اسم - صفحه 75

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

شیروار/šir vār/

مثل شیر، چون شیر، ( شیر، وار ( پسوند شباهت ) )، آنکه مانند شیر شجاع و دلیر باشد


پسر

فارسی
شیروی/širuy/

شیرویه، شجاع و دلیر، ( = شیرویه )


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شیرین بانو

بانوی زیبا و دلنشین


دختر

فارسی
شیرین جهان

مرکب از شیرین ( مطبوع، دلنشین ) + جهان، نام دختر فتحعلی شاه قاجار


دختر

فارسی
شیرین زاد/š.-zād/

ویژگی آن که عزیز و گرامی است، ( به مجاز ) ویژگی آن که عزیز و گرامی است و تولدش دلپذیرش و دلنشین است


دختر

فارسی
شیرین گل

گل زیبا


دختر

فارسی
شیلانه/šilāne/

منسوب به شیلان، سور، غذا، ( شیلان، ه ( پسوند نسبت ) )


دختر

کردی
شیمازهرا/shima-zahra/

ترکیب دو اسم شیما و زهرا ( زن زیبای عرب و نیکو )


دختر

عربی
شیمه/šime/

طینت، سرشت، ( در قدیم ) عادت و طبیعت، خوی، خصلت


دختر

عربی
شیناب/shinab/

سعی و کوشش جد وجهد، شینا، شناوری


دختر

فارسی
شیناز/shinaz/

لطیف و نازنین، شناز، مرکب از شی ( شبنم ) + ناز


دختر

فارسی
شیوادخت/š.-dokht/

دختری که با فصاحت و شیوایی سخن می گوید، ( شیوا، دخت = دختر )، ویژگی دختری که با فصاحت و شیوایی سخن ...


دختر

فارسی
صائم/saem/

روزه گیر، روزه دار


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صائن/saen/

محافظ، نگاه دارنده


پسر

عربی
صائن الدین

آن که حافظ و نگهدارنده دین است


پسر

عربی
صاباح/sabah/

ترکی از عربی صبح


دختر

ترکی
صاباح گل

صاباح ( ترکی ) + گل ( فارسی ) مرکب از صاباح ( صبح ) + گل


دختر

ترکی، فارسی
صادقه/sadeghe/

مونث صادق راستگو و درستکار


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
صاعد/sāeed/

بالارونده، صعودکننده، ( در نجوم ) ویژگیِ ستاره ای که نسبت به زمین از سمت شمال بر می آید، ( اَعلام ) ...


پسر

عربی
صایب/sayeb/

راست و درست، صائب، رسا، رساننده


پسر

عربی
صاین/sāyen/

نگه دارنده، محافظ، ( به مجاز ) حفظ کننده ی خویشتن از گناه، پرهیزکار، صائن، نگاه دارنده


پسر

عربی
صباحت/sabahat/

زیبایی، جمال


دختر

عربی
صبار/sabar/

بسیار صبر کننده، صبور، از نامهای خداوند


دختر، پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صبح آسا

صبح ( عربی ) + آسا ( فارسی ) مانند صبح سپید و روشن


دختر

فارسی، عربی
صبح جبین

سپید چهره، سپیدپیشانی


دختر

عربی
صبح چهر

صبح چهره، صبح ( عربی ) + چهره ( فارسی ) آن که چهره ای سپید چون صبح دارد


دختر

عربی، فارسی
صبح چهره

صبح ( عربی ) + چهره ( فارسی ) آن که چهره ای سپید چون صبح دارد


دختر

عربی، فارسی
صبحان/sabhan/

مرد زیبا، مرد صبوحی کننده


پسر

عربی
صبرناز/sabr-naz/

مرکب از صبر بردباری، ناز زیبا، صبر ( عربی ) + ناز ( فارسی ) مرکب از صبر بردباری + ناز زیبا


دختر

فارسی، عربی
صبرین/sabrin/

صبور و شکیبا، ( صبر، ین ( پسوند نسبت ) )، منسوب به صبر


دختر

فارسی، عربی
صبرینا/sabrinā/

صبور و شکیبا، [صبر، ین ( پسوند نسبت )، الف اسم ساز]، منسوب به صبر


دختر

فارسی، عربی
صبرینه/sabrine/

صبور و شکیبا، ( صبر، اینه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به صبر، ( عربی ـ فارسی ) ( صبر + اینه ( پسوند نسب ...


دختر

فارسی، عربی
صبیر/sobeyr/

شکیبا


پسر

عربی
صحاح/sahāh/

تندرستی


دختر

عربی
صحتیار/se(a)hat yār/

دارای تندرستی و سلامتی، ( صحت، یار ( پسوند دارندگی ) )، تندرست و سلامت، درست بودن و درستی


پسر

فارسی، عربی
صحو/sahv/

حالت هوشیاری سالک پس از بی خودی


دختر

عربی
صدا

انعکاس صوت، پژواک


دختر

عربی
فخرالسادات/fakhrossadat/

سبب سربلندی سیدها


دختر

عربی
فخرالملوک/fakhr-ol-moluk/

مایه سربلندی و افتخار پادشاهان


دختر

عربی
فخرالملک

مایه سربلندی و افتخار سرزمین


پسر

عربی
فخرالنسا/fakhr-on-nesa/

سبب سربلندی زنان


دختر

عربی
فخرایران

فخر ( عربی ) + ایران ( فارسی ) مایه سربلندی ایران


دختر

عربی، فارسی
فخرگل/fakhrgol/

مایه نازش گل، فخر ( عربی ) + گل ( فارسی ) مایه نازش گل


دختر

فارسی، عربی

گل
فخیمه/faxime/

مؤنث فخیم، بزرگ، محترم، صفت برای دولت های خارجی که با ایران روابط دوستانه داشتند، ( در دوره ی قاجار


دختر

عربی
فداک

نام روستایی در حجاز


پسر

عربی
فدیا/fadya/

هدیه ای از طرف خداوند


دختر

فارسی
فر/far/

شأن و شوکت و رفعت و شکوه


دختر

فارسی
فرا/farrā/

برخوردار از فرّ ایزدی، [فرّ ( اوستایی ) = فروغ یا موهبت ایزدی، ا ( پسوند نسبت ) ]، منسوب به فرّ، که ...


دختر

فارسی
فرآئین/far ā’in/

باعث عظمت دین، ( فر = شکوه و جلال، آئین )، موجب شکوه و جلالِ دین و آیین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
فرابرز/farāborz/

نام پهلوانی ایرانی از سپه داران و رایزنان دارا، [به تعبیر دهخدا شاید فرابرز تصحیف فرامرز باشد]، ( ب ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
فرابین/farābin/

بلند نظر و عاقبت اندیش، [فرا ( جزء پیشین ) = دورتر یا بالاتر، بین ( جزء پسین ) = بیننده]، بالابین، ...


پسر

فارسی
فراته/forāte/

نوعی حلوا، حلوایی که از آب انگور و نشاسته و آرد گندم و مغز بادام و گردو درست کنند، باسلق، ( به ترکی ...


دختر

فارسی
فراتین/farātin/

سخن و گفتار آسمانی، [از برساخته ی فرقه ی آذر کیوان ( دساتیر ) ]


دختر

لاتین
فراچهر/farachehr/

دارای چهره و رویی برجسته و زیبا، مرکب از فرا ( بالاتر ) + چهر ( صورت )


دختر

فارسی
فراد/farād/

گشایش بخش، گره گشای، افزون کننده، گشایش دهنده


پسر

فارسی
فرادخت/fara dokht/

بخشنده، مرکب از فرا ( بالاتر ) + دخت ( بخشنده )


پسر

فارسی
فرادیس/faradis/

جمع فردوس، بهشت ها


دختر

عربی
فرادین/farādin/

دیندار، متدین، ( فرا = سویِ، جانبِ، به سوی، دین ) ( به مجاز ) دیندار


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
فرآذر/far-azar/

شکوه آتش


دختر

فارسی
فراراد/fara rad/

بالاترین بخشنده، مرکب از فرا ( بالاتر ) + راد ( بخشنده )


پسر

فارسی
فرارس/fararos/

بالندگی


پسر

فارسی
فرارنگ/fara-rang/

فرانک، پروانه، از شخصیتهای شاهنامه، نام مادر فریدون پادشاه پیشدادی و همسر آبتین


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
فرازان/farāzān/

افرازنده، بالابرنده، ( فراز + ان ( پسوند نسبت ) )، منسوب به فراز، فراز، مرکب از فراز ( جای بلند ) + ...


پسر

فارسی
فرازمان/farāzmān/

دارای اندیشه بلند، دارای افکار متعالی، ( فراز، مان/من = اندیشه )، دارای اندیشه ی بلند، ( فراز + مان ...


پسر

فارسی
فرازمهر/farāz mehr/

شخص مهربان، با محبت، خوب و خوشحال، ( فراز = خوبی و خوشیِ حال و وضع، مهر = محبت، دوستی و مهربانی )، ...


پسر

فارسی
فرازنده/farāzande/

بالابرنده و افرازنده، ( صفت فاعلی از فراختن )، ( در قدیم ) افرازنده، بر پادارنده


پسر، دختر

فارسی
فرازین/farāzin/

بالایی، فرازی، اعلی


پسر

فارسی
فراست/fe (a) rāsat/

زیرکی، هوشیاری، درک و فهم، ( در تصوف ) هوشیاری و دریافت امور پنهانی از روی ظواهر امور، یا اشراف بر ...


پسر

عربی
فراسیاک/farasiyak/

افراسیاب


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
فرام/faram/

تندرو، معرب از عبری


پسر

عبری
صفرعلی/safar-ali/

ترکیب دو اسم صفر و علی ( ماه دوم قمری و بلند قدر )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صفوان/safvān/

روشنی، بی آلایشی، صفا، ( اَعلام ) نام برخی از صحابه و محدثان


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صفیعلی/safi-ali/

برگزیده علی ( ع )


پسر

عربی
صلا/salā/

نماز، ( در قدیم ) دعوت کردن از کسی یا کسانی برای انجام کاری یا برای غذا خوردن


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
صلات/salat/

دعای بنده به سوی خداوند، نماز


پسر

عربی
صمدالله

خداوند بی نیاز


پسر

عربی
صنم بر/sanambar/

خوش اندام، دلدار، صنم ( عربی ) + بر ( فارسی ) مرکب از صنم ( بت ) + ( آغوش )


دختر، پسر

فارسی، عربی
صنم دخت/sanam-dokht/

دختر زیبارو و دلبر، صنم ( عربی ) + دخت ( فارسی ) دختر زیبارو و دلبر


دختر

فارسی، عربی
صنم رو/sanam ro/

آن که دارای صورت زیبا و دلبرانه است، صنم ( عربی ) + دخت ( فارسی ) آن که دارای صورت زیبا و دلبرانه ا ...


دختر

فارسی، عربی
صنم گل/sanam gol/

مرکب از صنم ( بت )، گل، صنم ( عربی ) گل ( فارسی ) مرکب از صنم ( بت ) + گل


دختر

فارسی، عربی

گل
صنم ناز/sanam naz/

دلبر زیبا و عشوه گر، صنم ( عربی ) + ناز ( فارسی ) دلبر زیبا و عشوه گر


دختر

فارسی، عربی
صنیع/sanie/

ساخته شده، پرورش داده شده، جامه ی پاکیزه


پسر

عربی
صنیعا/sanieā/

منسوب به صنیع، ساخته شده، ( صنیع = ساخته شده، پرورش داده شده، جامه ی پاکیزه، احسان و نیکی، الف ( پس ...


دختر

فارسی، عربی
صولتعلی/sowlat-ali/

ترکیب دو اسم صولت و علی ( ابهت و بلندر قدر )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صوما/soma/

روزه


دختر

عربی
صیاد/sayyad/

شکارچی


پسر

عربی
صیانه/siyane/

دختر با تقوا و پرهیزکار


دختر

عربی
ضحاک/zahak/

در عربی بسیار خنده کننده، از شخصیتهای ستمگر شاهنامه، ایرانیان از گذاشتن این نام روی پسران پرهیز می ...


پسر

عربی

تاریخی و کهن
ضحی/zoha/

زمانی از صبح که تازه آفتاب در آمده است، صبح، چاشتگاه زمانی از صبح که تازه آفتاب در آمده است


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
ضربان/zarban/

تپش، جنبش سخت شریان


دختر

فارسی
ضرغامه/zarghame/

مؤنث ضرغام، شیر درنده، پهلوان، دلاور


دختر

عربی
ضیافت/ziyafat/

مهمانی


پسر

عربی
طائر/taer/

پرنده


پسر

عربی

پرنده، مذهبی و قرآنی
طائف/tā’ef/

طواف کننده، ( اَعلام ) شهر تابستانی عربستان سعودی در غرب آن کشور


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
طارف/tāref/

مال نو، مال تازه، مال تازه در مقابلِ تالد


پسر

عربی
طالع/tale/

طلوع کننده، بخت و اقبال


پسر

عربی
طالوت/talut/

معرب از عبری نام سرداری از بنی اسرائیل


پسر

عبری

تاریخی و کهن
طاها رضا/t.-rezā/

ترکیب دو اسم طاها و رضا ( نام پیامبر اسلام و خشنود )، از نام های مرکب، طاها ( طه ) و رضا


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
طاها مصطفی/t.-mostafā/

ترکیب دو اسم طاها و مصطفی ( نام پیامبر اسلام و برگزیده )، از نام های مرکب، طاها ( طه ) و مصطفی


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
طاهاسپنتا/taha-sepanta/

ترکیب دو اسم طاها و سپنتا ( نام پیامبر اسلام و مقدس )


پسر

عربی، اوستایی



انتخاب نوع اسم

انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها