اسم - صفحه 72
صبح چهره، صبح ( عربی ) + چهره ( فارسی ) آن که چهره ای سپید چون صبح دارد
دختر
عربی، فارسی صبح چهره
صبح ( عربی ) + چهره ( فارسی ) آن که چهره ای سپید چون صبح دارد
دختر
عربی، فارسی صبحان
مرد زیبا، مرد صبوحی کننده
پسر
عربی صبرناز
مرکب از صبر بردباری، ناز زیبا، صبر ( عربی ) + ناز ( فارسی ) مرکب از صبر بردباری + ناز زیبا
دختر
فارسی، عربی صبرین
صبور و شکیبا، ( صبر، ین ( پسوند نسبت ) )، منسوب به صبر
دختر
فارسی، عربی صبرینا
صبور و شکیبا، [صبر، ین ( پسوند نسبت )، الف اسم ساز]، منسوب به صبر
دختر
فارسی، عربی صبرینه
صبور و شکیبا، ( صبر، اینه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به صبر، ( عربی ـ فارسی ) ( صبر + اینه ( پسوند نسب ...
دختر
فارسی، عربی صبیر
شکیبا
پسر
عربی صحاح
تندرستی
دختر
عربی صحتیار
دارای تندرستی و سلامتی، ( صحت، یار ( پسوند دارندگی ) )، تندرست و سلامت، درست بودن و درستی
پسر
فارسی، عربی صحو
حالت هوشیاری سالک پس از بی خودی
دختر
عربی صدا
انعکاس صوت، پژواک
دختر
عربی صدپر
گل سرخ
دختر
فارسی صدرالدین محمد
ترکیب دو اسم صدرالدین و محمد ( پیشوای دین و ستوده )، از نام های مرکب، م صدرالدین و محمّد، ( اَعلام ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی صدران
رؤسا و بزرگان، صدر ( عربی ) + ان ( فارسی ) رؤسا و بزرگان
پسر
فارسی، عربی صدوق
راستگو، صدیق، دوست، ( اَعلام ) نام شهرستانی در مرکز استان یزد
پسر
عربی صدیده
مهم
پسر
فارسی، آشوری صدیقا
نام آخرین تن از سلسله یهود
پسر
عبری صدیقه زهرا
ترکیب دو اسم صدیقه و زهرا ( بسیار راستگو و روشن تر )، از نام های مرکب، م صدیقه و زهرا
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی صراط
راه، طریق، ( به مجاز ) پل صراط
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی صریر
آواز، صدا، ( در قدیم ) صدایی که از قلم در وقت نوشتن ایجاد می شود، صدایی که از در هنگام باز و بسته ش ...
پسر
عربی صفار
رویگر، نام سلسله ای در ایران که سر سلسله آن یعقوب پسر لیث است
پسر
عربی صفاعلی
آن که خلوص و پاکی ای چون علی ( ع دارد، لقب ظهیرالدوله مؤسس
پسر
عربی صفاناز
آن که دارای یکرنگی و زیبایی است، صفا ( عربی ) + ناز ( فارسی ) آن که دارای یکرنگی و زیبایی است
دختر
فارسی، عربی صفر
نام ماه دوم از سال قمری، نام کوهی در نزدیکی مدینه
پسر
عربی صفرعلی
ترکیب دو اسم صفر و علی ( ماه دوم قمری و بلند قدر )
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی صفوان
روشنی، بی آلایشی، صفا، ( اَعلام ) نام برخی از صحابه و محدثان
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی صفیعلی
برگزیده علی ( ع )
پسر
عربی صلا
نماز، ( در قدیم ) دعوت کردن از کسی یا کسانی برای انجام کاری یا برای غذا خوردن
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی صلات
دعای بنده به سوی خداوند، نماز
پسر
عربی صمدالله
خداوند بی نیاز
پسر
عربی صنم بر
خوش اندام، دلدار، صنم ( عربی ) + بر ( فارسی ) مرکب از صنم ( بت ) + ( آغوش )
دختر، پسر
فارسی، عربی صنم دخت
دختر زیبارو و دلبر، صنم ( عربی ) + دخت ( فارسی ) دختر زیبارو و دلبر
دختر
فارسی، عربی صنم رو
آن که دارای صورت زیبا و دلبرانه است، صنم ( عربی ) + دخت ( فارسی ) آن که دارای صورت زیبا و دلبرانه ا ...
دختر
فارسی، عربی صنم گل
مرکب از صنم ( بت )، گل، صنم ( عربی ) گل ( فارسی ) مرکب از صنم ( بت ) + گل
دختر
فارسی، عربی
گل صنم ناز
دلبر زیبا و عشوه گر، صنم ( عربی ) + ناز ( فارسی ) دلبر زیبا و عشوه گر
دختر
فارسی، عربی صنیع
ساخته شده، پرورش داده شده، جامه ی پاکیزه
پسر
عربی صنیعا
منسوب به صنیع، ساخته شده، ( صنیع = ساخته شده، پرورش داده شده، جامه ی پاکیزه، احسان و نیکی، الف ( پس ...
دختر
فارسی، عربی صولتعلی
ترکیب دو اسم صولت و علی ( ابهت و بلندر قدر )
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی صوما
روزه
دختر
عربی صیاد
شکارچی
پسر
عربی صیانه
دختر با تقوا و پرهیزکار
دختر
عربی ضحاک
در عربی بسیار خنده کننده، از شخصیتهای ستمگر شاهنامه، ایرانیان از گذاشتن این نام روی پسران پرهیز می ...
پسر
عربی
تاریخی و کهن ضحی
زمانی از صبح که تازه آفتاب در آمده است، صبح، چاشتگاه زمانی از صبح که تازه آفتاب در آمده است
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی ضربان
تپش، جنبش سخت شریان
دختر
فارسی ضرغامه
مؤنث ضرغام، شیر درنده، پهلوان، دلاور
دختر
عربی ضیافت
مهمانی
پسر
عربی طائر
پرنده
پسر
عربی
پرنده، مذهبی و قرآنی طائف
طواف کننده، ( اَعلام ) شهر تابستانی عربستان سعودی در غرب آن کشور
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی طارف
مال نو، مال تازه، مال تازه در مقابلِ تالد
پسر
عربی طالع
طلوع کننده، بخت و اقبال
پسر
عربی طالوت
معرب از عبری نام سرداری از بنی اسرائیل
پسر
عبری
تاریخی و کهن طاها رضا
ترکیب دو اسم طاها و رضا ( نام پیامبر اسلام و خشنود )، از نام های مرکب، طاها ( طه ) و رضا
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی طاها مصطفی
ترکیب دو اسم طاها و مصطفی ( نام پیامبر اسلام و برگزیده )، از نام های مرکب، طاها ( طه ) و مصطفی
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی طاهاسپنتا
ترکیب دو اسم طاها و سپنتا ( نام پیامبر اسلام و مقدس )
پسر
عربی، اوستایی طاهاعماد
ترکیب دو اسم طاها و عماد ( نام پیامبر اسلام و تکیه گاه )
پسر
عربی طاهر محمد
ترکیب دو اسم طاهر و محمد ( پاکیزه و ستوده )، از نام های مرکب، طاهر و محمّد
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی طاوس
طاووس، معرب از یونانی، پرنده ای با پرهای رنگارنگ، نام یکی از صورتهای فلکی نیم کره جنوبی، نام همسر ف ...
دختر
یونانی طایر، طائر
پروازکننده، از شخصیتهای شاهنامه، نام شاه غسانیان در زمان حکومت ساسانیان
پسر
عربی طباطبا
نام چندتن از افراد تاریخی
پسر
عربی طبیعت
سرشت و ذات
دختر
فارسی
طبیعت طرب
شادی، نشاط، شادمانی، خوشی
پسر
عربی طرب آرا
طرب ( عربی ) + آرا ( فارسی )، آراینده انجمن سرور و خوشحالی، گرم کننده مجلس بزم
دختر
عربی، فارسی طرب انگیز
طرب ( عربی ) + انگیز ( فارسی )، مسرت بش، شادی آور، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی
دختر
عربی، فارسی طرحان
گنج و ثروت، نام بخش کوهدشت در شهرستان خرم آباد
پسر
فارسی طرخان
از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار چینی در سپاه افراسیاب تورانی
پسر
ترکی طرفان
دو طرف چیزی، ( در ادبیات ) یکی از القاب بیست و دوگانه ی زحاف اشعار عرب که در اشعار فارسی مستعمل است ...
پسر
عربی طرفه
شگفت آور، جالب، عجیب
دختر
فارسی طرلان
ترلان، زیبا
دختر
ترکی طره
موی پیشانی، زلف
دختر
عربی طره خاتون
طره ( عربی ) + خاتون ( فارسی ) مرکب از طره ( زلف ) + خاتون ( بانو )، کنایه از بانوییست که دارای موه ...
دختر
عربی، فارسی طرهان
طرحان
پسر
فارسی طغاترکان
نام دختر الغ بیک گورکان
دختر
ترکی طغاتیمور
نام نبیره جوجی قسار برادر چنگیزخان مغول
پسر
ترکی طغان
شاهین، نام یکی از پادشاهان ترک
پسر
ترکی
پرنده طغرل
پرنده شکاری از خانواده باز
پسر
ترکی
پرنده طلاسان
مانند زر، طلا ( عربی ) + سان ( فارسی ) مانند زر
دختر
فارسی، عربی طلاگون
مانند طلا، مانند زر، طلا ( عربی ) + گون ( فارسی ) مانند طلا
دختر
فارسی، عربی طلاناز
زیبا چون طلا، طلا ( عربی ) + ناز ( فارسی ) زیبا چون طلا
دختر
فارسی، عربی طلب علی
خواسته شده از ( علی )
پسر
عربی طمغاج
از پادشاهان ترک ماوراءالنهر مهروف به افراسیاب
پسر
ترکی طهماسپ
دارنده اسب نیرومند، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه پیشدادی ایران، پدر
پسر
فارسی
تاریخی و کهن طهمان
نام یکی از نزدیکان پیامبر اسلام ( ص )، ( اَعلام ) نام یکی از نزدیکان پیامبر اسلام ( ص ) که ابن حیان ...
پسر
عربی طهور
آنچه آلودگی را پاک کند، پاک کننده
پسر
عربی طهورافاطمه
ترکیب دو اسم طهورا و فاطمه ( دختر پاک و رانده شده از آتش )، از نام های مرکب، طهورا و فاطمه
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی طورگ
از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی، نام دلاوری تورانی از فرماندهان ...
پسر
فارسی
تاریخی و کهن طوس
از شخصیتهای شاهنامه، نام شاهزاده و پهلوان ایرانی، نام شاهزاده و پهلوان ایرانی ملقب به زرینه کفش، فر ...
پسر
عربی، فارسی
تاریخی و کهن طوش
از شخصیتهای شاهنامه، بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه، نام یکی از چهار پسر اسفندیار، فرزند گشتاسپ پا ...
پسر
فارسی طوطی
نام نوعی پرنده، پرنده ای که بیشتر در نواحی استوایی و جنگلها زندگی می کند
دختر
فارسی
پرنده طوطیا
معرب از هندی، توتیا
دختر
هندی طوطیانوش
مرکب از طوطیا ( توتیا )، نوش ( عسل )، نام دیگر اسکندر مقدونی، طوطیا ( معرب ) + نوش ( فارسی )، مرکب ...
پسر
فارسی، هندی
تاریخی و کهن طیبه زهرا
ترکیب دو اسم طیبه و زهرا ( پاک و روشن تر )، از نام های مرکب، طیبه و زهرا
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی طیفور
نوعی پرنده کوچک، نام بایزید بسطامی عارف نامدار
پسر
عربی طیلا
شرابی که از جوشاندن فشرده انگور، مویز، یا خرما به دست می آید، می پخته شده
دختر
فارسی طینوش
از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر قیدافه پادشاه اندولس و داماد فور هندی در زمان اسکندر مقدونی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن طیهوج
معرب از فارسی، تیهو
پسر
فارسی ظافر
پیروز، ظفریابنده، پیروزی یابنده
پسر
عربی ظفرداد
ظفر ( عربی ) + داد ( فارسی ) نتیجه و حاصل
پسر
عربی، فارسی ظفردخت
مرکب از ظفر ( پیروز )، دخت ( دختر )، ظفر ( عربی ) + دخت ( فارسی ) مرکب از ظفر ( پیروز ) + دخت ( دخت ...
دختر
فارسی، عربی ظهور
پدیدار شدن، آشکار شدن
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی