعی حلوا، ( = پانید )
دختر
عربی فاکهه
میوه، ( در قدیم ) میوه ( خرما، انگور، انار و غیره )، نوعی حلوا
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی فایحه
مؤنث فایح
دختر
عربی فایز
نایل، رستگار
پسر
عربی فایزه، فائزه
مؤنث فائز، نایل، رستگار
دختر
عربی فایض
فیض رسان، فایده بخش
پسر
عربی فایق
دارای برتری، مسلط، فائق، چیره، عالی، برگزیده
پسر
عربی فایقه
مؤنث فایق، دارای برتری، مسلط، چیره، مؤنث فائق
دختر
عربی فتات
دختر جوان
دختر
فارسی فتح الدین
پیروزی در دین
پسر
عربی فتحعلی
مرکب از فتح ( پیروزی ) + علی ( بلندمرتبه )، نام دومین پادشاه قاجار
پسر
عربی