اسم - صفحه 91

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

هانیسا/hanisa/

مسرور و شاد


دختر

فارسی
هانیش/hanish/

ندای الهی که خبر از توفان و بدی هوا می دهد


دختر

فارسی
هانیل/hanil/

نام یکی از فرشتگان الهی


دختر

عبری

مذهبی و قرآنی
هاوار/havar/

فریاد


پسر

کردی
هاوره/havre/

همراه


پسر

کردی
هاوری/havri/

یار و یاور


پسر

کردی
هاورین/havrin/

به نرمی و لطافت ابر


دختر

کردی
هاوژین/havzhin/

همدم و یار زندگی


دختر

کردی
هاوش/havash/

امت و پیروان یک پیغمبر، امت، پیروان یک پیامبر


پسر

پهلوی، اوستایی، فارسی
هاونی/havni/

ایزد نگهبان بامداد


پسر

اوستایی
هاووش

امت، پیروان یک پیامبر


پسر

اوستایی، پهلوی، فارسی
هاویار/havyar/

یار و یاور


پسر

کردی
هاویر/havir/

در یاد مانده


دختر

لری
هاوین/havin/

تابستان


دختر

کردی
هاکان/hakan/

خان، امپراطور


پسر

ترکی
هاکتان/haktan/

هدیه خداوند


پسر

ترکی
هایان/hayan/

پشتیبان


پسر

ترکی
هایدی/haidi/

سریع و چابک


دختر

ترکی
هایلا/hayla/

شگفت ‏آور


دختر

عربی
هایلین/haylin/

فرشته بهشتی


دختر

لاتین
هاینا/hayna/

پادشاه


دختر

یونانی
هایکا/hayka/

آرام، مرموز، از اسطوره های کردستان


پسر

کردی
هایکو/hayko/

سبکی ژاپنی از شعر کوتاه در سه مصرع


پسر

لاتین
هایین/haeen/

هستی، وجود


دختر

کردی
هباسپ/habasp/

دارنده اسب اصیل


پسر

فارسی
هبیةلله

بخشیده شده از جانب خداوند، نام چندتن از شخصیتهای ادبی و تاریخی


پسر

عربی
هتاو/hatav/

خورشید و آفتاب


دختر

کردی
هترا/hatra/

محیط بسته


پسر

لاتین
هخا/hakha/

دوستدار


پسر

فارسی
هدا/hoda/

هدایت، راهنمایی، راه درست و مسیر درست، هدی، هدایت کردن


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
هدسا/hadasa/

درخت مورد


دختر

عبری
هدسه/hedseh/

همسر یهودی خشایار شاه که بعداً استر نام گرفت، محل دفن او و داییش ( مردخای ) جزء آثار باستانی همدان ...


دختر

عبری

تاریخی و کهن
هدیر/hadir/

آواز کبوتر، صدای رعد و برق، تکرار صدا در حنجره، بانگ کردن شتر، بانگ شتر


دختر

عربی
هدیش/hadish/

ایزد نگهبان خانه


دختر

فارسی
هربد/herbad/

پیشوای دینی، موبد موبدان، ( = هیربد )، استاد، آموزگار، شاگرد، آموزنده، رئیس آتشگاه


پسر

اوستایی
هرسام/harsam/

اشک هایم


پسر

لری
هرمان/herman/

نام یکی از پادشاهان یونانی


پسر

یونانی
هرمزان/hormozān/

منسوب به هرمز، ( هرمز، ان ( پسوند نسبت ) )، ( اَعلام ) هرمزان: [قرن اول هجری] فرماندار خوزستان در ز ...


پسر

فارسی
هرمزدیار/hormozd yar/

خدایار


پسر

فارسی
هرمزیار/hormoz yār/

خدایار، آن که خداوند یار اوست، ( اَعلام ) نام خاص یک موبد پارسی است که در قرن میلادی می زیسته است


پسر

فارسی
هرمس/hermes/

فرستاده خدایان، از خدایان اولمپی، نام پسر زئوس و مایا


پسر

یونانی

تاریخی و کهن
هرمیس/hermis/

شیر یا کرگدن


دختر

عربی
هرمینا/hermina/

سفر، حرکت، سفر حرکت


دختر

اوستایی، پهلوی
هرمیون/hermiyon/

نام همسر سردار اساطیری یونان


دختر

یونانی

تاریخی و کهن
هرنگ/herang/

آرامش و قوت قلب


پسر

لری
هرواک/hervak/

نام دیگر خسروپرویز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
هریاد/haryad/

همیشه در خاطر


پسر

کردی
هزاره/hezare/

از شخصیتهای شاهنامه، لقب کوت از سرداران رومی سپاه خسروپرویز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
هزبر

هژبر، شیر


پسر

فارسی
هژین/hazhin/

زندگی جاویدان


دختر

کردی
هستان/hastan/

وجود و هستی


پسر

فارسی
هستنوه

قیام تودةمردم ( نگارش کردی


دختر

کردی
هستیدخت/hasti dokht/

دختر زندگی و زندگانی، ( هستی = زندگی، زندگانی، دخت = دختر ) دختر زندگی و زندگانی


دختر

فارسی
هشیار/hošyār/

هوشیار، دارای حواسِ جمع، آگاه، بیدار، ( = هوشیار )، ( اَعلام ) نام ستاره شناسی دانا از پارس که در د ...


پسر

فارسی
هفال

رفیق ( نگارش کردی


پسر

کردی
هفدن

وزن شعر ( نگارش کردی


دختر

کردی
هفیان/hafyan/

آرام گرفتن، آرام گرفتن ( نگارش کردی


دختر

کردی
هگبه

رةآورد، هدیةسفر، خورجین ( نگارش کردی


دختر

کردی
هلاله/halaleh/

گلی زرد رنگ خوشبو، آلالة، جارزدن، با خبر ساختن ( نگارش کردی


دختر

کردی

گل
هلاکو/holaku/

نام پسر تولوی و نوه چنگیزخان مغول


پسر

مغولی

تاریخی و کهن
هلبژارده

انتخاب شده ( نگارش کردی


پسر

کردی
هلبژیر

انتخاب کننده ( نگارش کردی


پسر

کردی
هلبست

شعر ( نگارش کردی


پسر

کردی
هلپرین/helparin/

رقصیدن، رقصیدن ( نگارش کردی


دختر

کردی
هلدا/helda/

مادر خوشبو


دختر

فارسی
هلدیر/heldir/

آبشار، آبشار ( نگارش کردی


پسر

کردی

طبیعت
هلگر

بردارندة، حامل، بلند نگةدارنده ( نگارش کردی


پسر

کردی
هلگورد

بهترین جلودار ( نگارش کردی


پسر

کردی
هلما/helma/

محافظ، معنی اسم را در این قسمت بنویسید خیلی صبور


دختر

لاتین، عربی
هلمت

حمله، هجوم ( نگارش کردی


پسر

کردی
هلموت

کنایه از کوهی که صعود به آن دشوار است ( نگارش کردی


پسر

کردی
هلنسا/helensa/

مانند خورشید، هل ( فارسی ) + نسا ( عربی ) زنان معطر


دختر

فارسی، یونانی، عربی
هلو

عقاب ( نگارش کردی


پسر

کردی
هلورین

ریختن چیزی از بالا به ‏پایین ( نگارش کردی


پسر

کردی
هلکو/halako/

کوه کوچک، تپه، کوةکوچک، تپه ( نگارش کردی


پسر

کردی
هلکوت

فرصت، وقت ( نگارش کردی


پسر

کردی
هلیانا/helyana/

مانند خورشید


دختر

یونانی
هلیانه/heliyāne/

نام یک گیاه، ( در گیاهی ) شاه ترج، شاهتره که مصرف دارویی دارد


دختر

فارسی

طبیعت
هلیسا/helisa/

دختر خورشید


دختر

یونانی
هلیل/halil/

هلال ماه


پسر

فارسی

کهکشانی
هلین/helin/

نور و روشنایی


دختر

فرانسوی
هلینا/helina/

روشنایی، نور، هلن، فرانسه از یونانی روشنایی، در اساطیر یونان همسر منلاس پادشاه اسپارت که جنگ تروا ب ...


دختر

یونانی
هلیوس

هلیون، خورشید


پسر

عبری
هلیون/helyon/

خورشید، هلیوس


دختر

عبری
هما دیس/h.-dis/

خوش اقبال، خوشبخت و سعادتمند، ( هما، دیس ( پسوند شباهت ) )، مثل هما، شبیه به هما


دختر

فارسی
همام/homām/

سرور، مهتر، پادشاه بلندهمت، مرد بزرگ و دلیر و بخشنده، شیر درنده، دارای مقام و منزلت و فضایل ارجمند، ...


پسر

عربی
همام الدین

دارای مقام و منزلت در دین


پسر

عربی
هماوند/homa-vand/

از نامهای امروزی زرتشتیان


پسر

فارسی
همایون بخت

خوشبخت، خجسته بخت، کامیاب


دختر

فارسی
همایون چهر

خوشروی، خوش سیما و زیبا


دختر

فارسی
همایون دخت/homa-yun-dokht/

دختر فرخنده و مبارک


دختر

فارسی
همراد/hamrād/

ویژگی دو کس که در همت، سخاوت شبیه به هم باشند، سخاوت، شجاعت و جوانمردی و کرم شبیه به هم باشند


پسر

فارسی
همراه/hamrāh/

همدم، مونس، قرین، آن که در کنار دیگری راهی را طی می کند، ( به مجاز ) آن که با دیگران توافق و سازگار ...


دختر

فارسی
همنواد/ham navad/

از شخصیتهای شاهنامه در زمان ساسانیان


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
هموند

اعضاء ( نگارش کردی


دختر

کردی
همیشه بهار

گیاهی زینتی یا خودرو با گلهای زرد یا نارنجی که در تمام مدت سال دیده می شود


دختر

فارسی
هنار/henar/

مانند انار زیبا، انار ( نگارش کردی


دختر

کردی
هناس/henas/

نفس


دختر

کردی
هناسه/hanase/

نفس


دختر

کردی
هناو/honav/

زهره، شجاعت، شجاعت ( نگارش کردی


دختر

کردی



انتخاب نوع اسم

انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها