پیشنهادهای سیده زهرا برقعی (١٠٦)
Salon
Mayday یک سیگنال خطر بین المللی رادیویی که توسط کشتی ها و هواپیماها استفاده می شود.
به عنوان مخفف برای labrador هم استفاده میشه که نوعی سگ بزرگ با موهای نسبتا کوتاه زرد یا سیاه است.
با دارو یا داروی بیهوشی کسی را بیهوش کردن.
چرخاندن
چرخاندن
فرو بردن
بیرون کشیدن I didn't want to drag him out of bed.
بعضا برای شستن دست و صورت بکار میرود.
قوز کردن
توضیح نویسی - عنوان بندی - پانویسی
Discrete
روبروی
تلفظ صحیح این عبارت receptionist هست.
بدین منظور، . . .
املای صحیح این کلمه به شکل entrepreneur است.
site: a place sight: sth to see ( sightseeing )
site: a place sight: sth to see ( sightseeing )
principle: truth principal: main
نادیده گرفته شده
means to enter a dangerous or difficult situation without much planning or regard for the outcome.
فدا شده
Comfort characters are those characters in your favorite TV show or movie that just, for some inexplicable reason, are so relaxing to watch.
مقام, جایگاه
in GitHub: A fork is a copy of a repository. Forking a repository allows you to freely experiment with changes without affecting the original project.
رایانش خوشه ای نوعی از سیستم های رایانش موازی و رایانش توزیع شده است که متشکل از مجموعه ای از کامپیوترهای مستقل می باشد که تمام این گره ها در ارتباط ...
realtor
pharma
شلختگی
آرایشی
predict continuous valued output
{ریاضیات} مخالف فاکتورگیری باز کردن پرانتز های عبارت ریاضی
maximum peak & minimum trough
maximum peak & minimum trough
کسر ساده نشدنی, کسر تحویل ناپذیر
چاپلوسی کردن
مزخرف
بامزه ( با طعنه )
فسیل شناسی
رشته تحصیلی
ذغال اخته
در گذشتن
جنبه های شخصیتی
برنامه قبل از شروع بازی فوتبال یا. . . مثل تحلیل بازی
خوش تیپ
رنگ بورگاندی
سیم دندان ( برای صاف شدن دندان ها )
آینده شغلی
پشت خطی
چیزی را با فشار آب شستن کشیدن سیفون
چرخاندن
Previously unknown person who sneaks in and takes the girl/guy who has recently become available and that you've wanted for years; typically about te ...
موافق بودن، قبول کردن، پذیرفتن
له شده
شخصیت کارتونی
اشک شمع
بتادین
توهم
یکی مونده به آخر
معطل کردن
شهربازی
شهربازی
اسب شهربازی
حنوکا، عید اخلاص یهودیان جشن یهودیان
دزد
فرصت طلب
فرصت، موقعیت
دست نیافتنی
وسیله
مدیر برنامه
زیر لیوانی
شلخته
قطعه
راهنما، نگهبان
مراقب بودن
تشخیص دادن
لنز
ملچ ملوچ
مشخص کردن، برجسته کردن
آشفته
لشگر کشی
مخفف Federal Insurance Contributions Act قانون مشارکت بیمه فدرال
ملا لغتی بودن
کم توجهی نسبت به اعمال و رفتار، قصور
زمزمه کردن، زیر لب چیزی گفتن
با پنبه سر بریدن
در برنامه نویسی برای پارامترهای ثابت به کار می رود.
قهوه لاته
احساسات قوی
دراز کشیدن
when things dont go your way and you adapt to the changes and keep moving ahead instead of flipin out
شیرین کاری
قضیه
بلند پروازی کردن
I stomped on her heart روی قلبش پا گذاشتم.
دست پاچه، آشفته
آتو
مچاله کرده، گلوله کردن
بیرون زدن
دست گرمی
قال گذاشتن، دو در کردن ( بیشتر در رابطه عاشقانه )
گذشته spend
علامت دادن با چراغ یا نور
چند چیز از یک نوع
سرو کردن
ریز ریز خندیدن