اسم - صفحه 79

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

لی لی ناز/lili nāz/

لی لیِ زیبا و قشنگ، لی لیِ متناسب و موزون، ( لی لی، ناز = قشنگ، زیبا، متناسب، موزون )، ن، ک لی لی


دختر

فارسی
لیال/layal/

در فارسی جمع لولو


دختر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
لیالی

شبها


دختر

عربی
لیام/liam/

محافظ


پسر

فارسی
لیبرا/libra/

آزاده، رها، ( به کسر ب )، آزاد


پسر، دختر

لاتین
لیبه/libe/

عاقل، خردمند، مؤنث لبیب


دختر

عربی
لیدا/lida/

بانوی محترم و گرامی، برگرفته از نام کشور قدیمی لیدیا


دختر

ارمنی
لیرا/lyra/

آوای خوش موسیقی


دختر

یونانی
لیزا/liza/

بنده خالص خداوند


دختر

عبری
لیزان/lizān/

نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران، ( اَعلام ) نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران و هم اکنون بخشی از ...


دختر

کردی، فارسی
لیزدا/lizda/

آرامش مادر


دختر

لری
لیسا/lisa/

ستوده شده، نام روستایی در نزدیکی قزوین


دختر

فارسی
لیلا زکیه/l.-zakiye/

ترکیب دو اسم لیلا و زکیه ( شب طولانی و پاک )، ( اسم مرکب ) ( لیلا، زکیه )، لیلای پاک و پاک دامن، ( ...


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
لیلان/laylan/

نام رودخانه ای در آذربایجان


دختر

فارسی
لیلپار/lilpar/

گل همیشه بهار


دختر

ترکی

گل
لیلماه/lilmah/

ماه شب


دختر

فارسی، عربی

کهکشانی
لیلیا/lailiyā/

پاک و خالص، نام نوعی گل، نور ماه، ( به مجاز ) زیبا، اسم لیلیا ( به انگلیسی: liliya ) از اسم های دخت ...


دختر

لاتین، عربی

گل، کهکشانی
لیلیان/lilyan/

نام گل، نور، نوربخش، نور نوربخش


دختر

لاتین

گل
لیلیث/lilis/

همسر اول آدم


دختر

عبری
لیلین/lilian/

گل لیلیوم


دختر

فرانسوی

گل
لیلیوم/liliyom/

نام نوعی گل


دختر

یونانی
لیمو

میوه خوردنی، ترش یا شیرین، معطر و زردرنگ


دختر

فارسی
لیندا/linda/

قشنگ، زیبا


دختر

لاتین
لینه/layene/

نرم، ملایم، مطیع و نرم خوی، ( مؤنث لیّن )


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
لیوراد/liorad/

خورشید جوانمرد


پسر

فارسی
لیوزاد/liyozad/

نام دختر آدم


دختر

فارسی
لیوسا/livsā/

مانند خورشید، ( مجاز ) زیبارو، ( لیو = خورشید، سا ( پسوند شباهت ) )


دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
لیونا/liona/

دلیر و شجاع


دختر

لاتین
ماءالسماء/ma-ol-sama/

باران، نام مادر منذر پسر امری القیس از پادشاهان عرب


دختر

عربی
ماتا/mata/

ماه بزرگ


پسر

گیلکی
ماتان/matan/

سفید و زیبا


دختر

ترکی
ماتیا/matya/

چشم ماه


پسر

فارسی
ماتیاس/matyas/

هدیه یا نعمت خدا


پسر

فرانسوی
ماتیسا/matisa/

ماهتیسا، در گویش مازندران ماه تنها


دختر

فارسی
ماتیلدا/matilda/

مهتاب


دختر

لاتین
ماتیکان/matikan/

نام پسربزرگ جغتای از فرماندهان مغول


پسر

مغولی
ماجان/majan/

مانند ماه، معجن، ماهگان، نام قدیم رودی در اطراف شاهرود


دختر

فارسی

کهکشانی
ماحوز/mahoz/

نوعی شاهسپرم


پسر

عربی
ماخ

از شخصیتهای شاهنامه، نام سخندانی پیر و مرزبان هری و از راویان شاهنامه


پسر

فارسی
ماداک/madak/

سرخوشی


دختر

سانسکریت
مادح/madeh/

ستایشگر و مدح کننده


پسر

عربی
مادیا/madiya/

نام همسر آخرین پادشاه ماد


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
مادیس

نام پادشاه سکائیان


پسر

فارسی
ماراسپند

کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم


پسر

فارسی
ماراسفند

ماراسپند


پسر

فارسی
مارتا/marta/

فناپذیر، دنیایی، در اوستا مشا و مارتا به معنای نوع انسان آمده است


دختر

لاتین، فارسی
مارتین/martin/

رهبر


پسر

فارسی، آشوری
مارتینا/martina/

گل سرخ


دختر

لاتین
مارتیک/martik/

رزم آور، جنگجو


پسر

ارمنی
مارگاریتا

نام جزیره ای در شمال کشور ونزوئلا


دختر

فرانسوی
مارگریت/margerit/

گلی زیبا به رنگ سفید


دختر

فرانسوی

گل
مارلین/marlin/

برج، پناهگاه


دختر

عبری
ماروسپند

از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار شیرویه پسر خسروپرویز پادشا ساسانی


پسر

فارسی
ماریان/mariyan/

مریم، انگلیسی از عبری


دختر

عبری
کاردار/kardar/

وزیر پادشاه، حاکم، والی، نام پسر بهرام گور پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
کاردان/kārdān/

دانا و با تجربه، کار آزموده


پسر

فارسی
کاردلن/kardelen/

نام یک گل


دختر

ترکی

گل
کاردو/kardu/

نیرومند و پهلوان


پسر

فارسی
کاردوس/kardos/

اهل کار، کاردوست


پسر

کردی
کارزان/karzan/

کاردان و دانا


پسر

کردی
کارلوس/carlos/

نیرومند و جنگجوی جوانمرد


پسر

لاتین
کارمانیا/karmania/

نام قدیم کرمان


دختر

فارسی
کارمن/karmen/

قرمز


دختر

لاتین، انگلیسی
کارمیلا/carmilla/

شکوفه زار


دختر

لاتین
کارنگ/kārang/

کسی که آوای خوبی دارد، خوش نوا، زبان آور، صاحب طَرب، چرب زبان


پسر

فارسی
کارو/karo/

راهنما


پسر

ارمنی
کاروس/karus/

گیاهی خوشبو


پسر

کردی
کارولین/karolin/

نام ناحیه ای در آمریکای شمالی


دختر

فرانسوی
کارولینا/karolina/

شخص سلطنتی


دختر

لاتین
کاروند/karvand/

از نامهای ایرانی


پسر

فارسی
کاریا/karia/

مرد جنگجو و سلحشور


پسر

فارسی
کاژاو/kazhav/

آب زلال که از دل کوه بیرون می آید


پسر

کردی
کاژه/kazhe/

محل امن و پناهگاه


دختر

کردی
کاژین/kazhin/

سرچشمه زندگی


دختر

کردی
کاس/kas/

دختر چشم آبی


دختر

گیلکی
کاساندان/kasandan/

نام همسر کورش کبیر و مادر کمبوجیه و بردیا


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
کاسپین/caspian/

آبی سپید زار، کرانه


پسر

فارسی
کاشانه/kāšāne/

آشیانه ی جانوران، لانه، خانه، خانه ی کوچک و محقر، رواق


دختر

فارسی
کاشین/kashin/

نام مکانی در شمال ایلام


دختر

فارسی
کافور

معرب از سنسکریت، از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای تورانی شهر بیداد


پسر

سانسکریت
کافی الدین

لایق و کارآمد در دین


پسر

عربی
کال

نام همسرشرمیون


پسر

پارتی
کالو/kalo/

از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
کالی/kali/

نگهبان، محافظت کننده


پسر

هندی
کالین/kalin/

دختری جوان با مو و روی روشن


دختر

کردی
کام بین/kāmbin/

نیک بخت، سعادتمند، توانگر، کامیاب، خوشدل و بهره مند


پسر

فارسی
کامبد/kāmbod/

نگهبان کام، میل، آرزو و مقصد و مراد، ( کام، بد /، bod/ ( پسوند محافظ یا مسئول ) )، روی هم به معنی ن ...


پسر

فارسی
کامبوزیا/kāmbuziyā/

گویش امروزی کبوجیه، نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی، کمبوجیه


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
کامجو/kamjo/

آن که به دنبال عیش و خوشی است


پسر

فارسی
کامداد/kamdad/

نام وزیر و مشاور آبتین


پسر

فارسی
کامدخت/kām dokht/

دختری که معشوق است و مورد آرزوست، ( کام = آرزو، معشوق، دخت = دختر )، ویژگی دختری که معشوق است و مور ...


دختر

فارسی
کامراز/kamraz/

راز موفقیت یا فرد موفق


پسر

فارسی
کامرو/kāmro/

ویژگی آن که به خواست و اراده خود حرکت می کند، ( کام = خواست، اراده، قصد، رو )، به کام رونده، ( به م ...


پسر

فارسی
کامروا/kāmravā/

آن که به آرزو و خواستش رسیده است، موفق، آن که خواسته و آرزویش رسیده است


پسر

فارسی
کامشا/kamsha/

شاه آرزومند


پسر

فارسی
کامشاد/kam shad/

آرزوی شاد، مرکب از کام ( خواسته، آرزو ) + شاد


پسر

کردی، فارسی
کامگار

کامکار


پسر

فارسی
کاملین/kamelin/

نام یک گیاه، گیاهی با گلهای زرد و کوچک


دختر

لاتین
کامناز/kām nāz/

مطلوب و دلپذیر، ( کام = آنچه خواسته ی دل است، آرزو، ناز = زیبا و قشنگ )، خواسته ی زیبا و قشنگ، آرزو ...


دختر

فارسی
کامنوش/kām nuš/

کامروا، خوشبخت، کامیاب، کام + نوش، آرزو و خواسته شیرین


پسر، دختر

فارسی



انتخاب نوع اسم

انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها