اسم - صفحه 82

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

مانگ/manag/

مانک، ماه


دختر

کردی
مانل/manel/

بمان برایم


دختر

مازندرانی
مانلیا/manelia/

پری دریایی


دختر

مازندرانی
مانه

نام روستایی در نزدیکی بجنورد


دختر

فارسی
مانوئل/Manuel/

خدا با ماست


پسر

عبری
مانوش/manush/

نام کوهی، نام چندتن از نیاکان منوچهر پادشاه پیشدادی


پسر

کردی

تاریخی و کهن
مانوشا/manusha/

نام یک کوه، نام یکی از کوههای سلسله جبال البرز که منوچهر پادشاه پیشدادی در آن بدنیا آمد


دختر

کردی
مانوک/manuk/

نوزاد


پسر

فارسی، ارمنی
مانک/manak/

مانگ، ماه


دختر

کردی
مانیار/manyar/

یار ماندگار


پسر

فارسی
مانیان/maniyan/

بی نظیر و بی همتا، دهی از دهستان جلگا در بخش کوهک شهرستان فیروزآباد، همچنین بی نظیر و بی همتا


دختر

فارسی
مانیتا/manita/

مانند زندگی ماندگار


دختر

فارسی
مانیدا/manida/

مانند مادر جاودان


دختر

لری
مانیسا/manisa/

دانشمند و دانا


دختر

فارسی
مانیشا/manisha/

هوش


دختر

سانسکریت
مانیوک/maniyuk/

نام نوعی گیاه، نام گیاهی با ریشه های ضخیم و دارای نشاسته بسیار


دختر

فرانسوی

طبیعت
مانیکا/manika/

ماه خوب و زیبا


دختر

فارسی

کهکشانی
ماه آذر/m.-āzar/

ترکیب دو اسم ماه و آذر ( زیبا و آتش )، آذر ماه، آذر مه، مرکب از ماه + آذر ( آتش )، از شخصیتهای شاهن ...


دختر، پسر

فارسی، پهلوی، اوستایی

طبیعت، کهکشانی
ماه آفرید/m.-āfarid/

آفریده ی ماه، ( در شاهنامه ) نام دختر تور، نام دختر بزرگ برزین و نام همسر ایرج و مادر بزرگ منوچهر پ ...


دختر

فارسی

تاریخی و کهن، طبیعت، کهکشانی
ماه بانو/mahbanu/

بانوی ماه، زنی که چون ماه می درخشد


دختر

فارسی
ماه بخت/m.-bakht/

( به مجاز ) کامیاب و خوشبخت، سفیدبخت


دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
ماه برزین

دارای شکوهی چون ماه


پسر

فارسی
ماه بنداد

نام یکی از بزرگان زمان انوشیروان پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
ماه به

بهتر از ماه


دختر

فارسی
ماه بی بی

ماه ( فارسی ) + بی بی ( ترکی ) بانویی که چون ماه زیبا و نورانی است


دختر

فارسی، ترکی
ماه پاره/mahpare/

دارای زیبایی ای چون زیبا یی ماه


دختر

فارسی
ماه پرن

زیبا و لطیف چون ماه و پرند


دختر

فارسی
ماه ثمین/mah-samin/

ترکیب دو اسم ماه و ثمین ( دختر زیباروی و با ارزش )


دختر

فارسی، عربی
ماه جبین

ماه ( فارسی ) + جبین ( عربی )، مه جبین


دختر

فارسی، عربی
ماه چهر/m.-čehr/

آنکه چهره ٔ او مانند ماه تابان باشد، ماه چهره، ماهرو، زیبارو، صاحب چهره ٔ تابان و درخشان همچون ماه، ...


دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
ماه چهره/m.-čehre/

ترکیب دو اسم ماه و چهره ( زیبا و صورت )، ماه چهر، آن که چهره اش چون ماه تابان و درخشان است، زیبارو


دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
فرتیام/far-tiyam/

فر و شکوه و جلال و شادی چشمانم


دختر

لری
فرجهان/far-jahan/

شکوه دنیا


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
فرجو/farju/

جوینده شکوه و رفعت، جوینده ی شأن و شوکت


پسر

فارسی
فرجود/farjud/

معجزه، اعجاز


پسر

فارسی
فرچهر/far čehr/

زیبارو، ( فَر، چهر = چهره )، دارای چهره ی با شأن و شکوه، دارای حسن و زیبایی


دختر

فارسی
فرح بانو

فرح ( عربی ) + بانو ( فارسی ) بانوی شادمان


دختر

عربی، فارسی
فرح بخش/f.-bakhš/

شادی بخش، فرح انگیز، فرح ( عربی ) + بخش ( فارسی ) شادی بخش


دختر

فارسی، عربی
فرح سا/f.-sā/

کامروا و خوشبخت، ( فرح، سا ( پسوند شباهت ) )، مثل فرح و شادمانی و سرور


دختر

فارسی، عربی
فرح سیما/f.-simā/

ترکیب دو اسم فرح و سیما ( شادمانی و چهره )، ( فرح، سیما )، آن که چهره اش شاداب است، ( به مجاز ) شاد ...


دختر

عربی
فرح نسا/f.-nesā/

ترکیب دو اسم فرح و نسا ( خوشحالی و زنان )، ( فرح، نسا )، زنی که موجب شادی و شادمانی باشد، شادی آور، ...


دختر

عربی
فرحت/farhat/

شادی، شادمانی


دختر، پسر

عربی
فرحتاج/farah-taj/

تاج شادی، فرح ( عربی ) + تاج ( فارسی ) مرکب از فرح ( شادمانی ) + تاج


دختر

فارسی، عربی
فرخ بانو

بانوی بزرگوار و فرخنده


دختر

فارسی
فرخ بخت/f.-bakht/

نیک بخت، خوشبخت


دختر

فارسی
فرخ بخش

بخشنده بزرگوار، نام یکی از بهدینان یزد که در سال هشتادو هشت یزگردی می زیسته


دختر

فارسی
فرخ بد

فرخنده وخجسته


پسر

فارسی
فرخ به

مرکب از فرخ ( مبارک ) + به ( بهترین )، نام پسر ماه خدای پسر فیروز پسر گردآفرین


پسر

فارسی
فرخ پی/f.-pey/

نیک بخت و کامروا، ( در قدیم ) ( به مجاز ) خوش قدم و خوش یمن


پسر

فارسی
فرخ تاج

فرخ ( فارسی ) + تاج ( فارسی ) مرکب از فرخ ( مبارک ) + تاج


دختر

فارسی
فرخ تاش

فرخ ( فارسی ) + تاج ( فارسی ) مرکب از فرخ ( مبارک ) + تاش ( پسوند همراهی )


پسر

فارسی
فرخ چهر/f.-čehr/

دارای چهره فرخنده و مبارک، ( فرخ، چهر = چهره )، زیبا روی، زیبا صورت، فرخ دیم


دختر

فارسی
فرخ داد/f.-dād/

خوش قدم، قدم خیر، زاده ی مبارک و خجسته، مرکب از فرخ ( مبارک ) + داد ( عدالت )


پسر

فارسی
فرخ رو/f.-ru/

فرخ چهر، ( = فرخ چهر )


دختر

فارسی
فرخ روز/f.-ruz/

خوشبخت و سعادتمند، آن که دارای روزگار خجسته و مبارک است، ( در قدیم ) ( در موسیقی ایرانی ) نام لحنی ...


پسر، دختر

فارسی

تاریخی و کهن، هنری
فرخ زند

مرکب از فرخ ( مبارک ) + زند، نام پسر علیمردان خان زند


پسر

فارسی
فرخ شاد

مرکب از فرخ ( مبارک ) + شاد، نام یکی از درباریان در زمان ساسانیان


پسر

فارسی
فرخ ماه

ماه خجسته و مبارک


دختر

فارسی
فرخ مهر/f.-mehr/

خجسته و مبارک، خورشید ( روی )، ( به مجاز ) زیبا، خوشبخت و کامیاب


دختر

فارسی
فرخ یار

دارای یار مبارک و خجسته یا یار فرخنده و مبارک


پسر

فارسی
فرخ یسار

فرخ ( فارسی ) + یسار ( عربی ) دارای مال و ثروت خجسته و مبارک


پسر

فارسی، عربی
فرخان/farkhan/

نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی، نام پسر اردوان آخرین پادشاه اشکانی، موبدی در شاهنامه


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
فرخزات

صورت دیگری از فرخزاد، نام پدر آذرفرنبغ مؤلف دینکرت


پسر

اوستایی، پهلوی
فرخنده پی

فرخ پی


پسر

فارسی
فرخنده چهر/f.-čehr/

نیک بخت و کامروا، ( فرخنده، چهر = چهره )، آن که دارای چهره ای خوب و خوشایند است، آن که دیدارش مبارک ...


دختر

فارسی
فرداد منش

نام یکی از سرداران هخامنشی


پسر

فارسی
فردان/fardan/

یکتا، یگانه


پسر

عربی
فردید/fardid/

بلند نظر، زیبانگر، [ ( فر = شکوه و جلال، دید = ( به مجاز ) نگرش، نظر ) ] ( به مجاز ) بلند نظر، بزرگ ...


پسر

فارسی
فردیس چهر/f.-čehr/

بهشتی رو، ( فردیس، چهر = چهره )، آن که چهره اش بهشتی است


دختر

فارسی
فردیس مهر/f.-mehr/

زیبارو، خورشیدِ بهشتی، آفتابی از بهشت


دختر

فارسی
فرزان دخت/f.-dokht/

دختر فرزانه و دانا، ( فروزان، دخت = دختر )، دختر فرزانه و خردمند، دختر عاقل و حکیم


دختر

فارسی
فرزان مهر/f.-mehr/

آفتاب فرزانگی و عاقلی، خورشید دانش و خردمندی


پسر

فارسی
فرزانفر/farzānfar/

فر و شکوه خردمندی و عاقلی، شکوه و عظمت دانش و دانایی


پسر

فارسی
فرزدق/farzdaq/

ریزه ی نان، پاره های خمیر، گرده ی نان که در تنور افتد، ( اَعلام ) لقب ابوفراس همام ابن غالب ابن صعص ...


پسر

عربی
فرزن/farzan/

نام روستایی در نزدیکی هرات


پسر

فارسی
فرزنه/farzane/

نام روستایی در نزدیکی مشهد


پسر

فارسی
فرزیان

نام روستایی در نزدیکی بروجرد


پسر

فارسی
فرس من/farasman/

نام پادشاه گرجستان در زمان اردوان سوم پادشاه اشکانی


پسر

فارسی
فرسا/farsā/

نام یک گیاه، ( در گیاهی ) ( = دار فلفل، فلفل سبز ) گیاهی بوته ای از خانواده ی فلفل که ریشه و میوه ی ...


دختر

فارسی
فرسار/farsār/

قوت عدل و نیروی داد، [از برخاسته های دساتیر ـ برهان چ، معین]


پسر

فارسی
فرسام/far sam/

دارای شکوه و عظمتی چون سام


پسر

فارسی
فرسان/forsān/

صاحب اسب، ( جمع فارس )، سوارکار


پسر

فارسی
ماه خاتون

بانویی که چون ماه زیباست


دختر

فارسی
ماه خانم

ماه ( فارسی ) + خانم ( ترکی ) بانویی که چون ماه زیباست


دختر

فارسی، ترکی
ماه خدای

نام فرشته ای


دختر

فارسی
ماه داد/mahdad/

داده ماه، نام شخصی که اردشیر پادشاه ساسانی او را به مقام موبدان موبدی برگزید


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
ماه رو ی/m.-ruy/

ماهرو، ماهرخ، ماه چهر، زیبارو، ( = ماه چهر )


دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
ماه زیور

زیور و زینت ماه


دختر

فارسی
ماه سا/m.-sā/

چون ماه، به سان ماه، ( به مجاز ) زیبارو، ( ماه، سا ( پسوند شباهت ) )


دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
ماه ستی/m.-satti/

ترکیب دو اسم ماه و ستی ( زیبا و بانو )، ( ماه، ستّی ( مخفف سیدتی ) ) ماه خانم، ماه بانو


دختر

فارسی، عربی

طبیعت، کهکشانی
ماه سمن/mah saman/

ماه لطیف


دختر

فارسی
ماه شاد/m.-šād/

ترکیب دو اسم ماه و شاد ( زیبا و خوشحال )، ( به مجاز ) خوش سیمای شادمان، خوش سیمای خوشحال، مرکب ازما ...


پسر، دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
ماه شید/m.-šid/

ماه و روشنایی ماه، ( مجاز ) زیبارو، به معنی ماه و روشنایی ماه است چنانکه خورشید، یعنی روشنایی خور، ...


دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
ماه فرزین

نام پدر به آفرید


پسر

فارسی
ماه فروز/m.-foruz/

ترکیب دو اسم ماه و فروز ( زیبا و تابش )، افروزنده ی ماه، روشن کننده ی ماه، ( به مجاز ) زیبارو


دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
ماه فروغ/m.-foruq/

ترکیب دو اسم ماه و فروغ ( زیبا و روشنی )، فروغ و روشنایی ماه، ( به مجاز ) زیبارو


دختر

فارسی، عربی

طبیعت، کهکشانی
ماه گشسپ

نام پسر بهرام گور پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
ماه لقا

ماه ( فارسی ) + لقا ( عربی )، مه لقا مه لقا


دختر

فارسی، عربی
ماه مهر

مرکب از ماه + مهر ( محبت یا خورشید )، نام پدر ماهیار در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
ماه نیلا/m.-nilā/

ترکیب دو اسم ماه و نیلا ( زیبا و آبی دریا )، ( فارسی ـ سنسکریت ـ فارسی )، ماه کبود رنگ، ماه آسمان ک ...


دختر

فارسی، سانسکریت

طبیعت، کهکشانی



انتخاب نوع اسم

انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها