اسم - صفحه 71

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

سمنوی/samanoy/

خوشبو، معطر


دختر

فارسی
سموئیل/samoeil/

نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل، مسموع از خدا


پسر

عبری

مذهبی و قرآنی
سمک

ماهی، نام قهرمان داستان سمک عیار


پسر

عربی
سمکنان

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی در نبرد کیخسرو با افراسیاب


پسر

فارسی
سمیح/samih/

بخشنده، بلندنظر، کریم


پسر

عربی
سمیرامیس/semiramis/

ملکه آشور و بابل که گویند، ملکه افسانه ای آشور که به زیبایی و دانایی معروف است و باغهای معلق را همس ...


دختر

فارسی، آشوری
سمین/samin/

ارزشمند و عالی، چاق، فربه، ارزشمند و عالی معمولاً در مورد سخن و شعر گفته می شود


دختر

عربی
سمینه/samine/

مؤنث سمین، چاق، فربه


دختر

عربی
سناءالدین

آن که موجب روشنایی در دین است


پسر

عربی
سنار/sonār/

عروس، زنِ پسر که عروس شده باشد، ( در ترکی ) گلین


دختر

ترکی
سنان الدین

آن که به منزله نیزه دین است و دشمنان را نابود می کند


پسر

عربی
سنباد/sanbād/

سندباد، نام سرِدار مجوسِ ابو مسلم خراسانی، ( = سندباد )، [اگر سنباد ( = سِنباد ) تلفظ شود نام سرِدا ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شفروه

نام یکی از خاندانهای مشهور اصفهان


پسر

فارسی
شفقت/šafe(a)q(q)at/

مهربانی، عطوفت


دختر

عربی
شفیعا/šafieā/

منسوب به شفیع، شفاعت گر، ( شفیع، ا ( پسوند نسبت ) )، م شفیع، ( اَعلام ) نام نوعی خط فارسی ( شکسته ن ...


پسر

فارسی، عربی
رخشیده/roxšide/

رخشیدان، رخشید، آن که چهره اش مثل خورشید است، آفتاب روی، ( به مجاز ) زیبارو، ( = رخشیدان )


دختر

فارسی
رخگل/rokhgol/

آن که چهره ای زیبا چون گل دارد


دختر

فارسی
رخنا/rakhna/

زیبارو


دختر

فارسی
رخنار/rokhnar/

زیبارو


دختر

فارسی
رخناز/rokh naz/

دختر زیبا


دختر

فارسی
رخند/rokhand/

دختر خنده رو و خوش رو


دختر

فارسی
رخک

مرکب از رخ ( چهره، صورت ) + ک ( نشانه تحبیب )


دختر

فارسی
ردا/rada/

عقل یا خرد، به کسر ر، چادر، رو انداز، در اصطلاحات رزمی شمشیر یا کمان، همچنین عقل یا خرد


دختر

عربی
شهرگان

شهری، اهل شهر


پسر

فارسی
شهرگل/shahre-gol/

گل شهر


دختر

فارسی
شهرگیر/shahrgir/

فاتح شهر، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی و سالار اردشیر بابکان پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شهرنوش/šahr nuš/

زیبای شهر، مرکب از شهر+ نوش ( عسل ) یا نوش از مصدر نوشیدن ( نیوشیدن )


دختر، پسر

فارسی
شهروان

شهربان، نگهبان شهر


پسر

فارسی
شهرود

نهر و رودخانه بزرگ، نام سازی


پسر

فارسی
شهروین

شهنام، از نامهای باستانی


پسر

فارسی
شهرویه/shahroye/

نام دختر خسروپرویز پادشاه ساسانی


دختر

فارسی
شهرین

نام یکی از نجبای ایرانی در زمان ساسانیان


پسر

فارسی
شهریور

نام ماه ششم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آتش، نام روز چهارم از هر ماه شمسی در ایران قدیم


پسر

فارسی
شهسام/shahsam/

پادشاه آتش


پسر

فارسی
شهفور/shahfor/

شاهپور پسر شاه، شاهزاده، شه ( فارسی ) + فور ( معرب پور )


پسر

فارسی
شهمردان

نام پسر ابولخیر، اخترشناس و ریاضیدان ایرانی


پسر

فارسی
شهنا/shahna/

نوعی ساز معروف به سرنا، شاهنای


دختر

فارسی

هنری
شهنواز/shahnavaz/

مورد نوازش شاه قرار گرفته


دختر

فارسی
شهنیا/shahnia/

از خاندان شاه


دختر

کردی
شهیاد/shahyad/

یاد شاه، مرکب از شه ( شاد ) + یاد ( خاطره )


پسر

فارسی
شهیدا/šahidā/

شاهد، حاضر، کسی که در راه خدا کشته شود، ( شهید، الف اسم ساز )، ( در عرفان ) آن که در پرتو تجلیات مع ...


دختر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
شهیده/shahide/

کشته شده در راه خدا و دین، شاهد، گواه


دختر

عربی
شهیر/shahir/

معروف، نام آور، نامدار


پسر

عربی
شهیره/šahire/

بانوی مشهور، دختر نامدار، ( مؤنث شهیر )، مشهور، معروف ( زن )، نامدار و نام آور ( زن )


دختر

عربی
شوار/šavār/

حسن و جمال، خوبی، زینت آرایش، باد ملایم و نسیم، ( در کردی ) شب هنگام


دختر

کردی، فارسی
شوانه/showane/

گله بان، چوپان


دختر

کردی
شوخ شنگ

نام دختری در رمان تبریز مه آلود


دختر

فارسی
شوخان/shokhan/

دختر شاد


دختر

کردی
شوذب/shozab/

بالا بلند و نیکو خوی


پسر

عربی
شورآفرین/shor-afarin/

ایجاد کننده هیجان و شوق


دختر

فارسی
شورعلی

شور ( فارسی + علی ( عربی ) مرکب از شور ( هیجان ) + علی ( بلندمرتبه )


پسر

فارسی، عربی
شوریده/šuride/

عاشق و شیدا، آشفته، ( در قدیم ) پریشان حال، منقلب


دختر

فارسی
شوشا

نام قدیم شوش


دختر

فارسی
شوشان/shushan/

گل سوسن


دختر

ارمنی

گل
شوشیناک/shoshinak/

نام خدای شوش


پسر

فارسی
شوق انگیز

شوق ( عربی ) + انگیز ( فارسی ) آنچه سبب شوق می شود، اشتیاق آور


دختر

فارسی
شوق علی

مرکب از شوق ( هیجان ) + علی ( بلند مرتبه )


پسر

عربی
شوگار/shogar/

شب های پشت سر هم


پسر

لری
شونا/šunā/

رد، اثر، شون ( در گیاهی ) آقطی ( = شون )


دختر

کردی

طبیعت
شکال/shekal/

در گویش مازندران آهو


دختر

فارسی
شکر

ماده بلوری شیرین و سفیدرنگ، زیبارو، نام معشوقه اصفهانی خسروپرویز پادشاه ساسانی در منظومه خسرو و شیر ...


دختر

سانسکریت
شکربانو/shekar-banu/

بانوی شیرین و زیبا، ( به کسر شین ) شکر ( سنسکریت ) + بانو ( فارسی ) بانوی شیرین و زیبا


دختر

فارسی، سانسکریت، عربی
شکردخت/shekar-dokht/

دختر شیرین، ( به کسر شین ) شکر ( سنسکریت ) + دخت ( فارسی ) دختر شیرین


دختر

فارسی، سانسکریت
شکرعلی

( به ضم شین ) عربی مرکب از شکر ( سپاس ) + علی ( بلندمرتبه )


پسر

عربی
شکرناز/shekar naz/

دارای ناز و غمزه دلپذیر، ( به کسر شین ) شکر ( سنسکریت ) + ناز ( فارسی ) دارای ناز و غمزه دلپذیر


دختر

فارسی، سانسکریت
شکرین/shekarin/

هر چیز شیرین، ( به کسر شین ) شکر ( سنسکریت ) + ین ( فارسی ) هر چیز شیرین


دختر

فارسی، سانسکریت
شکفته/šekofte/

باز شده، شاداب، تازه، خندان، ( صفت فاعلی از شکفتن )، شکوفا ( غنچه )، شاد


دختر

فارسی

طبیعت
شکورا/šakurā/

منسوب به شکور، بسیار شکر کننده، ( شکور، ا ( پسوند یا اسم ساز ) )


دختر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
شکوفان/šo(e)kufān/

شکوفا، شکوفاندن، شکوفانیدن


دختر

فارسی

طبیعت
سولار/sulār/

آب ها، ( سو = آب، لار ( پسوند جمع در ترکی ) )


دختر

ترکی
سولاف/solaf/

آبشار، آبشارکوچک


دختر

کردی
سولدوز/soldoz/

ستاره آب، نام قدیمی سیّاره عطارد یا تیر


پسر

ترکی
سولین/sulin/

غنچه تازه شکفته


دختر

کردی

طبیعت
سولینا/sulina/

رسمی، مقدس، موقر، محترم، با احترام، با تشریفات


دختر

ترکی، فرانسوی
سومیا/somiya/

محبوب، دوست داشتنی


دختر

فارسی
سومیتا/somita/

لطف و محبت، مهربانی


دختر

فارسی
سومینا/sominā/

سومینا


دختر

عربی
سونار/sonar/

نخستین برف


پسر

ترکی
سوناز/sonaz/

ناز عشق


دختر

ترکی
سونالیکا/sonalika/

طلا


دختر

سانسکریت
صدپر/sadpar/

گل سرخ


دختر

فارسی
صدرالدین محمد/s.-mohammad/

ترکیب دو اسم صدرالدین و محمد ( پیشوای دین و ستوده )، از نام های مرکب، م صدرالدین و محمّد، ( اَعلام ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صدران/sadran/

رؤسا و بزرگان، صدر ( عربی ) + ان ( فارسی ) رؤسا و بزرگان


پسر

فارسی، عربی
صدوق/saduq/

راستگو، صدیق، دوست، ( اَعلام ) نام شهرستانی در مرکز استان یزد


پسر

عربی
صدیده/sadideh/

مهم


پسر

فارسی، آشوری
صدیقا/sedigha/

نام آخرین تن از سلسله یهود


پسر

عبری
صدیقه زهرا/s.-zahrā/

ترکیب دو اسم صدیقه و زهرا ( بسیار راستگو و روشن تر )، از نام های مرکب، م صدیقه و زهرا


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
صراط/serāt/

راه، طریق، ( به مجاز ) پل صراط


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صریر/sarir/

آواز، صدا، ( در قدیم ) صدایی که از قلم در وقت نوشتن ایجاد می شود، صدایی که از در هنگام باز و بسته ش ...


پسر

عربی
صفار

رویگر، نام سلسله ای در ایران که سر سلسله آن یعقوب پسر لیث است


پسر

عربی
صفاعلی

آن که خلوص و پاکی ای چون علی ( ع دارد، لقب ظهیرالدوله مؤسس


پسر

عربی
صفاناز/safa naz/

آن که دارای یکرنگی و زیبایی است، صفا ( عربی ) + ناز ( فارسی ) آن که دارای یکرنگی و زیبایی است


دختر

فارسی، عربی
صفر/safar/

نام ماه دوم از سال قمری، نام کوهی در نزدیکی مدینه


پسر

عربی
صفرعلی/safar-ali/

ترکیب دو اسم صفر و علی ( ماه دوم قمری و بلند قدر )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صفوان/safvān/

روشنی، بی آلایشی، صفا، ( اَعلام ) نام برخی از صحابه و محدثان


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صفیعلی/safi-ali/

برگزیده علی ( ع )


پسر

عربی
صلا/salā/

نماز، ( در قدیم ) دعوت کردن از کسی یا کسانی برای انجام کاری یا برای غذا خوردن


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
صلات/salat/

دعای بنده به سوی خداوند، نماز


پسر

عربی
صمدالله

خداوند بی نیاز


پسر

عربی
صنم بر/sanambar/

خوش اندام، دلدار، صنم ( عربی ) + بر ( فارسی ) مرکب از صنم ( بت ) + ( آغوش )


دختر، پسر

فارسی، عربی



انتخاب نوع اسم

انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها