اسم لری

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

تی ارا/tiyārā/

زیبا، آراینده ی چشم، در گویش لری « تی» به معنی چشم و «آرا» در فارسی به معنی آراستن است، روی هم به م ...


دختر

لری، فارسی
تیام/tiyām/

چشمانم، ( به مجاز ) عزیز و گرامی، در گویش لرستان به معنی چشمانم، بسیار عزیز و دوست داشتنی


دختر، پسر

لری
ارسام/arsām/

آرشام، نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی، ( = آرشام و آرسام )


پسر

لری، فارسی
آروان/ārvān/

آرین، آریایی، ایرانی، آرین ( ایرانی، ایران )، ( اَعلام ) ) نام روستایی در قزوین، ) نام یکی از طایفه ...


پسر

لری
تیاناز/tiyā nāz/

زیباروی عزیز و گرامی چون چشم، ( تیا = چشم، ناز = زیبا و قشنگ )، چشم زیبا و قشنگ


دختر

لری، فارسی
آساره/āsāre/

ستاره، ( لری، دزفولی ) ستاره


دختر

لری

کهکشانی
ایلدا/ildā/

( به مجاز ) زاییده ی ایل، فرزند ایل، ( ایل، دا= داده )


دختر

لری
سوتیام/sutiyām/

نور چشمهایم، ( در گویش لری سو = نور و تیام = چشمانم )، روی هم به معنی نور چشمهایم و نور دیدگانم، نو ...


دختر

لری
پرنوش/pornuš/

زیبا، دوست داشتنی، ( در قدیم ) ( به مجاز )، شیرین، به ضم پ


دختر

لری، فارسی
مه تیام/mah tiyām/

ماه روی عزیز و گرامی، [مه = ماه، تیام ( لری ) چشمانم ( به مجاز ) عزیز و گرامی]


دختر

لری
آساهیر/asahir/

آرامش بخش


دختر

لری، فارسی
آفرت/afrat/

دختر


دختر

لری
ایلپیا/ilpiya/

مردایل


پسر

لری
برگام

به ضم ب، ابروهایم


دختر

لری
بشتار/bashtar/

آرزومند


پسر

لری
تاشین/tashin/

همچون صخره سخت


پسر

لری
تیادا/tiyada/

نور چشم مادر


دختر

لری
تیارام/tiaram/

چشم آرام


دختر

لری، فارسی
تیاما/tiama/

ماه چشمان


دختر

لری، فارسی
تیامهر/tiya-mehr/

دختری که چشمانی با محبت دارد


دختر

لری، فارسی
تیامو/tiamo/

چشمان من، عزیز من


پسر

لری
تیامیس/tiamis/

چشمانم برایش


دختر

لری
تیرش/tirash/

چشم عسلی


پسر

لری
چیدا/chida/

مانند مادر


دختر

لری
چیماه/chimah/

مانند ماه


دختر

لری

کهکشانی
درچیدا/dorchida/

دختر مانند مادر


دختر

لری
ریشنا/rishna/

روشنا، نور، روشنایی


دختر

لری
ساتیام/satiyam/

مانند چشمانم عزیز


دختر

لری
سالیز/saliz/

جای امن و امان، پناه، مکان آرامش و آسایش


دختر

لری
سایناز/saynaz/

سایه و پناه مهربان


دختر

لری
ستین دا/setin da/

پناه مادر، عزیز مادر


دختر

لری
آبرنگ/abrang/

دختری که دارای پوستی لطیف و نرم است


دختر

لری
دا وار/davar/

سرزمین مادری


پسر

لری
شوگار/shogar/

شب های پشت سر هم


پسر

لری
دایار/dayar/

یار مادر


دختر

لری
تیامین/tiyamin/

فدایی چشمان


پسر

لری
توکان/tukān/

آن که چون چشم عزیز است، نام یکی از صورت های فلکی، [در گویش لری توک = چشم، عین که با ( ان ) نسبت آمد ...


پسر

لری، فارسی

کهکشانی
تیکال/tikal/

چشم قهوه ای تیره یا مشکی


دختر

لری
چیمه/chime/

مانند ماه


دختر

لری
سیلاو/silav/

آبشار


پسر

لری

طبیعت
سیناز/sinaz/

دختر با ناز و مهربان


دختر

لری
فرتیام/far-tiyam/

فر و شکوه و جلال و شادی چشمانم


دختر

لری
ستین/setin/

عزیز


دختر

لری
گوطلا/go-tala/

آنچه به زیبایی طلا باشد، چیزی با ارزش همچون طلا


دختر

لری
لیزدا/lizda/

آرامش مادر


دختر

لری
مانیدا/manida/

مانند مادر جاودان


دختر

لری
ماهیدا/mahida/

ماه مادر


دختر

لری، فارسی
محمدتیام/m.-tiyam/

ترکیب دو اسم محمد تیام ( ستوده و عزیز )


پسر

لری، عربی
مریدا/marida/

مانند مادر


دختر

لری
منتیا/mentiya/

بسیار عزیزبودن و محبوب بودن


دختر

لری
نازتیام/naztiyam/

دختری با چشمان زیبا


دختر

لری، فارسی
هانیدا/hanida/

شادی بخش زندگی مادر


دختر

لری
هاویر/havir/

در یاد مانده


دختر

لری
هرسام/harsam/

اشک هایم


پسر

لری
هیرمان/hirman/

به یاد ماندنی


پسر

لری
هیلما/hilma/

ماه بور، طلایی رنگ


دختر

لری
هیلمی/hilmi/

دختری با موهای بور


دختر

لری
هیلناز/hilnaz/

دختر نازدار مو بور


دختر

لری
ویراک/virak/

هوشمند


پسر

لری
آسام/āsām/

سام، داستان خوشایند، حدیث خوش، ( اعلام ) ایالتی در مرز شمال شرقی هند که تقریباً به طور کامل به وسیل ...


پسر

لری
بردین/bardin/

همچون سنگ رویین تن


پسر

لری
تاراز/tārāz/

نام یکی از قله های سلسله کوه های زاگرس، نام روستایی در شهرستان ایذه در استان خوزستان، ( اَعلام ) ) ...


پسر

ترکی، لری، فارسی

طبیعت
تیا/tiyā/

چشم


دختر

لری
سیدا/sida/

در پناه مادر


دختر

لری
لوران/luran/

لر زاده، پسر لر


پسر

لری
هرنگ/herang/

آرامش و قوت قلب


پسر

لری
ونو/vanu/

خانم


دختر

لری



انتخاب اسم با حرف

برچسب ها

اسماسم پسراسم دختراسم پسر لریاسم دختر لری