اسم - صفحه 83
ترکیب دو اسم محمد و ثامن ( ستوده و هشتمین )
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد جبار
ترکیب دو اسم محمد و جبار ( ستوده و دارای سلطه و قدرت )، از نام های مرکب، ا محمّد و جبار
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد جمشید
ترکیب دو اسم محمد و جمشید ( ستوده و پادشاه روشن )، از نام های مرکب، محمّد و جمشید
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد حاتم
ترکیب دو اسم محمد و حاتم ( ستوده و حاکم )، از نام های مرکب، ا محمّد و حاتم
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد حلیم
ترکیب دو اسم محمد و حلیم ( ستوده و صبور )، از نام های مرکب، ا محمّد و حلیم
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد خالق
ترکیب دو اسم محمد و خالق ( ستوده و آفریننده )، از نام های مرکب، ا محمّد و خالق
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد خسرو
ترکیب دو اسم محمد و خسرو ( ستوده و پادشاه )، از نام های مرکب، ا محمّد و خسرو
پسر
عربی، پهلوی
مذهبی و قرآنی محمد دارا
ترکیب دو اسم محمد و دارا ( ستوده و دارنده )، از نام های مرکب، ا محمّد و دارا
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد دانش
ترکیب دو اسم محمد و دانش ( ستوده و علم )، از نام های مرکب، ا محمّد و دانش
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد راد
ترکیب دو اسم محمد و راد ( ستوده و جوانمرد )، از نام های مرکب، ا محمّد و راد
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد رسام
ترکیب دو اسم محمد و رسام ( ستوده و تصویرگر )، از نام های مرکب، ا محمّد و رَسّام
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد رستگار
ترکیب دو اسم محمد و رستگار ( ستوده و رها شونده )، از نام های مرکب، ا محمّد و رستگار
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد ساسان
ترکیب دو اسم محمد و ساسان ( ستوده و درویش )، از نام های مرکب، ا محمّد و ساسان
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد ساعد
ترکیب دو اسم محمد و ساعد ( ستوده و ممدکار )، از نام های مرکب، ا محمّد و ساعد
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی فرنواز
مرکب از فر ( شکوه )، نواز ( ریشه نواختن )، مرکب از فر ( شکوه ) + نواز ( ریشه نواختن )
دختر
فارسی فرنور
شکوه و جلال نور، ( فر = شکوه و جلال که در بیننده شگفتی پدید آورَد + نور ) ( به مجاز ) ویژگی کسی که ...
پسر
فارسی فرنوشا
شکوه و عظمت ابدی، ( فَرنوش، ا ( پسوند نسبت ) )، منسوب به فَرنوش
دختر
فارسی فرنیان
پرنیان، ابریشم و حریر، گونه دیگر واژه ی «پرنیان»، گونه دیگر واژه ی ' پرنیان '، ابریشم و حریر پرنیان ...
دختر
فارسی فرنیک
شخص خوب و صالح که شکوه و جلال آن موجب شگفتی است، [فر = شکوه و جلال که در بیننده شگفتی و تحسین پدید ...
دختر
فارسی فره وش
دارای هوش و ذکاوت، مرکب از فره ( شکوه ) وش ( پسوند شباهت )
پسر، دختر
فارسی فرهانه
باشکوه عاقل
دختر
فارسی فرهت
شأن، شوکت و شکوهمندی، فراهت صورت دیگری از فراهت
دختر
فارسی، عربی فرهناز
بزرگمنش و نازنین، مرکب از فره ( شکوه و بزرگی ) + ناز
دختر
فارسی، اوستایی، پهلوی لطف الدین
بخشش دین و آیین، لطف دین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی لطفعلی
آن که دارای لطف و مهربانی ای چون لطف و مهربانی علی ( ع ) است
پسر
عربی لعل
نام سنگی قیمتی به رنگ قرمز، گاهی سبز و زرد تا سیاه، معرب از فارسی، لال
دختر
فارسی
طبیعت لمیس
زنی با پوست نازک و لطیف
دختر
عربی لنبک
از شخصیتهای شاهنامه، نام سقائی جوانمرد در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی
پسر
فارسی لنیا
دختر ملیح، نمکین، مرکب از لن ( سنسکریت ) + ی نسبت ( فارسی ) + الف تانیث ( فارسی )
دختر
فارسی، سانسکریت لهاک
از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه برادر پیران و جزو سپاهیان افراسیاب تورانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن لهراسپ
صاحب اسب تندرو، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر اروندشاه از نژاد کیقباد پادشاه کیانی
پسر
فارسی لواده
از شخصیتهای شاهنامه، نام جد گروهی از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن لوترا
لهجه، شکسته زبانی
دختر
فارسی لوتوس
گل نیلوفر آبی یا سوسن شرقی، همچنین درخت صدر یا کنار، نماد مذهب در تمدنهای قدیمی آسیایی و نماد اهورا ...
دختر
فارسی
گل لورا
نام سازی است، چنگ، نام یکی از صورتهای فلکی شمالی
دختر
یونانی
کهکشانی لوران
لر زاده، پسر لر
پسر
لری لوکاس
نام یکی از حواریون حضرت مسیح ( ع )
پسر
ارمنی متقی
باتقوا، پرهیزگار، پارسا، پرهیزکار، ( اَعلام ) نام بیست و یکمین خلیفه از خلفای عباسی
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی متوکل
کسی که به خدا توکل کند، توکل کننده، باتوکل، آن که ( به خدا ) توکل می کند، ( در قدیم ) تکیه کننده، پ ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی متی
نام پدر یونس ( ع )
پسر
عبری متیا
هدیه خداوند
پسر
عبری متیس
دانش و خرد
دختر
یونانی متین رضا
ترکیب دو اسم متین و رضا ( دارای متانت و خشنود )، از نام های مرکب، متین و رضا
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی مجد
بزرگی، بزرگواری، جوانمردی، کوشش کننده، کوشا، بسیار کوشنده، شرف، برتری
پسر
عربی مجدراد
جوانمرد بزرگ
پسر
فارسی، عربی مجدود
نیکبخت، نام شاعر معروف قرن ششم، سنائی غزنوی
پسر
عربی مجذوب
شیفته و جذب شده، شیفته
دختر
عربی مجلله
دارای بزرگواری و عظمت و قدرت و شوکت و جلال، باشکوه و باجلال، دارای بزرگواری، عظمت، قدرت، شوکت و جلال
دختر
عربی مجیبه
مونث مُجیب، پاسخ گو، روا کننده حاجت
دختر
عربی مجیدالدین
دارای قدر و مرتبه ی عالی در دین و آیین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی مجیده
بزرگوار، بلند مرتبه
دختر
عربی مجیرا
مجیر، پناه دهنده، ( عربی ) ( مؤنث مجیر )
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی مجیرالدین
فریادرس و یاور آیین، پناه دین، پناه دهنده در دین، ( عربی )، ( اَعلام ) مجیرالدین بیلمقانی ( = مجیر ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محب رضا
ترکیب دو اسم محب و رضا ( دوستدار و خشنود )، دوستدار و دوستدارنده ی رضا [منظور امام رضا ( ع ) ]
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محبه
دوستدار
دختر
عربی محترمه
محترم
دختر
عربی محمد سلیمان
ترکیب دو اسم محمد و سلیمان ( ستوده و پر از سلامتی )، ( عربی ـ عبری ) از نام های مرکب، ا محمّد و سلی ...
پسر
عربی، عبری
مذهبی و قرآنی محمد سنا
ترکیب دو اسم محمد و سنا ( ستوده و روشنایی )، ( عربی ) از نام های مرکب، ا محمّد و سنا
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد سهراب
ترکیب دو اسم محمد و سهراب ( ستوده و دارنده آب و رنگ سرخ )، از نام های مرکب، ا محمّد و سهراب
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد سهند
ترکیب دو اسم محمد و سهند ( ستوده و محکم )، از نام های مرکب، ا محمّد و سهند
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد سورنا
ترکیب دو اسم محمد و سورنا ( ستوده و سورن )
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد شاهد
ترکیب دو اسم محمد و شاهد ( ستوده و گواه )، از نام های مرکب، ا محمّد و شاهد
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد شاهرخ
ترکیب دو اسم محمد و شاهرخ ( ستوده و شاه سیما )، ( عربی ـ فارسی ) از نام های مرکب، ا محمّد و شاهرخ
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد شایگان
ترکیب دو اسم محمد و شایگان ( ستوده و سزاوار )، از نام های مرکب، ا محمّد و شایگان
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد شبیر
ترکیب دو اسم محمد و شبیر ( ستوده و شیرکوچک )، از نام های مرکب، ا محمّد و شبَیر
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد شمس
ترکیب دو اسم محمد و شمس ( ستوده و خورشید )، از نام های مرکب، ا محمّد و شمس
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد شهرام
ترکیب دو اسم محمد و شهرام ( ستوده و مطیع شاه )، از نام های مرکب، ا محمّد و شهرام
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد شهروز
ترکیب دو اسم محمد و شهروز ( ستوده و پادشاه روزگار )، از نام های مرکب، ا محمّد و شهروز
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد شهیار
ترکیب دو اسم محمد و شهیار ( ستوده و مونس شاه )، از نام های مرکب، ا محمّد و شهیار
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد صائب
ترکیب دو اسم محمد و صائب ( ستوده و رسا )، از نام های مرکب، ا محمّد و صائب
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد صاین
محمد نگهدارنده، محمد پرهیزکار، از نام های مرکب، ا محمّد و صائن ( صاین )، [صائن ( صاین ) = نگه دارند ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد صبیر
ترکیب دو اسم محمد و صبیر ( ستوده و شکیبا )، ( عربی ) از نام های مرکب، ا محمّد و صبیر، [صبیر = شکیبا ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد صمیم
ترکیب دو اسم محمد و صمیم ( ستوده و خالص )، از نام های مرکب، ا محمّد و صَمیم
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد طه
ترکیب دو اسم محمد و طه ( ستوده و طاها )
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد ظفر
ترکیب دو اسم محمد ظفر ( ستوده و نصرت )، از نام های مرکب، ا محمّد و ظفر
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد عمید
ترکیب دو اسم محمد و عمید ( ستوده و حاکم )، از نام های مرکب، ا محمّد و عَمید
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد فائق
ترکیب دو اسم محمد و فائق ( ستوده و برگزیده )، ( عربی ) از نام های مرکب، ا محمّد و فائق
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد فاخر
ترکیب دو اسم محمد و فاخر ( ستوده و گران بها )، از نام های مرکب، ا محمّد و فاخر
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی لیدا
بانوی محترم و گرامی، برگرفته از نام کشور قدیمی لیدیا
دختر
ارمنی لیرا
آوای خوش موسیقی
دختر
یونانی لیزا
بنده خالص خداوند
دختر
عبری لیزان
نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران، ( اَعلام ) نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران و هم اکنون بخشی از ...
دختر
کردی، فارسی لیزدا
آرامش مادر
دختر
لری لیسا
ستوده شده، نام روستایی در نزدیکی قزوین
دختر
فارسی لیلا زکیه
ترکیب دو اسم لیلا و زکیه ( شب طولانی و پاک )، ( اسم مرکب ) ( لیلا، زکیه )، لیلای پاک و پاک دامن، ( ...
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی لیلان
نام رودخانه ای در آذربایجان
دختر
فارسی لیلپار
گل همیشه بهار
دختر
ترکی
گل لیلماه
ماه شب
دختر
فارسی، عربی
کهکشانی لیلیا
پاک و خالص، نام نوعی گل، نور ماه، ( به مجاز ) زیبا، اسم لیلیا ( به انگلیسی: liliya ) از اسم های دخت ...
دختر
لاتین، عربی
گل، کهکشانی لیلیان
نام گل، نور، نوربخش، نور نوربخش
دختر
لاتین
گل لیلیث
همسر اول آدم
دختر
عبری لیلین
گل لیلیوم
دختر
فرانسوی
گل لیلیوم
نام نوعی گل
دختر
یونانی لیمو
میوه خوردنی، ترش یا شیرین، معطر و زردرنگ
دختر
فارسی لیندا
قشنگ، زیبا
دختر
لاتین لینه
نرم، ملایم، مطیع و نرم خوی، ( مؤنث لیّن )
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی لیوراد
خورشید جوانمرد
پسر
فارسی لیوزاد
نام دختر آدم
دختر
فارسی لیوسا
مانند خورشید، ( مجاز ) زیبارو، ( لیو = خورشید، سا ( پسوند شباهت ) )
دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی لیونا
دلیر و شجاع
دختر
لاتین